مرتضی آقاتهرانی

از پرتال جامع مسئولین جمهوری اسلامي ايران
پرش به: ناوبری، جستجو
حجت الاسلام مرتضی آقاتهرانی سیاستمدار و استاد فلسفه است. او علاوه بر نمایندگی مجلس، امامت جمعه و سرپرستی مؤسسه اسلامی نیویورک را بر عهده داشته و از شاگردان نزدیک آیت الله مصباح یزدی است. وی به عنوان معلم اخلاق کابینهٔ دولت نهم، مشهور شد. او در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی است، عضو فعال و نایب رییس فراکسیون انقلاب اسلامی و عضو هیئت امنای عرفان دانشکده قم است.


زندگینامه[ویرایش]

مرتضی آقاتهرانی بنا بر نقل مادر و تاریخ مندرج در شناسنامه 1336/1/1 (امّا پدرش تاریخ تولد او را 1334 می داند.) در شهر تیران از توابع استان اصفهان متولد شد، آقاتهرانی دوران کودکی خود را در خانه باغی در محله «تل واسگان» نزد پسر عموهایش سپری کرد. پدر او ابتدا دوات‌گر بود، (یعنی در بازار سماور درست می‌کرد) و بعد که دستگاه چرخ آمد به شغل سنگ ‌تراشی روی آورد، سپس چون احساس کرد سنگ تراشی به دلیل تکنولوژی، در حال از بین رفتن است به شغل پیمانکاری سنگ کاری روی آورد و در نهایت به سنگ بری اشتغال می ورزید.

دوران تحصیل[ویرایش]

در قدیم به جای مهد کودک، بچه ها را به نزد افراد با ایمان، با حوصله، قدری با سواد، با تجربه، و سالخورده می فرستادند و اصطلاحا می گفتند: «بچه ها می روند کار». آقاتهرانی در مکتب خانه اصول دین، قرائت نماز، اسامی امامان و حروف ابجد را آموخت. او هنوز به سن مدرسه نرسیده بود که به دبستان تعلیمات دینی رفت. در زمان شاه، این دبستان ها در کل ایران زیر نظر یک روحانی به نام آقای شیخ عباس اسلامی اداره می شد. مدیر مدرسه، حاج شیخ حسین خادمی بود. در این مدرسه تعلیمات دینی و قرآن بیشتر از مدارس دیگر رونق داشت. آقاتهرانی تا سال ششم ابتدایی را در مدرسه تعلیمات دینی گذراند و در سال‏های دبستان و دبیرستان معمولا سر صف قرائت قرآن می کرد. صدای خوبی داشت و به قرآن نیز مسلط بود. آقاتهرانی در سال یازدهم دبیرستان، دبیرستان را رها کرده، و با تحریک و تشویق آیت الله فاضل (رحمه الله)، و به قصد ورود به حوزه، عازم قم شد. البته، پدر او معتقد بود که بچه ها باید کار یاد بگیرند. به همین دلیل هم، روزهای تعطیل نزد پدرمی رفت تا کار کردن بیاموزد.

کلوپ دینی دبیرستان[ویرایش]

آقاتهرانی به دبیرستان نشاط رفت. با دبیرستان صارمیه نیز در ارتباط بود و برخی از امتحانات متفرقه را در دبیرستان سعدی می داد. در دبیرستان، کلوپ دینی داشتند که آقاتهرانی از فعالان این کلوپ بود. معلم دینی آنها آقای فشارکی، فرزند آیت الله حاج شیخ حسین فشارکی (رحمه الله) بود. آقاتهرانی هم در مسجد و هم در کلوپ دینی، قرآن یاد می داد.

مدرسه حقانی[ویرایش]

مدرسه حقانی یکی از برجسته‌ترین و جامع‌ترین مدارس حوزه علمیه در قم است که در سال 1342 به همت علی حقانی یکی از کسبه بازار تهران تاسیس گردیده‌است. فرزند او آیت‌الله حسین حقانی متولی مدرسه ‌است و مدرسه زیر نظر مرکز مدیریت حوزه علمیه قم اداره می‌شود. آقاتهرانی چند سال قبل از پیروزی انقلاب وارد مدرسه حقانی شد که تحت نظارت آیت الله قدوسی، دکتر بهشتی، آیت الله مصباح و آیت الله جنتی اداره می‌شد. به علت یک سری اختلافات فکری و اعتقادی در بین طلاب حقانی، مسئولین مدرسه تصمیم گرفتند به منظور حفظ آرامش، عده‏ای از طرفین دعوا را اخراج کنند، آقاتهرانی یکی از آنها بود. وی از حقانی که بیرون آمد، با حدود بیست و پنج نفر از دوستان در ساختمانی زندگی می کرد که تحت نظارت آیت الله مصباح (حفظه الله) بود.

