مهدی بازرگان

از پرتال جامع مسئولین جمهوری اسلامي ايران
پرش به: ناوبری، جستجو
مهدی بازرگان، معروف به مهندس بازرگان، نخستین نخست وزیر ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 (رییس دولت موقت) و نخستین دانشیار دانشگاه تهران بود. بازرگان، در کنار محمود طالقانی و یدالله سحابی، یکی از بنیادگذاران نهضت آزادی ایران و همچنین از فعالان در ارتباط با انجمن اسلامی دانشجویان در دانشکده فنی دانشگاه تهران بود. دوران‌ خانواده‌، دانشگاه‌ و جوانی بازرگان‌، از 13 تا 33 سالگی هم‌ زمان‌ است‌ با دوران‌ حكومت‌ و سلطنت‌ رضاشاه‌ از 1299 تا 1320 شمسی. در این‌ مرحله‌ می‌توان‌ شاهد رشد فكر مذهبی بازرگان‌ بود كه‌ با تلقی علمی دبیرستانی در هم‌ آمیخت‌، در فرانسه‌ تجلی ملی و سیاسی پیدا كرد و در بازگشت‌ به‌ وطن‌ عنصر تجدد را وجه‌ غالب‌ قرار داد. پس‌ از سقوط‌ رضاشاه‌، محتوا، آهنگ‌ حركت‌ و گستردگی فكر اجتماعی و سیاسی بازرگان‌ متحول‌ شد.

زندگینامه[ویرایش]

جنگ‌ ميان‌ مشروطه‌خواهان‌ و طرفداران‌ استبداد قاجار آغاز شده‌ بود كه‌ مهدی بازرگان در سال 1286 در خانواده‌ای مذهبی از اهالی آذربایجان، در تهران متولد شد. پدرش حاج عباسقلی بازرگان (تبریزی) از تجار دیندار،‌ روشنفکر و سر‌شناس زمان خود و مادرش بانو صديقه‌، دختر حاج‌ سيدحسين‌ طباطبايی بود. پدرش از بازاريان و فعالان اقتصادی بنام کشور بود و به همين دليل به بازرگان شهرت داشت و اين نام فاميل در خانواده او رسميت يافت. بازرگان تحصیلات ابتدایی را در مدرسه سلطانیه تهران و متوسطه را در دارالمعلمین مرکزی به پایان رساند و در سال 1306 جزء اولین گروه محصلین ممتاز کشور، ‌برای تحصیل به فرانسه اعزام شد. بازرگان پس از طی دوره مقدماتی و قبولی در کنکور سراسری کشور فرانسه، از بین دانشجویان اعزامی، اولین ایرانی بود که وارد تحصیلات عالی دانشگاهی شد و مورد تشویق وزیر فرهنگِ وقت قرار گرفت. او در مدرسه حرفه و فن شهر پاریس در رشتهٔ ترمودینامیک و نساجی تحصیل کرد در طی هفت سال اقامتش در فرانسه علاوه بر تحصيل و کارآموزی در رشته های صنعتی و ترموديناميک و نساجی به فعاليتهای علمی، فکری و اجتماعی نيز پرداخت و پس هفت سال در سال 1313، به ایران بازگشت. مهدی بازرگان جزو نخستین گروه ازفارغ التحصیلانی است که درتاریخ ایران زیرعنوان بورسیه به تحصیل در کشور دیگری پرداخته‌ است. ریشه‌ اندیشه‌ اجتماعی بازرگان‌ را باید در فضای خانواده‌ مذهبی و بازاری، سر كلاس‌ درس‌ ابوالحسن‌ خان‌ فروغی، در انجمن‌ كاتولیك‌ پاریس‌، در لابلای روزنامه‌های جمهوری خواه‌ فرانسه‌ و سرانجام‌ پشت‌ میز شركت‌ مهندسی‌ تهران‌ جستجو كرد.

بازگشت از فرانسه[ویرایش]

در سال 1313، پس از 7 سال تحصیل در فرانسه به کشور بازگشت و به خدمت نظام وظیفه رفت. در سال 1315، به عنوان اولین دانشیار در دانشکده فنی دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد و دو دوره متوالی ریاست دانشکده فنی را به عهده گرفت. سپس به بانک ملی رفت وعهده دار تأسيسات آن گرديد. درسال 1321 به معاونت دانشکده فنی دانشگاه تهران انتخاب گرديد و از سال 1324، به مدت شش سال به عنوان رئيس اين دانشکده انجام وظيفه نمود. بازرگان در اوايل سال 1330، به معاونت دکتر کريم سنجابی، وزير فرهنگ دولت دکتر مصدق انتخاب شد. در طی سالهای 32 - 1320 به فعاليت های سياسی و اجتماعی روی آورد و در چند گروه و سازمان از جمله کانون اسلام، انجمن اسلامی دانشجويان، اتحاديه مهندسين، حزب ايران و جبهه ملی فعال شد.

ریاست هیات مدیره و مدیریت عامل شرکت ملی نفت[ویرایش]

در سال 1330، توسط دکتر مصدق به ریاست هیات مدیره و مدیریت عامل شرکت ملی نفت ایران انتخاب شد و با حمایت مردم موفق به خلع ید از انگلیسی‌ها و با همت متخصصین ایرانی موفق به راه‌اندازی و اداره صنایع عظیم نفت شد. در سال 1331 مسوول احداث شبکه لوله‌ کشی آب تهران شد و آن را به ثمر رساند.

برکناری از خدمات دولتی[ویرایش]

پس از کودتای 28 مرداد 1332، ‌به دلیل اعتراض مکتوب علیه انتخابات مجلس شورای ملی که آن را غیرقانونی می‌دانست، در بهمن 1332 از خدمات دولتی و استادی دانشگاه برکنار شد و تا شانزدهم بهمن 1357 که پست نخست ‌وزیری دولت موقت انقلاب را به عهده گرفت، تنها در بخش خصوصی در زمینه تولیدات صنعتی فعالیت و خلاقیت داشت.

تقدم فعالیت دینی بر فعالیت سیاسی[ویرایش]

فعالیت‌های دینی بازرگان، همیشه بر فعالیت‌های سیاسی او مقدم بود. از اوان تدریس در دانشگاه با دانشجویان محشور بود و با آنان در تأسیس انجمن‌ اسلامی دانشجویان و سپس در انجمن اسلامی معلمین و بعد‌ها درتشکیل انجمن‌های اسلامی مهندسین و پزشکان مشارکت داشت. اولین نمازخانه را در دانشکده فنی در محیط دانشگاه تهران ایجاد کرد و سعی می‏کرد با ایراد سخنرانی‌های متعدد در مجالس و محافل مذهبی وعلمی، خلاء اعتقادی و علمی جوانان را در برابر تبلیغات ضد دینی، احزابی همچون حزب توده و جریان‌های تجددزده و دین‌ ستیز پر کند.

اولین تالیف دینی[ویرایش]

بازرگان اولین تألیف دینی خود را با عنوان «نماز» بین سال‌های 1315 تا 1320 برای جوانان نوشت‌ و با هزینه شخصی به چاپ رساند که نسخه‌ای از چاپ پنجم آن (اسفند 1322) در دست است. مذهب دراروپا، مطهرات در اسلام، کار در اسلام، راه طی شده، اختیار، پراگماتیسم در اسلام، از دیگر آثار دینی او در دهه 1320 و «از خداپرستی تا خودپرستی» و «آموزش قرآن» در 3 جلد در دهه 1330، می‌باشد. از بازرگان بیش از 100 اثر مذهبی و 16 اثر قرآنی به جای مانده است.