ازدواج[ویرایش]

مرتضی آقاتهرانی در سال آخری که در مدرسه حقانی بود تصمیم به ازدواج گرفت، طی سفری که به مشهد مقدس داشت، در حرم مطهر از امام رضا (ع) خواست مقدمات ازدواج او با دختری با هفت ویژگی را؛ برایش فراهم کنند و هرکدام از ویژگی‏ها هم که اشتباه است خودشان اصلاح کنند. بیش از دو دقیقه طول نکشید که با پیرمردی برخورد کرد که بعدها پدرخانمش شد. جالب آنکه پیرمرد هم درست در همان لحظات از امام هشتم داماد شایسته ای طلب کرده بود و امام رضا (ع) حاجت هر دو زائرشان را همزمان روا کردند. در سال 57، با توکل فراوان و با کمک و مساعدت آیت الله فاضل، همسرش را به قم آورد، تا زندگی مشترکشان را آغاز کنند.

مؤسسه در راه حق[ویرایش]

آقاتهرانی در سال چهارم طلبگی، از مدرسه حقانی بیرون آمد و از طلاب فعال مؤسسه در راه حق زیر نظر آیت الله مصباح یزدی گردید. وی در حوزه علاوه بر فقه و اصول، تفسیر قرآن را از آیت الله خزعلی، آیت الله جوادی آملی و آیت الله مصباح یزدی فرا گرفت و فلسفه را نیز نزد آیت الله مصباح، شرح تجرید در کلام نزد حجت الاسلام طه کافی فراگرفت.

مؤسسه امام خمینی(ره)[ویرایش]

مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، نام مجموعه‌ای آموزشی برای تحصیل دانشجویان و طلبه‌های شیعه است که در سال 1374 پایه‌گذاری شد. این مؤسسه آموزشی و پژوهشی زیر نظر آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی کار می‌کند. کتابخانه و مرکز اسناد آن شامل بیش از شصت هزار جلد کتاب فارسی و عربی و نزدیک به بیست هزار جلد کتاب انگلیسی بوده‌است. مرتضی آقاتهرانی علاوه بر تحصیلات حوزوی، فوق لیسانس روانشناسی را از مؤسسه امام خمینی (ره) (که آن روزها به نام بنیاد باقر العلوم (ع) شناخته می‌شد)، گرفت و سپس در قالب یک گروه، با نظر آیت الله مصباح به همراه همسر و فرزند، عازمِ غرب شد.

ادامه تحصیل در خارج از کشور[ویرایش]

مؤسسه امام خمینی(ره) به این نتیجه رسید که یک عده از طلبه‌ها را به غرب بفرستد تا خوب و بدِ علم غرب را بررسی کنند. آقاتهرانی ابتدا به مونترال کانادا رفت و سپس، طی گفتگوی آیت الله مصباح با پروفسور لندولت، ( که مستشرق و شاگرد پروفسور کورونت بود ) شد مقررگردید تا آقاتهرانی به بهترین دانشگاه کانادا برود و مدت سه سال با خانواده در آنجا ماند و از دانشگاه مک‌گیل در مونترال مدرک فوق لیسانس عرفان گرفت. او بعد از سه سال قرار شد به آمریکا برود، پس به نیویورک رفت و قرار شد، مؤسسه اسلامی برای تبلیغ اسلام، در نیویورک افتتاح شود. جلسات بین الادیان، بین المذاهب، پرسش و پاسخ، مسابقات قرآنی، سخنرانی های هفتگی، نظارت بر امور مدارس مؤسسه، دعای کمیل، ندبه، مراسم عزاداری محرم، مراسم ویژه ماه مبارک رمضان و … با حضور ایرانیان مقیم نیویورک برگزار می شد. آقاتهرانی با شرط اینکه به روند تحصیل لطمه نخورد، حاضر شد که کار طلبگی هم در کنار تحصیل انجام دهد. در زمان سفارت کمال خرازی، آقاتهرانی به صورت آزاد، درس را با دانشگاه‌های نیویورک ادامه داد. آقاتهرانی به عرفان علاقه داشت، اما آمریکا عرفان غنی نداشت، اما چون به فلسفه نیز علاقه داشت، این رشته را انتخاب کرد و دکتری او دو موضوعه شد، عرفان که فوق لیسانس آن را داشت و فلسفه، که در نیویورک دکترای فلسفه عرفان گرفت. لازم به ذکر است که آقاتهرانی، در سال 2000 از دانشکده فلسفه دانشگاه ایالتی نیویورک در بینگهمتون فوق لیسانس و با رساله‌ای با موضوع « عرفان غیر نمادین ابن سینا »، PHD در فلسفه عرفان گرفت. با اخذ مدرک دکترای فلسفه عرفان، کار درسی اش در آنجا تمام شد و علی رغم اصرار شدید مردم و برخی مسئولین، مؤسسه را رها کرد و به قم بازگشت. مهاجرت او به غرب حدود هشت سال و نیم طول کشید.

بازگشت به ایران[ویرایش]

پس از بازگشت به قم، با راه اندازی واحد تربیت مربی اخلاق در مؤسسه امام خمینی (ره) فعالیت خود را آغاز کرد و در کنار آن به امر تألیف نیز پرداخت. وی همچون قبل امر تعلیم و تعلم را اصل در زندگی قرار داد. او همچنین مسؤلیت تربیت و تدریس را، در جامعه الزهرا (ع) را چند سالی پذیرفت. وی در دوره دوم خرداد نقش مؤثری در پاسخ به شبهات جوانان و القائات جریان منحرف داشت و با حضور فعال در دوره‌های ولایت دانش‌آموزی و دانشجویی و منابر متعدد در تهران، قم و شهرستان‌ها به‌عنوان یک روحانی مجاهد و عالم ایفای نقش کرد.

اساتید برجسته آقاتهرانی[ویرایش]

آقاتهرانی گذشته از فقه و اصول، در حوزه، تفسیر قرآن را خدمت حضرات آیات خزعلی، جوادی آملی و بیش از همه استاد مصباح تلمذ کرده است. فلسفه را به طور عمده نزد آیت الله مصباح (حفظه الله) خواند. آموزش فلسفه (که بعدها کتاب شد) و اسفار اربعه را تحت نظر ایشان خواند و بحث کرد. جلد 9 اسفار را که بحث علم النفس است (با توجه به رشته مورد علاقه اش که روانشناسی بود) چندین بار خواند و بحث کرد. کلام را در شرح تجرید، نزد مرحوم آقا طه کافی (رحمه الله) خوانده و خارج فقه را محضر آیت الله مظاهری (حفظه الله) بهره برد. از محضر بسیاری دیگر از فضلا همچون آیت الله بهجت (قدَس سرَه)، آیت الله صافی اصفهانی(رحمه الله)، آیت الله کشمیری (رحمه الله)، آیت الله پهلوانی (رض) و … بهره ها برد. آیت الله فاضل (رحمه الله) از جمله اساتید آقاتهرانی است که نقشی اساسی و کلیدی در سرنوشت وی داشته است. آقاتهرانی در کنار درس های دبیرستان برخی از درس های طلبگی، مثل «تبصره المتعلمین» (فقه عربی از علامه حلی)، «عوامل فی النحو»، «عوامل جرجانی»، قدری از «جامع المقدمات»، «شرح الامثله»، «صرف میر» و «رسالة توضیح المسائل» را نیز نزد آیت الله فاضل (رحمه الله) به پیشنهاد خود ایشان خواند.

جنگ تحمیلی[ویرایش]

آقاتهرانی در دوران جنگ تحمیلی، در عملیات های مختلفی چون نصر 4، فتح ماووت، والفجر 8، شرکت داشت و در همان سال‏های ابتدای جنگ، شهادت دوست صمیمی و برادر خود، شهید مصطفی ردانی پور و شهید مصطفی آقاتهرانی، اتفاق افتاد.

فعالیت‏ها و سمت‏ها[ویرایش]

مرتضی آقاتهرانی مسئولیت امامت جمعه و اداره مؤسسه اسلامی نیویورک را به عهده داشت. با اخذ مدرک دکترای فلسفۀ عرفان، کار درسی وی،‌ در آنجا تمام شد و به قم بازگشت. مهاجرت او به غرب حدود هشت سال طول کشید (از سال 1371 تا 1379). پس از بازگشت به قم، واحد تربیت مربی اخلاق را در مؤسسه امام خمینی(ره) به‌ راه‌ انداخت و به تألیف نیز پرداخت.