تاسیس کانون مهندسین[ویرایش]

بازرگان از نظر علمی و فنی نیز فعال بود و پس از شهریور 1320 از بانیان تأسیس کانون مهندسین بود. در دومین سالِ تأسیس کانون مهندسین، اولین اعتصاب صنفی مهندسین به بار نشست و تحولی عمیق در ارجاع مسوولیت و میدان فعالیت به متخصصین به وجود آورد و راه اصلاحات باز شد. واگذاری مسوولیت ادارات و کارخانجات به تحصیلکرده‌ها و مهندسان و حقِ داشتن دو نماینده منتخب از هر دانشکده در شورای دانشگاه، از دستاوردهای این اعتصاب صنفی است.

پایه گذاری و انتشار مجله صنعت[ویرایش]

در پایه‌‌‌ گذاری و انتشار مجله «صنعت» نقشی اساسی داشت و با انجام کارهای تحقیقاتی و انتشار نتایج آن در قالب مقالات و کتاب‌های علمی، از خود دستاوردهای ارزنده‌ای به یادگار گذاشته است. با کشف چاپخانه نهضت در سال 1334 به همراه عده ای ديگر از سران نهضت مقاومت دستگير و زندانی شد.

آثار علمی مهدی بازرگان[ویرایش]

در وصف صنعت (1315) زندان هارون یا آتشکده ساسانی (1323) دیاگرام عمومی برای گاز‌ها و هوای مرطوب (1323) سازمان مسافربری شهرستان تهران (1323) صفحه محاسبه (1323) ترمودینامیک صنعتی 1 و 2 (1323) تعیین شرایط هوای مطبوع (1326) آینه صنعت در ایران (1328) خشک کردن هوا بدون ماشین مبرد (1329) مهندس خارجی (1334) بسازیم یا برایمان بسازند (1335) باد و باران در قرآن (1343) پدیده‌های جوّی (1343) سیر تحول قرآن 1 و 2 (1344) بررسی نظریه اریک فروم (1355) ‌ علمی بودن مارکسیسم (1356)

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی[ویرایش]

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی مهندس بازرگان بسیار زیاد بود و به مناسبت‌های مختلف در جمع دانشجویان یا در محافل مذهبی و سیاسی، به صورت سخنرانی ارایه شده و سپس تکمیل و توسعه یافته و به صورت رساله و کتاب منتشر شده است که حاصل آن بیش از 70 اثر اجتماعی و 160 اثر سیاسی است. بازرگان در‌‌ همان روزهای اول بعد از کودتای 28 مرداد 1332، از نظر سیاسی فعال شد و در تشکیل نهضت مقاومت ملی مشارکت کرد و در سال بعد، پس از کشف چاپخانه مخفی این نهضت، به مدت 8 ماه توسط لشگر 2 زرهی ارتش زندانی شد و در همین زندان بود که کتاب «عشق و پرستش یا ترمودینامیک انسان» را به رشته تحریر در آورد.

جبهه ملی دوم و پایه گذاری نهضت آزادی[ویرایش]

بازرگان در تشکیل جبهه ملی دوم و مبارزات سیاسی فعالیتی مؤثر داشت و در بهار سال 1340، نهضت آزادی ایران را پایه‌ گذاری کرد. نهضت آزادی ايران در روز 27 ارديبهشت 1340 توسط مهدی بازرگان و در مخالفت با نظام شاهنشاهی ايران تاسيس شد. اين تشكل از ابتدا گرايش های ملی و مذهبی داشت و در برگيرنده طيف های روشنفكری و ملی - مذهبی بود. بسياری ازبنيان گذاران اين نهضت از فعالان سابق جبهه ملی ايران و حزب ايران بودند. از ديگر مؤسسين اين نهضت به غير از بازرگان می توان يدالله سحابی - علی شريعتی و صادق قطب زاده و ابراهيم يزدی را نام برد. اين نهضت همواره خود را پيروانديشه های مصدق می داند به طوری كه بازرگان درروز تاسيس نهضت آزادی و در معرفی مرامنامه نهضت گفت: « ما مسلمانان ايرانی، تابع قانون اساسی و مصدقی هستيم» و در بند چهارم مرامنامه نهضت آزادی آمده است: «مصدقی هستيم و مصدق را از خادمين بزرگ افتخارات ايران و شرق مي دانيم...

زندان و تبعید[ویرایش]

حرکت و فعالیت شتابان این جمعیت در آستانه انقلاب سفید، مهندس بازرگان را به همراه سایر بنیان‌گذاران نهضت آزادی ایران، راهی زندان کرد و پس از محاکمه‌ای طولانی، در سال 1342، توسط دادگاه نظامی به 10 سال زندان محکوم شد و در اوایل آبان 1344، به علت اعتصاب در زندان، همراه با 17 تن از یاران به دژ (زندان) برازجان تبعید گردید.

آزادی پس از 5 سال[ویرایش]

بازرگان در آبان 1346، پس از تحمل 5 سال زندان آزاد شد. وی در طول زندان به مناسبت‌های مختلف سخنرانی داشت و به تحقیق و تألیف پرداخت که حاصل آن 2 مقدمه بر کتاب، تلخیص یک کتاب، ‌ارایه 7 مقاله و 11 جلد کتاب علمی و تحقیقی شامل تبلیغ پیغمب، سازگاری ایرانی، نهضت آزادی هند، ‌بعثت و ایدئولوژی، ‌ آموزش قرآن 1 و 2 و 3، باد و باران در قرآن، پدیده‌های جوّی و سیر تحول قرآن 1 و 2 می‌باشد. بازرگان پس از آزادی از زندان به فعالیت‌های علمی، اجتماعی و دینی خود بازگشت و همت خود را بر اساس ایده‌ای که در سال 1336 در کتاب «احتیاج روز» برآن انگشت گذاشته بود، صرف رونق بخشیدن به اجتماعات آرمانی، انجمن‌های اسلامی و تشکل‌های صنفی و صنعتی کرد. او در سال 1356در تشکیل جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نقش مؤثری ایفا کرد و در ائتلاف نیرو‌ها و سمت‌ دهی به مبارزات مردمی علیه رژیم پهلوی، ‌سهمی بسزا داشت.

سیاست گام به گام[ویرایش]

نهضت آزادی در ابتدای سال 1340، توسط مهدی بازرگان تاسيس شد اما از همان ابتدا قائل به سلطنت شاه بودند نه حكومت وی. اساسا ساقط كردن و بركناری شاه را قبول نداشتند اما با حكومت وی مشكل داشتند. بعد از تاسيس و مخالفت اين گروه با حكومت شاهنشاهی ايران بعضی از فعالان آن مثل مهدی بازرگان و يدالله سحابی به زندان افتادند و هر كدام به 4 تا 10 سال زندان محكوم شدند. نهضت آزادی در ماجرای 15خرداد 42، از جمله گروه های سياسی بود كه از رهبری سياسی امام خميني(ره)حمايت مي كردند. بعداز اين تاريخ و با توجه به سركوب شديد ساواك در دهه 50، فعاليت نهضت آزادی در داخل تقريبا متوفق شد اما شاخه خارجی آن در اروپا و آمريكا كه توسط علی شريعتی راه اندازی شده بود شروع به كار كرد. در خصوص شعار «شاه سلطنت كند نه حكومت» اساسی ترين چهار چوب فعاليت سياسی نهضت آزادی و جبهه ملی بود. اين شعار نه به عنوان يك تاكتيك بلكه در واقع به منزله استراتژی محسوب مي شد. به عبارت ديگر چون هدف آنها، استقرار آزادی و دموكراسی بود آن را در سايه هر نظامی صرف نظر از ماهيت آن می پذيرفتند، لذا اعضای نهضت آزادی در واقع نه به حكومت اسلامی معتقد بودند و نه هدفشان سرنگونی سلطنت بود بلكه برای آنان استقرار دموكراسی در سايه شاه و آمريكا غايت مطلوب به شمار مي رفت.