معلم اخلاق دولت نهم و دهم در سال 1384 به دعوت ریاست جمهوری اسلامی ایران، به امر اساتید خود و تشخیص تکلیف، معلم اخلاق هیئت دولت شد.

نماینده مجلس هشتم و نهم در سال 86 بر مبنای تشخیص تکلیف و مشورت با اساتید و به ویژه استاد معظم حضرت آیت الله بهجت برای حوزه نمایندگی تهران کاندیدا شد و در انتخابات مجلس شرکت کرد و در حوزه انتخابیه تهران، حائز دومین رأی شد.

استاد حوزه قم در دیداری که با استاد بزرگوار آیت الله مظاهری (زید عزَه) داشت، حضرت ایشان از تدریس در حوزه سراغ گرفته و پس از آن فرموده بودند که: «حکم می کنم که یک خارج فقه در حوزه تدریس کنی!» پس از آن، با همه اشتغالات، شرکت در این درس را بر خود ضروری می بیند.

تألیفات[ویرایش]

  • راهکارهای عملی دیدار با امام زمان(عج)
  • حدیث دل سپردن
  • تفسیر قرآن
  • خداشناسی شیعه
  • اهمال‌کاری
  • سودای روی دوست
  • روانشناسی رشد
  • لذت حضور
  • یاران شیدای حسین بن علی (ع)
  • این است بهشت

ماجرای گرین کارت آقاتهرانی[ویرایش]

ماجرا از آنجا آغاز شد که اولین بار دکتر عماد افروغ، نماینده سابق مردم تهران در مجلس هفتم، در یک گفت‌ و‌گوی خبری با خبرگزاری شفاف راجع به «گرین کارت» یک نماینده سخن گفت و در ارائه نشانی از او گفت که این نماینده «وکیل‌الدوله» است. او همچنین تأکید کرد: «اسم این نماینده را از آقای مطهری و دیگر نمایندگان منتقد دولت بپرسید. شما مطمئن باشید که یکی از نماینده‌های مجلس گرین کارت دارد و خودش نیز عنوان کرده که گرین کارت دارد.» در حالیکه که افروغ از گفتن نام این نماینده گرین کارت دار خود داری کرد اما در پی همین نشانی‌ها، معلوم شد که نماینده مورد نظر کسی نیست جز مرتضی آقاتهرانی! آقاتهرانی نه تنها بعد از گذشت چند ماه از این ماجرا آن را تکذیب نکرد بلکه در یک گفتگوی خبری اعلام کرد، گرین کارت داشته است اما باطل شده است.

دفاع مسؤول دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از آقاتهرانی حجت الاسلام ناصر سقای بی ریا، مسؤول دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در گفت و گو با خبرگزاری رسا، در واکنش به جنجال رسانه ای برخی از سایت های خبری در خصوص برخورداری حجت الاسلام مرتضی آقاتهرانی از گرین کارت و مغایرت این مسئله با قوانین جمهوری اسلامی ایران،‌ گفت: « گرین کارت تابعیت نیست،‌ تابعیت اصطلاحا «ستیزن شیپ» است، گرین کارت یک ویزای دائمی است که به کسانی که پنج سال در آمریکا ساکن باشند تعلق می گیرد. در حال حاضر عده‏ای از کارمندان، دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی در واشنگتن، گرین کارت دارند و این مسئله نه تنها مخالف قوانین کشور نیست، بلکه جمهوری اسلامی ایران تلاش دارد، برای کارمندان وزارت امور خارجه، گرین کارت تهیه کند تا رفت و آمدشان تسهیل شود. گرین کارت یک مدرک سکونت در کشور آمریکا است که به کسانی که در آنجا ساکن هستند اجازه می دهد تا تردد بدون تقاضای ویزا داشته باشند.

واکنش مهمانپرست به اظهارات سقای بی ریا در حالی که حجت الاسلام سقای بی ریا در دفاع از گرین کارت داشتن حجت الاسلام آقاتهرانی گفته که این کار تخلف نیست و دولت هم می خواهد برای کارکنان وزارت خارجه گربن کارت بگیرد ، رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت امور خارجه و فردی که سال ها در منصب های مختلف وزارت امور خارجه نقش آفرین بود تاکید می کند که "داشتن گرین کارت جرم است." جالب توجه تر اینکه مهمانپرست سخنگوی وزارت خارجه که با خبرگزاری تهران امروز گفت و گو می کرد در پاسخ به این سوال که آیا وزارت خارجه دنبال این است تا برای کارمندان خود در سازمان ملل گرین کارت بگیرد، گفت: این حرف بیشتر به دروغ سیزده شبیه است و به هیچ وجه درست نیست. شاید منظور گوینده افرادی باشد که از سوی وزارت خارجه به کار گرفته می شوند. چرا که به خاطر عدم روابط رسمی بین دو کشور برای انجام برخی امور به صورت محدود چند ماهه از برخی شهروندان آمریکا استفاده می کنیم.