مهندس بازرگان، نخست وزیر ایران[ویرایش]

در 15 بهمن 1357، قبل از پیروزی انقلاب از سوی امام خمینی (ره) به عنوان نخست‌وزیر برگزیده شد، اعتصابات صنعت نفت را سامان‌بخشید و دولت موقت انقلاب را تشکیل داد و به مدت 9 ماه، سکان دولت را در دست گرفت. درباره‌‌ علت‌ و چرایی‌ این‌ انتخاب‌ باید گفت‌ که‌ آن‌ مقطع‌ خیلی‌ حساس‌ و مهم‌ بود و اگرچه‌ امام خمینی (ره) نسبت‌ به‌ پیروزی‌ انقلاب‌ و شکست‌ طاغوت‌ اطمینان‌ خاطر داشت‌ ولی‌ برخی‌ نه‌ تنها چنین‌ اطمینانی‌ نداشتند، بلکه‌ شکست‌ و به‌ نتیجه‌ نرسیدن‌ انقلاب‌ و مبارزه‌ را محتمل‌ می‌دانستند و می‌گفتند: هنوز همه‌‌ قدرت‌ نظامی‌ و مادی‌ در اختیار رژیم‌ است‌ و هر کاری‌ از دستشان‌ برمی‌آید؛ مثلاً می‌توانند با بمباران‌ محل‌ تجمع‌ رهبران‌ و سران‌ انقلاب‌، کار را یکسره‌ کنند. از این‌ رو این‌ آقایان‌ معتقد بودند که‌ باید با دولت‌ بختیار مماشات‌ کرد و از هر اقدامی‌ که‌ وی‌ را برآشفته‌ و احیاناً به‌ اقدامات‌ خشونت‌آمیز وادار می‌کند، خودداری‌ نمود. در خصوص‌ تعیین‌ نخست‌وزیر هم‌ می‌گفتند که‌ باید فردی‌ میانه‌رو و تا حدی‌ مورد قبول‌ دستگاه‌ تعیین‌ شود تا کار به‌ جاهای‌ باریک‌ و قهر آمیز کشیده‌ نشود. امام (ره) هم‌ با این که‌ شخصاً با انتخاب‌ مهندس‌ بازرگان‌ مخالف‌ بود و می‌توانست‌ شخصیت‌های‌ انقلابی‌، شایسته‌ و توانمندی‌ همچون‌ شهید بهشتی‌ را به‌ این‌ سمت‌ بگمارد، ولی‌ مصلحت‌اندیشی‌ اعضای‌ شورای‌ انقلاب‌ و برخی‌ از اطرافیان‌ به خصوص‌ آیت‌الله‌ منتظری‌ را که‌ ارتباط‌ نزدیک‌ و تنگاتنگی‌ با بازرگان‌ داشت‌، پذیرفت‌ و مهندس‌ بازرگان‌ را به‌ نخست‌وزیری‌ منصوب‌ نمود. به‌ هر حال‌، در آن‌ مقطع‌ تقریباً همگان‌ این‌ انتخاب‌ را به‌ مصلحت‌ می‌دیدند. بختیار هم‌ با بازرگان‌ و کابینه‌اش‌ مشکل‌ چندانی‌ نداشت‌ و خیلی‌ زود کوتاه‌ آمد. شاید سازشی‌ هم‌ پشت‌ پرده‌ صورت‌ گرفته‌ بود که‌ بختیار مثلاً در برابر حفظ‌ جانش‌ با دولت‌ جدید راه‌ بیاید و مشکل‌ساز نشود که‌ فرار بختیار از مرز بازرگان‌ درحالی‌که‌ در دسترس‌ مقامات‌ بود، این‌ فرضیه‌ را تأیید می‌کند. نشانه‌ و مؤید دیگر این‌ سازش‌ حضور برخی‌ از عناصر شناخته‌شده‌‌ رژیم‌ مثل‌ تجلی‌ در دولت‌ موقت‌ بود.

جمهوری دموکراتیک اسلامی[ویرایش]

مبارزه با اسلاميت نظام در ماههای آغازین پیروزی انقلاب با سمبل هايي مثل مخالفت با «حجاب زنان» همراه بود. در اين مبارزه از عناصر راست ملي گرا تا گروهك چپ گرای چريك های فدايی خلق كه در اطلاعيه ای حجاب شرعی را «محبوس كردن زنان با بندهای پوسيده و در چارچوب افكار قرون وسطايی» ناميده بودند، شركت داشتند. بی اعتقادی دولت موقت به همراهی با اسلام خواهی امام و مردم نيز به نوبه خود مهيا كننده عرصه برای جولان دادن عناصر لائيك بود. به همين سبب امام خمينی (ره) در بدو ورود به قم، در كنار تأكيد بر حمايت از دولت بازرگان، همين دولت را «ضعيف النفس» خطاب كردند. در آن روزها بازرگان پيشنهاد كرده بود كه عنوان «جمهوری دموكراتيك اسلامی» بر نظام آينده نهاده شود. ولي امام از اولين روز حضور در قم تا زمان انجام همه پرسی، بارها بر خواسته ملت يعنی«جمهوری اسلامی نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد» تاكيد كردند. شايد كمتر كسی از عامه مردم در روز ورود امام به قم اطلاع داشت كه مهم ترين مخاطب اين كلام امام بازرگان است: «آن ها كه مي خواهند كلمه دموكراتيك را بر اين عبارت (جمهوری اسلامی) اضافه كنند، آن ها غرب زدگانی هستند كه نمی فهمند چه می گويند.» برخی از موضع گيری های امام در آن ايام، از نگرانی ايشان نسبت به رويه های دولت موقت حكايت دارد، روز 15 اسفند 1357، امام خمینی (ره) به صراحت از صورت طاغوتی وزارتخانه ها (بی حجابی و تجملات) انتقاد كردند و گفتند: «اين ها همه مسلمانند همه متعهدند. لكن ضعيف النفس اند... ضعيفيد آقا و تا ضعيفيد زير بار اقويا هستيد. آن وقتی كه نفس شما قوی شد و اعتنا نكرديد به اين زخارف، آن وقت است كه از شما حساب مي برند.» امام در اين سخنرانی همچنين روش قدم به قدم دولت بازرگان را يادآور همان روش قدم به قدم در دوران نهضت دانستند. حفظ چنين دولتی درعين حفظ انقلاب كار را برای امام بسيار دشوار ساخته بود؛ با اين حال آرايش جريان های سياسی مخالف به رغم برخورداری از رسانه های متعدد، در مقابل يك عتاب امام به هم می ريخت. درآخرين روزهای قبل از برگزاری رفراندوم گروه هايی مثل منافقين (موسوم به مجاهدين خلق) جبهه ملی، حزب توده و حزب خلق مسلمان برای اينكه از چشم مردم نيفتند، چاره ای جز دعوت مردم به دادن رأی «آری» به جمهوری اسلامی نيافتند. تنها چريك هاي فدايي خلق و گروه هاي ديگر تجزيه طلب در كنار متين دفتری و جبهه پرسروصدايش رفراندوم را تحريم كردند. روز 12 فروردين، محك جديدی برای ميزان مقبوليت مخالفان نظام بود. گرچه هوشمندی مقطعي برخی از آن ها در آخرين روزها مانع از رسوايی شان در رفراندومی شد كه98/2 درصد مردم در آن به جمهوری اسلامی رأی «آری» دادند، اما حتی اين پيام آشكار ملت نيز نتوانست جريان های سياسی مخالف را بر سر عقل بياورد و از مهلكه سقوط سياسی نجات بخشد.

دولت موقت: اعتدال گرا يا ناتوان؟[ویرایش]

مهدی بازرگان علاوه بر مبانی، در روش ها نیز راهی جز آنچه كه منطق یك دولت انقلابی و طراز «مكتب اسلام ناب» اقتضا می كرد در پیش گرفت. «اعتدال گرایی» منتسب به بازرگان بیش از آن كه ناشی از تفاوت منطق او با خط امام باشد، به ناتوانی هایش باز می گشت؛ چنان كه وی سه روز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در اجتماع دانشگاه تهران گفته بود: «انتظار عمل كردن مثل رهبر و مرجع عالی قدری كه بنده را مأمور و مفتخربه این خدمت كرده اند و با عزم راسخ ایمانی و قدرت، سر به زیر انداخته و بولدوزروار حركت می كند و صخره ها و ریشه ها و سنگ ها را سر جایش خرد كرده و پیش رفته و می رود، این انتظار را از بنده نداشته باشید. بنده ماشین سواری نازك نارنجی هستم كه باید روی آسفالت و راه همواره حركت كنم و شما باید راه را برایمان هموار كنید.» این اعتراف، آن زمان نشانه ای از فروتنی مهندس بازرگان تلقی شد. اما واقعیت این «ناتوانی» مشكلاتی را دامنگیر نظام نوپا كرد. بازرگان در اولین اقدامات خود در دولت موقت، گروهی از سیاستمداران فرتوت را مأمور اداره یك كشور بحران زده كرد؛ سیاسیونی كه حتی دارای سابقه كارشكنی در مبارزات امام علیه نظام ستم شاهی بودند. حتی مهندس عزت الله سحابی به «بدبینی بازرگان به جوان ها» اذعان دارد. البته نخست وزیر دولت موقت به تدریج متقاعد شد كه افراد جوان تری از طیف همفكرانش را باید به كار گیرد، اما بازرگان هیچ گاه نیاز نظام تازه تاسیس به جوانان پرشور، انگیزه مند و انقلابی را درك نكرد. زمانی كه جهاد سازندگی در نخست وزیری، تأسیس شد، بازرگان به بوروكرات های این دستگاه پوسیده و ناكارآمد دل بسته بود. بدتر از آن، حتی نماینده امام مجبور بود، جوانان جهادگر و در حقیقت هسته اولیه شكل گیری این نهاد را از دید نخست وزیر انقلاب پنهان كند! با این حال، نیروهای انقلاب نمی توانستند دست روی دست بگذارند و البته در برابر آن ها، نخست وزیر دولت موقت با مضامینی مثل «دولت در دولت، چاقوی بی تیغه و...»از جوانان انقلابی گلایه می كرد! بازرگان حتی وظایف شورای انقلاب را برای بررسی و تأیید صلاحیت وزرای مورد نظر خود بر نمی تافت و حتی آنان را تهدید به «استعفا» می كرد. خاطرات رهبر معظم انقلاب، به عنوان یكی از اعضای شورای انقلاب از آن روزها نشان دهنده این واقعیت است. مقام معظم رهبری با اشاره به تاكید اكثریت اعضای شورای انقلاب مبنی بر لزوم برخورداری وزرا از ویژگی های انقلابی و اعتقاد عمیق به اسلام، یادآور می شوند: «ما می گفتیم مثلا فلان وزیر را قبول نداریم و مواجه می شدیم با یك پاسخ كه پیوسته با آن روبه رو بودیم و آن این بود كه رئیس دولت موقت به ما می گفت اگر این ها را قبول نكنید من ناچارم استعفا بدهم. حالا شما ببینید وضعیت ما در مقابل تهدید استعفا از طرف رئیس دولت موقت آن هم بیست روز بعد از تشكیل دولت، چگونه است... ما بر سر معاونین آقای بازرگان چند بار در شورای انقلاب كارمان با ایشان به مشاجره كشید.» مهندس مهدی بازرگان حتی نسبت به دستورات صریح امام خمینی (ره) در برخی از این موارد بی اعتنا بود. در نامه ای كه شهید بهشتی در 22 اسفندماه 1359 به امام نوشت؛ می خوانیم: خود شما به یاد دارید كه این ها در مورد امیرانتظام و آقای فربد (دومین رئیس ستاد ارتش) و تاكید جناب عالی بركنار گذاردن آن ها چگونه عمل كردند.

مدیریت ناهماهنگ مهندس بازرگان[ویرایش]

بازرگان درطول دوران نخست وزیری همواره از مدریت ناهماهنگ در کشور گلایه داشت. سوال اینجا است که آیا نظام باید با دولت موقت هماهنگ میشد و یا برعکس؟ شورای انقلاب بیشترین همراهی را با دولت موقت برای رسیدن به اهداف پیش بینی شده داشت. تعیین وزیران دولت در این راستا باید ارزیابی شود. موافقت اعضای شورای انقلاب با عضویت برخی از وزرای بازرگان در دولت، به دلیل پذیرش صلاحیت آن ها نبود. سیدهادی خسروشاهی با اشاره به نوع رفتار ناصر میناچی (وزیر اطلاعات و جهانگردی یا ارشاد ملی دولت موقت) با شهید مطهری در انتهای دهه 1340 و ابتدای دهه 1350 كه به جدا شدن شهید مطهری از این موسسه فرهنگی انجامید، می گوید:

اظهارات شهید مطهری درباره بازرگان پس از پيروزی انقلاب و تشكيل دولت موقت به رياست مرحوم مهندس بازرگان و شركت آقای ميناچی در كابينه دولت موقت، من يك بار بيشتر مرحوم شهيد مطهری را به علت مشاغل و گرفتاری هايی كه ايشان داشتند، ملاقات نكردم. در اين ملاقات از ايشان پرسيدم چرا به رغم شناختی كه از آقای ميناچی داشتند، با انتخاب او برای وزارت در شورای مربوطه مخالفت نكردند؟ شهيد مطهری در پاسخ گفتند: البته من قلبا با انتخاب نامبرده موافق نبودم، ولی در شورای مربوطه، مخالفت خود را ابراز نكردم، چون در ذهنم اين شبهه ايجاد شد كه شايد مخالفت من برای رضای خدا نباشد و ريشه در رنجش من از نامبرده در مورد مسئله حسينيه ارشاد و برخورد زشت و ناگوار وی با من داشته باشد و يا حداقل برای مردم و دوستان چنين سوء تفاهمی پيش بيايد، لذا سكوت كردم. البته مخالفت مرحوم آقای طالقانی با انتخاب نامبرده برای وزارت و مشكوك دانستن وی از لحاظ سياسی و ارتباط احتمالی با بعضی از محافل رژيم سابق، شايد برای روشن شدن دوستان، اتمام حجتی بود و تكليفی برای من باقی نمی ماند، اين بود كه سكوت كردم، ولی چون در نهايت، اكثريت دوستان شورا با انتخاب وی موافقت كردند، ما هم مخالفتی نكرديم تا خدای نكرده در آغاز كار، اختلافی بين ما و دوستان و كابينه موقت پيش نيايد وگرنه موضع من نسبت به نامبرده، با توجه به عملكرد غيرمشروع وی در اداره حسينيه ارشاد، بر همه روشن بود و من نخواستم آن موضع گيری را در اين امر دخالت بدهم چون هدف بالاتر از اين حرف هاست.