پاسخ آقاتهرانی به قضیه گرین کارت مرتضی آقاتهرانی در مصاحبه ای که با خبرگزاری فارس داشته است درباره موضوع گرین کارتش، توضیحاتی را ایراد نموده است. از جمله اینکه: « آنهایی که می‌گویند من گرین‌کارت دارم و یا سیتیزن (شهروند) آمریکا هستم؛ آن‌ را از کجا دیده‌اند؟ من در این‌باره چیزی نمی‌گویم و آنها هم اگر مدرکی دارند، بگویند. کسی که شهروند امریکا می‌شود و اصطلاحا "سیتیزن شیپ" می‌گیرد، باید در برابر پرچم این کشور قسم بخورد که مدافع حقوق آمریکا باشد. شاید این افرادی که این مسائل را به من نسبت می‌دهند، واقعا در برابر پرچم آمریکا سوگند خورده باشند؛ و گرنه من تنها در برابر پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران سوگند خورده‌ام. ضوابط کشور مشخص است و هرکس در هرکجا تخلفی می‌کند، باید پاسخگو باشد‌ و نهادهای مسئول هم باید با او برخورد کنند‌؛ اما در عین حال باید مواظب بود که دزد هم فریاد "دزد، دزد‌" بلند نکند تا بعد، ننگ بزرگی مثل اختلاس از درون قضیه پیدا بشود. »



آیت‏الله بهجت از نگاه آقاتهرانی[ویرایش]

آقاتهرانی معتقد است: « آیت الله بهجت فوق العاده انسان وارسته ای بود. یکی از عادات ایشان این بود که قبل و بعد از درس به مباحث خاصی می‌پرداختند، مباحث اخلاقی، تربیتی و عرفانی و اگر هم کسی می‌خواست به این مباحث برسد باید زودتر می‌رفت. وقتی که درس تمام می‌شد آنهایی که اهل اخلاق و عرفان بودند می‌نشستند. آیت الله بهجت خیلی حرف نمی‌زدند و دائم‌الذكر به نظر می‌آمدند. ایشان گاهی به مناسبتی چیزی می‌گفتند یا به دیگری می‌گفتند، و ما هم باید حواسمان جمع می بود که سریع مطب را بگیریم و استفاده كنیم. گاهی در ضمن لطایفی، نكات خیلی ظریف و دوست‌داشتنی را که متناسب با حال طرف بود بیان می کردند. یک روزی، شخصی در صحن مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) به آقا برخورد كرده بود. به آقا گفته بود كه حضرت آقا من خودم را گم كرده‌ام؛ می‌خواهم خودم را پیدا كنم، چكار كنم؟ آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) فرموده بودند كه برو در آن صحن یك اتاق و دفتری است به نام دفتر گمشدگان. بگو: من خودم را گم كرده ام، تا كه در بلندگو شما را صدا كنند، ببینید آیا پیدا می‌شوید یا نه! »

آقاتهرانی و گشت ارشاد[ویرایش]

حجت‌ الاسلام مرتضی آقاتهرانی؛ درباره موضوع بدحجابی و روش‌های مقابله با آن معتقد است باید عموم مردم به حوزه نهی از منکر بپردازند ولی وظیفه برخورد تنها بر عهده نیروی انتظامی است. آقاتهرانی، نیروی انتظامی را به خاطر عملکردش در مقابله با بدحجابی شایسته حمایت و قدردانی می‌داند. وی، البته با انتقاد از عدم پوشش مناسب در نهادها و ادارات زیرمجموعه دولت به ویژه بانک‌ها، پیشنهاد داد دولت برای پوشش زنان لباس مشخص یا چادر را الزامی کند. آقاتهرانی، مبارزه با بی‌حجابی و بدحجابی را یک موضوع فرهنگی دانسته و معتقد است که ما باید فرهنگ جامعه را رشد دهیم تا به جایی برسیم که حجاب کاملا پذیرفته باشد. مرتضی آقاتهرانی درباره نحوه مقابله با بدحجابی نیز گفت: درباره حجاب نیز برخی اوقات افرادی به این موضوع احترام نمی‌گذارند. باید با آنها برخورد شود؛ البته برخوردی مناسب همانگونه که اسلام گفته است. نهی از منکر در اسلام مراتب دارد،‌ اول این است که فرد در قلبش از معصیت خدا نفرت داشته باشد، دوم تذکر لسانی و سوم در صورت بی‌اعتنایی، برخورد باید صورت گیرد، اگرچه برخی فقط معتقد به برخورد فیزیکی هستند اما مسلما ما اجازه نداریم روی افراد دست بلند کنیم.