اختلاف نظر اساسی بين مهندس بازرگان و بزرگان شورای انقلاب البته در انتخاب افراد یك اختلاف نظر اساسی بین مهندس بازرگان و بزرگان شورای انقلاب وجود داشت. بازرگان در شرح این اختلافات می گوید كه برخلاف نظر شهید بهشتی كه بر «حسن شهرت و شایستگی اخلاقی و اجتماعی و پذیرش شخصی و اداری» وزراء تاكید داشته، وی بیشتر به «سابقه و آشنایی و صلاحیت اداری و فنی» اهمیت می داده است. نتیجه سلیقه و روش نخست وزیر دولت موقت، به وجود آمدن یك دستگاه اجرایی ناكارآمد و نامتناسب با مطالبات انباشته مردم انقلابی بود. این ناكارآمدی در كنار توقع آفرینی های جاه طلبانه و توطئه گرایانه گروه های چپ و راست وضع دشواری را پدید آورد، چنانكه گاه امام را به رغم حمایت از دولت نوپا، به بیانات عتاب آلودی نیز مجبور می كرد. از اولین روزهای تشكیل دولت موقت تا پایان عمر كوتاه آن، بارها امام از ادامه «وضعیت طاغوتی در اداره ها» و حتی حفظ سربرگ های حاوی نماد رژیم شاهنشاهی شكایت داشتند. در این شرایط، نیروهای انقلاب با مشاهده خسارت های ناشی از رویه های زیانبار مجبور به دخالت در امور اجرایی بودند. به عنوان مثال، كمیته های انقلاب اسلامی اولین پناهگاه مردم برای رسیدگی به نارسایی های اجرایی و مفاسد اداری بود. پیگیری كمیته ها برای رفع مشكل، به جای آنكه دولت موقت را به تلاش بیشتر وادارد، آن را به مقابله با نهادهای انقلابی می كشاند.

انحلال كميته های انقلاب اسلامی مهندس بازرگان و يارانش با تمسك به برخی از نابسامانی ها و انحراف هايی كه در برخی از كميته ها وجود داشت، دوماه پس از پيروزی انقلاب اسلامی خواستار انحلال كميته ها و سپردن كار به شهربانی و ژاندارمری شدند و اين در حالی بود كه دستگاه انتظامی به جا مانده از رژيم گذشته، وارث سال ها بدنامی و فساد و به طور طبيعی فاقد مقبوليت اجتماعی و نيز انگيزه و كارآمدی درونی برای بردوش كشيدن بار سنگين انقلاب به شمار می رفت. در چهارگوشه كشور ناامنی های تجزيه طلبانه اوج گرفته بود و گروه های سياسی مخالف راه امام و مردم، با غارت مراكز نظامی به جنگ مسلحانه برای براندازی نظام فكر می كردند. احمد صدر حاج سيدجوادی وزير كشور كه پيشنهاد انحلال كميته ها را مطرح می كرد، در وزارتخانه خود، گروهی ازاعضای گروهك های مسلح مثل منافقين (موسوم به مجاهدين خلق) را گرد آورد. او يك عنصر حزب توده به نام ابراهيم يونسی را كه سابقه عضويت در شاخه نظامی حزب توده داشت، را استاندار كردستان كرد. اين امر امكان دستيابی گروهك هايی مثل حزب دموكرات كومله و... را به اسلحه و ديگر امكانات دولتی مهيا می ساخت. خواسته دولت مهندس بازرگان برای انحلال كميته های انقلاب اسلامی به عنوان مهم ترين نهاد مردمی برخاسته از مساجد و حافظ انقلاب، در حالی مطرح می شد كه همان هنگام در تبليغات گروه های سياسی مخالف برحذف روحانيت ازصحنه سياسی تاكيد دائم می شد تا جهت گيری «اسلام محور» نظام جديد را تضعيف كنند.

تلاش برای انحلال مجلس خبرگان[ویرایش]

نهضت آزادی و دولت موقت در قبال امام خمینی (ره) برعدم صلاحیت حقوقدانان غربزده برای حضور در مجلس خبرگان قانون اساسی و لزوم ورود اسلام شناسان به این امر، سكوت اختیار كرد. اما زمانی كه مجلس خبرگان در یك برخورد فعال و خارج از چارچوب پیش نویس قانون اساسی، اصل ولایت فقیه را به تصویب رساند، مخالفت ها آغاز شد. برای مثال، امیر انتظام، عضو فعال نهضت آزادی و سخنگوی قبلی دولت موقت در مقام سفیر ایران در كشورهای اسكاندیناوی به سوی مراد خود، بازرگان در تهران شتافت و ایده انحلال مجلس خبرگان یا استعفای دولت موقت را در اعتراض به این مصوبه مجلس خبرگان به او پیشنهاد كرد. او از بازرگان خواست پیش از مطرح كردن این پیشنهاد برای امام (ره)، آن را در گفت وگو با خبرنگاران علنی كند تا امام را در مقابل عمل انجام شده قرار دهد. بازرگان ابتدا این پیشنهاد را پذیرفت، اما پس از تشكیل جلسه دولت موقت، از طرح علنی آن منصرف شد. به گفته شهید فضل الله محلاتی، بازرگان در گفت وگوی خصوصی با وی و آیت الله منتظری (امام جمعه وقت تهران) در زیر جایگاه نماز جمعه از اینكه خبرگان از چارچوب «پیش نویس قانون اساسی» - كه اصل ولایت فقیه در آن گنجانده نشده بود - پیروی نكرده اند، به شدت عصبانی بوده. اعتراض سران نهضت آزادی به رأی نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی البته راه به جایی نبرد و اصل تاریخ ساز «ولایت فقیه» به قانون اساسی راه یافت، اما این ماجرا، تابلویی همیشگی از بی اعتنایی نهضت آزادی و رهبر آن را به اصول ضروری اسلام و ضروریات مردم سالاری ترسیم كرد. حسرت خوردن از عدم استمرار حیات چنین حزبی، آن هم از سوی كسانی كه دو دهه بعد پرچم «اصلاح طلبی» را بلند كرده بودند، یكی از طنزهای ماندگار تاریخ سیاسی معاصر است.

اعتراض ها به دیدارمهندس بازرگان با برژینسکی[ویرایش]

به دنبال اشغال لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام (ره) دولت موقت استعفا داد. پیش ازاین استعفا دیداربازرگان با برژینسکی جنجال برانگیز شده و انتقادات شدیدی را متوجه وی و دولت موقت کرده بود. دولت آمریکا می گوید این بازرگان بود که تقاضای دیدار کرده بود ولی دولت موقت نظر دیگری دارد. روزنامه اطلاعات در شماره روز 12 آبان 1358 در گزارشی از این دیدار می نویسد: «هیئت سیاسی ایران به ریاست مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر که صبح چهارشنبه گذشته برای شرکت در بیست و پنجمین سالگرد انقلاب الجزایر به آن کشور سفر کرده بود؛ ملاقاتها و گفت و گوهایی در حاشیه این مراسم با شخصیت ها و هیئت های نمایندگی دیگر کشورها انجام داد و پیام امام خمینی (ره) به مناسبت سالگرد انقلاب الجزایر قرائت شد. ملاقات بازرگان با رئیس جمهور الجزایر، برژینسکی مشاور امنیتی کارتر، حافظ اسد رئیس جمهور مصر و مصاحبه دکتر ابراهیم یزدی، وزیر امورخارجه، در این سفر از جمله رویدادهایی است که می توان به آنها اشاره کرد. بر اساس گزارش های رسیده مهندس بازرگان یک ملاقات بدون حضور خبرنگاران و عکاسان با برژینسکی مشاور ریاست جمهور آمریکا در امور امنیتی، انجام داد که به مدت یک ساعت و نیم طول کشید. مهندس بازرگان در پایان این دیدار در یک گفت و گوی خبری کوتاه اعلام کرد مذاکره با برژینسکی صریح و روشن بوده و ما اعلام کردیم که آمریکا باید روش خود درباره ایران را نسبت به دوران شاه سابق تغییر دهد. وی ادامه داد: ترتیب این ملاقات دو روز قبل از عزیمت من به الجزایر داده شده بود کاردار سفارت آمریکا در تهران به من اطلاع داد برژینسکی مایل است هنگام اقامت من در الجزایر ملاقات و مذاکراتی انجام دهد. نخست وزیر این مذاکرات را صادقانه توصیف کرد و گفت: موضوع قراردادهای گذشته ایران با آمریکا و نیز چگونگی مناسبات و روابط دو کشور مطرح شده است.»

چگونه ایران را از دست دادیم ؟ برژینسکی در مقاله ای با عنوان «چگونه ایران را از دست دادیم ؟» جریان این دیدار را با تفاوت روشنی از جمله این که بازرگان از وی تقاضای دیدار کرد، چنین روایت می کند: «يك هفته پس از ورود شاه به آمريكا، روز اول نوامبر، من در رأس هياتى از طرف دولت آمريكا براى شركت در جنش‏هاى بيست و پنجمين سالگرد انقلاب الجزاير به آن كشور رفتم. درجريان اين سفر بود كه مهدى بازرگان نخست وزير ايران از من تقاضا كرد كه ديدارى با هم داشته باشيم. من اين تقاضا را پذيرفتم و بعد از ظهر همان روز در اتاق هتل بازرگان با وى ملاقات كردم... ملاقات ما در محیط دوستانه ای پایان یافت و رفتار مخاطبین ایرانی من خیلی بیش از انتظار صمیمانه بود. من جریان این دیدار را بی درنگ به رئیس جمهوری و ونس وزیر امور خارجه گزارش دادم.» ابراهیم یزدی، وزیر خارجه بازرگان، در مورد اظهارات برژینسکی می گوید: من و مهندس بازرگان بعد از انتشار کتاب برژینسکی در نامه ای خطاب به ناشر کتاب به این ادعا که ما درخواست دیدار با برژینسکی را داشتیم اعتراض کردیم. وی همچنین می گوید: اگر ما درخواست دیدار داشتیم چرا ملاقات در محل اقامت بازرگان صورت گرفت؟ با این حال قرائت طرفین این مذاکره صمیمی، ساده و روشن و در عین حال طولانی متفاوت است. رابرت گیتس، وزیر دفاع سابق آمریکا، که در آن زمان 5 سالی می شد که از سازمان سیا به شورای امنیت ملی نقل مکان کرده بود نیز در این جلسه حضور داشت. وی نیز طی سخنانی که در دانشگاه ملی امور دفاعی آمریکا ایراد شد اعلام کرد: این بازرگان و دولت ایران بود که از ما درخواست کردند به آنان وقت ملاقات دهیم.»

واکنش های گسترده به دیدار بازرگان با برژینسکی دیدار بازرگان با برژینسکی واکنش های گسترده ای را در سطح کشور به همراه داشت. به عنوان نمونه حزب جمهوری اسلامی به دنبال انتشار خبر دیدار های بازرگان در الجزایر با انتشار بیانیه ای از دولت توضیح خواست. حزب جمهوری اسلامی در این بیانیه پرسیده بود: در زمانی که امام و امت شدیدا سیاست‌های تجاوزکارانه آمریکا را محکوم می‌کنند آیا ملاقات با برژینسکی می‌تواند با حرکت انقلابی مردم مسلمان ایران هماهنگ باشد؟ در بخش دیگری از این بیانیه تاکید شده بود: ما لازم می‌دانیم که گزارش این ملاقات کامل و تمام در اختیار امام خمینی[ره] و شورای انقلاب گذاشته شود و ملت نیز کاملا در جریان امور قرار بگیرد تا از سوءتفاهمات احتمالی جلوگیری شود و این امر مورد بهره‌برداری سوء قرار نگیرد؟ حوزه علمیه قم نیز با انتشار اطلاعیه ای از ملاقات مهندس بازرگان با برژینسکی در الجزایر انتقاد کرد. آیت الله خلخالی نیز در اعتراضی به دیدار نخست وزیر با معاون رئیس جمهور آمریکا، تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان را واکنشی به این دیدار دانست. وی گفت: کسانی که تا به امروز به خون پاسداران و ارتشیان غیور ما خندیده اند و کسانیکه از یک جرثومه خیانت و دزد، محمد رضای خائن که ملت ایران او را به اعدام محکوم کرده پذیرایی می کنند و کیسنجر و نیکسون با خانم های خود به دیدن او می روند و در صدد توطئه علیه جمهوری نوپای اسلامی می باشند مانند جرالد فورد نقشه برگشت شاه را در سر می پرورانند نباید ما به خود اجازه ملاقات با سران آنها را بدهیم.

سرانجام؛ استعفا ![ویرایش]

به دنبال این اعتراضات و نیز اشغال لانه جاسوسی بود که مهندس مهدی بازرگان نخست‌وزیر روز 14 آبان 58، استعفای خود را تقدیم امام کرد. در بخشی از متن استعفای مهندس بازرگان که در قم تقدیم امام شد، آمده بود: دخالت‌ها، مزاحمت‌ها، مخالفت‌ها واختلاف نظر‌ها، انجام وظایف محوله وادامه مسئولیت را برای همکاران واینجانب مدتی است غیرممکن ساخته است. بازرگان ادامه داده بود: درشرایط تاریخی حساس حاضر نجات مملکت و به ثمررساندن انقلاب بدون وحدت کلمه و وحدت مدیریت میسر نمی‌باشد، بدین وسیله استعفای خود را تقدیم می‌دارد تا به نحوی که مقتضی می‌دانند کلیه امور را در فرمان رهبری بگیرند یا داوطلبانی را که با آن‌ها هماهنگی وجود داشته باشد مامور تشکیل دولت فرمایند. امام خمینی (ره) نیز بلافاصله پس از این استعفا در فرمانی خطاب به شورای انقلاب وظایف نخست وزیر را به شورای انقلاب محول کردند. ایشان در این فرمان از شورای انقلاب خواستند بدون فوت وقت در تهيه مقدمات همه‎ پرسی قانون اساسی، انتخابات مجلس شورا ی ملی و تعيين رئيس جمهور تلاش کند.

آخرین نطق مهندس بازرگان[ویرایش]

عصر 16 آبان دو روز پس از استعفا؛ مهندس بازرگان در آخرین پیام خود مسائل مهم مملکتی را تحلیل کرد. سخنان بازرگان در این نطق طرز تفکر وی و نیز مسیر دولت موقت را به خوبی عیان می سازد. بازرگان در این پیام تاکید کرده بود: اگر بار گران بودیم رفتیم، حوالت با خدا کردیم و رفتیم. نخست وزیر سابق گفت: امام در فرمان نخست وزیری به ما ماموریت داد تا مقدمات انتقال از رژیم طاغوت به حالت کمال مطلوب نهایی جمهوری کامل اسلامی را فراهم آوریم و خود ما هم یک چیز به آن اضافه کردیم و آن تدارک و تهیه انقلاب نهایی و مطلوب بود. با تاسیس پست وزیر مشاور در طرح های انقلاب این ماموریت را به خودمان دادیم که با استفاده از نظریات مردم و متخصصین و مطلعین با فرصت و فراغت و با مطالعه صحیح و کامل در امور اقتصادی، آموزش و فرهنگ، امور اجتماعی، امور سیاسی، نظامی، اداری و غیره در این مدت دوران انتقال، مطالعات لازم بشود که طرح های مفید برای دولت آینده عرضه گردد تا اگر خواستند استفاده کنند و یا تکمیل نمایند.

انتظاری که مردم از ما داشتند و نشد بازرگان گفت: مردم از ما انتظار داشتند همه مشکلاتی که در طول 2500 سال نظام طاغوتی ایجاد شده بود به طرفه العینی برطرف کنیم. وی ادامه داد: بین سازندگی وانتقام تضاد وجود دارد، وقتی بخواهند که حساب های گذشته تسویه بشود و انتقام گیری بشود و آن حالت انقلابی پاکسازی صورت بگیرد این دو عمل با هم جور نمی آیند.

من همیشه گام به گام حرکت کردم، راهی جز این بلد نبودم بازرگان در توضیح ناکامی های دولت موقت گفت: در هر حال متاسفانه ما نه بال داشتیم که پرواز کنیم، نه پیغمبر خدا بودیم که معراج کنیم و نه طی الارض بلد بودیم ...در تمام مراحل زندگی چه در دوران تحصیل ایران ، چه دوران تحصیل خارج، چه دوران خدمات اداری، چه دوران مبارزه و هرجا که بودیم ما گام به گام و سنگر به سنگر جلو رفتیم و غیر از این راهی و وسیله ای بلد نبودم، حالا خیلی متاسفم و عذر میخواهم چون بشر بودم و راهی جز این بلد نبودم!

ابلیس کی گذاشت که ما بندگی کنیم نخست وزیر سابق همچنین با اشاره به مخالفت ها گفت: ابلیس کی گذاشت که ما بندگی کنیم و البته عامیانه می گویم کی شد که بی سرخر زندگی کنیم! بازرکان تعدد مراکز تصمیم گیری را مشکل دیگری دانست که در نه ماه گذشته دولت موقت با آن دست به گریبان بوده است.

مشکل قانون اساسی و حاکمیت طبقاتی! وی در ادامه ضمن انتقاد از قانون اساسی تدوین شده در مجلس خبرگان قانون اساسی گفت: بیم آن می رود که این قانون اساسی به چند قطبی شدن کشور بینجامد و کسی در این کشور تکلیف خود را نداند، ما با این نگرانی بزرگ خداحافظی می کنیم که مملکت بعد از تصویب قانون اساسی باز هم دچار هرج و مرج و بی تکلیفی باشد و حاکمیت طبقاتی ولو طبقه روحانی در کشور حکمفرما شود.

استعفا به خاطر تسخیر سفارت آمریکا نبود، دراعتراض به آمریکا پیش قدم بودیم بازرگان درادامه این که استعفای دولت موقت به مسائل بعد از تسخیر سفارت آمریکا مربوط است؛ اشاره کرده و آن را شدیدا تکذیب کرد و گفت: از مدتها قبل تصمیم به استعفا داشتیم. وی گفت: در اعتراض به عمل آمریکا در پذیرش شاه سابق دولت پیش قدم بود.

تا به حال با صدها وزیر و سفیر دیدار داشتیم، نیازی نبود اطلاع بدهیم بازرگان در پاسخ به این سوال که چرا دیدار با برژینسکی به اطلاع امام نرسیده بود گفت: ما در این مدت با صدها وزیر و سفیر دیدار داشتیم و هیچ کدام از این دیدار ها را نیز به اطلاع شورای انقلاب و یا امام نرساندیم، نخست وزیری که برای دیدار با یک وزیر باید اجازه بگیرد به درد لای جرز دیوار میخورد، مگر من هویدا هستم یا امام خمینی محمد رضا شاه که بخواهم برای آب خوردن هم از ایشان اجازه بگیرم...امام هم هیچوقت چنین توقعی از ما نداشتند.

عیبی ندارد به ما غرب زده بگویند ! نخست وزیر مستعفی ادامه داد: ضرب المثلی است در فرانسه، البته ذائقه و مشرب فرانسوی است و بعد هم به پاس اینکه 7 سال من در آنجا تحصیل کرده ام و خودم را به فرمایش امام علی مدیون آنها می دانم ولو اینکه می گویند غرب زده است، مثلی است که می گوید زیبا ترین زن جهان بیش از آنچه دارد نمی تواند هدیه کند، همکاران ما هم هر آنچه داشتند در طبق اخلاص گذاشتند.

مهندس بازرگان ونماینده گی اولین دوره مجلس[ویرایش]

او بعد از کناره‌گیری از پست اجرایی، در اولین انتخابات مجلس نامزد نمایندگی شد و به نمایندگی از مردم تهران در قالب فراکسیون اقلیت به مجلس راه یافت. دوره اول مجلس شورای اسلامی كه در تاریخ هفتم خرداد سال 1359 شمسی اولین جلسه خود را تشكیل داد، با حوادث ناگوار و دلخراشی همراه بود كه مجلس اولی ها را با مشكلات فراوانی مواجه كرد. ریاست موقت مجلس اول شورای اسلامی، ابتدا بر عهده یدالله سحابی، با نایب اولی مهدی بازرگان بود ولی در ادامه و پس از تصویب اعتبارنامه‌ها، انتخاب هیئت رئیسه دایم صورت گرفت و اکبر هاشمی رفسنجانی عهده دار ریاست مجلس، و سید اکبر پرورش، سید محمد موسوی خوئینی‌ها، حبیب الله عسگراولادی، محمد یزدی و سید محمد خامنه‌ای به عنوان نواب هیات رئیسه برگزیده شدند. از جمله مشکلات مجلس اوّل شورای اسلامی كه در تاریخ هفتم خرداد ماه 1363 پایان یافت، ناامنی کشور به واسطهٔ ضد انقلاب و جنگ ایران و عراق بود. شاید علاوه بر ترور شخصیت های نظام، مهمترین حادثه ای كه در آن روزها در دهه شصت اتفاق افتاده بود، تظاهرات 5 مهر 1360 بود، كه اعضای سازمان مجاهدین خلق كه اینك شمشیر را از رو بسته و به مقابله مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی روی آورده بودند، به خیابانهای تهران ریخته و برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی شعارهایی اهانت آمیز علیه امام خمینی (ره) سر دادند. روز چهارشنبه 15 مهرماه سال 1360، مهدی بازرگان كه پس از استعفا از مقام نخست وزیری، اینك به عنوان نماینده مجلس شورای اسلامی فعالیت می كرد، در نطق پیش از دستوری كه به مناسب مرگ "سادات" دیكتاتور مصری، قرائت می كرد، به مساله اعضای سازمان منافقین و عملكرد آنها پرداخت.

نطق پیش ازدستور بازرگان واعتراض به اعدام منافقين در شرایطی كه منافقین دچار بحران روانی و شكست بزرگ اجتماعی و تبلیغی شده بود و عملاً در بن بست گرفتار آمده بود، موضع گیری نا به هنگام و غیر منتظره مهدی بازرگان در مورد سازمان كه موجب برانگیختن واكنش ها و بازتاب های سیاسی و تبلیغی شد، بسیار عجیب و سؤال برانگیز بود. در حالی كه فضای اجتماعی بعد از 30 خرداد و به ویژه در پی شهادت مظلومانه شهدای هفتم تیر و هشتم شهریور، به شدت علیه بازرگان و نهضت آزادی بود و افكار عمومی آنان را به نوعی شركای سیاسی و سهیم در جرایم سازمان می شناختند، تا آنجا كه در مراسم تشییع شهدای هشتم شهریور و سایر اجتماعات مذهبی سیاسی مانند نمازهای جمعه، شعارهایی علیه رهبران نهضت آزادی سر داده می شد، انتظار می رفت كه حداقل از سوی شخص بازرگان، سخن یا اقدام تحریك آمیز جدیدی بروز نیابد. بازرگان كه در آن روزگار به شدت مورد خشم و غضب ملت قرار گرفته بود، در نطق پیش از دستور خود نسبت به اعدام منافقین و كسانی كه در روز 5 مهر به صورت مسلحانه به خیابانها ریخته و علیه امام خمینی(ره) شعار داده بودند، اعتراض كرد. وی در سخنرانی 15 مهر خود، ضمن تمجید از شهدای حوزه علمیه و مسئولان، دستگیر شدگان یا كشته شدگان عضو سازمان را "نونهالانی توصیف كرد كه جگر گوشگان و پرورش یافتگان امید این مملكت بوده اند،‌عاشق وار و یا دیوانه وار، فداكار یا گناهكار در طاس لغزنده ای افتاده اند."وی ضمن رد اتهام این كه محاربان علیه نظام آمریكایی اند، اعضا و هواداران سازمان را "‌جوانان جانباز" خواند كه نمی توان آنها را "مزدور" دانست! در حالی كه كمتر از نیمی از سخنرانی بازرگان از روی متن مكتوب در مجلس خوانده شد، به دلیل اعتراض بسیاری ازنمایندگان و بروز تشنج و قطع جلسه، این نطق ناتمام ماند و نهضت آزادی چندی بعد متن كامل این نطق را در روزنامه كیهان و مستقلاً در قالب یك اطلاعیه منتشر ساخت.

خاطره هاشمی رفسنجانی از ایراد نطق بازرگان در خاطرات رفسنجانی مواردی از اعتراضات مردمی علیه بازرگان و نهضت آزادی و حتی درخواست كمك نهضتی ها از وی برای كاهش و یا جلوگیری ازادامه آن اعتراضات، درج شده است. هاشمي رفسنجاني درهمين رابطه در خاطرات آن روزهای خود اينگونه آورده است كه:«جلسه علنی داشتیم، مهندس مهدی بازرگان اولین سخنران قبل از دستور بود. درقسمتی ازاظهاراتش ضمن اظهار تأسف ازشهید شدن پاسداران و شخصیت ها به دست تروریست ها، از اعدام ها و سخت گیری های دادگاه های انقلاب هم انتقاد داشت و آمریكایی بودن تروریست ها را مردود دانست. اظهارات ایشان مورد اعتراض شدید جمعی از نمایندگان قرار گرفت، مجلس را متشنج و ترك كردند و به ایشان اعتراض نمودند...كسی از ایشان دفاع نكرد، دوستانش هم وحشت كرده بودند، مجلس را به عنوان تنفس تعطیل كردم. جمعیتی از مردم و بازاریان كه جریان مجلس را از رادیو شنیده بودند به عنوان اعتراض به اظهارات آقای بازرگان، مقابل مجلس آمدند و شعارهای تندی علیه ایشان، لیبرال ها، بنی صدر، آمریكا و منافقان می دادند.» هاشمي همچنين در رابطه با 16 مهر، يعني يك روز پس از نطق جنجالی بازرگان مي گويد: «جلسه علنی داشتیم ... نگران نطق های تند قبل از دستور علیه نهضت آزادی بودم، كنترل كردم ... به خیر گذشت. مهندس بازرگان در جلسه شركت نكرده بود، احتمال می رفت كه دوستانش هم شركت نكنند، ولی آمده بودند.» از جمله در روز 15 شهریور 60، به نقل از خانواده هاشمی كه در تشییع جنازه شهید قدوسی و شهید وحید دستجردی شركت كرده بودند، آمده است كه: "مردم شعارهایی علیه مهندس بازرگان هم می دادند."

واکنش تند سیّدمحمد خاتمی به نطق بازرگان اما مهمترين و جالب توجه ترين واكنش به نطق بازرگان، سرمقاله های روزنامه كيهان در 16، 18 و 19 مهرماه همان سال به قلم سيد محمد خاتمي، از نمايندگان دوره اول مجلس شورای اسلامی و نماينده امام و سرپرست روزنامه كيهان بود. اين سرمقاله، كه در سه قسمت در روزهاي مذكور باعنوان "مرگ آقای سادات و نطق آقا بازرگان" نگاشته شده بود به مواضع بازرگان در 15 مهرماه در مجلس شورای اسلامی پرداخته بود.

فعالیت ها در خارج از مجلس[ویرایش]

بازرگان در خارج از مجلس نیز از طریق نهضت آزادی ایران فعالیت کرد و پس از انقلاب در پایه‌گذاری «جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت ایران»، مشارکت فعال داشت و با درج مقاله در روزنامه «میزان» و سخنرانی در محافل اجتماعی و ارسال نامه‌های سرگشاده به مقامات، ‌ فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی خود را ادامه داد.

سرانجام مهندس بازرگان[ویرایش]

سرانجام در آخرین روز دی‌ ماه 1373، هنگامی ‌که مهندس بازرگان، ایران را به قصد معالجه ترک گفته و برای درمان بیماری قلب عازم سوییس بود، درفرودگاه زوریخ وضعیت مزاجی‌اش رو به وخامت گذاشت. وی را به سرعت از فرودگاه به بیمارستان منتقل کردند ولی سودی نبخشید و بازرگان در سن 87 سالگی در زوریخ درگذشت. پیکر مهدی بازرگان را پس از درگذشت به ایران بازگرداندند و بنا به وصیت‌اش، در مقبره بیات درجوار مرقد حضرت معصومه (س) و درکنار پدر و مادر و جمعی از اقوامش به خاک سپرده شد تا به قول خود «احتمال سر خاک آمدن و از خدا طلب مغفرت خواستن برای همه به خاک سپردگان بیشتر باشد.»