ولایتمداری از دیدگاه آقاتهرانی[ویرایش]

آقاتهرانی معتقد است که «ولایت فقیه واقعا یکی از نعمت‌های ارزشمند الهی است؛ گرچه ما قدرش را نمی‌دانیم. در حکایات داریم که یک ماهی کوچک به مادرش گفت این آب که می‌گویند کجاست؟ مادرش گفت بگذار از آب که بیرون افتادی خودت متوجه خواهی شد. این داستان، حکایت ماست که یا قدر ولایت را نمی‌دانیم یا به آن بی‌توجه‌ایم؛ به ویژه خواص جامعه و هرچه بیشتر در ولایت غرق می‌شویم، کمتر درکش می‌کنیم. قدر آقا را بدانید؛ اگر گاهی مسئولان قدر رهبری را نمی‌دانند و مسائلی بینشان پیش می‌آید، مردم رویه قبلی خود را ادامه می‌دهند و قدر این نعمت الهی را می‌دانند. متاسفانه اشکالی که ایجاد می شود این است که گفته‌های مقام ولایت را جدی نمی‌گیریم و هر کدام‌مان تفسیر به رأی می‌کنیم که این غلط است. ما باید ببینیم آقا چه می‌فرمایند و همان را عمل کنیم که این کمترین کار است. »

ماجرای خانه نشینی احمدی نژاد[ویرایش]

غیبت یازده روزه محمود احمدی‌نژاد، در پی استعفای حیدر مصلحی وزیر اطلاعات وقت در 28 فروردین 1390، پذیرش استعفاء توسط محمود احمدی‌نژاد و مخالفت مقام معظم رهبری با کنار رفتن حیدر مصلحی و پس از آن توصیهٔ حضرت آیت الله خامنه ای به وزیر اطلاعات برای باقی ماندن در جایگاه خود انجام گرفت. با گذشت مدتی، رسانه‌ها از عدم شرکت رئیس‌جمهور در جلسات کابینه و هم‌چنین سایر برنامه‌هایش خبر دادند که ناظران آن را نشانهٔ اعتراض احمدی‌نژاد به حضرت آیت الله خامنه‌ای، اختلاف بین این دو نفر و رقابت دو کانون تصمیم‌گیری در حاکمیت جمهوری اسلامی دانستند. این غیبت که یازده روز به طول انجامید با دیدار چهره‌های مختلف با محمود احمدی‌نژاد و هم‌چنین دیدار وی با مقام معظم رهبری همراه بود. سرانجام حیدر مصلحی با حکم مقام معظم رهبری در سمتش باقی ماند و در پی اوج‌گیری حملات عده‌ای از محافظه‌کاران علیه احمدی‌نژاد، او در جلسهٔ هئیت دولت شرکت کرد. به گفتهٔ مرتضی آقاتهرانی، رئیس فراکسیون هواداران دولت در مجلس ایران و استاد اخلاق هیئت دولت، احمدی‌نژاد در دیداری با مقام معظم رهبری از او مهلتی خواسته‌بود که تصمیم گیرد که کناره‌گیری کند یا با ماندن مصلحی موافقت کند.

ادعای آقاتهرانی در مورد استعفای احمدی نژاد آقاتهرانی در یک سخنرانی عمومی، به نقل مذاکرات انجام شده میان احمدی ​نژاد با رهبر معظم انقلاب پرداخته و با بیان اینکه شخصا این مسایل را از احمدی​نژاد شنیده است، از قول وی اعلام کرده بود که مقام معظم رهبری مهلتی تعیین کردند تا احمدی​نژاد یا وزیر اطلاعات را بپذیرد، یا استعفا کند. به دنبال درج خبری با عنوان " مهلت رهبر انقلاب به احمدی نژاد" در برخی از سایت های خبری از زبان حجت الاسلام آقاتهرانی به نقل از دکتر احمدی نژاد، ضمن تکذیب این خبر، از کلیه رسانه ها درخواست می شود از انتشار هرگونه خبر غیر رسمی در خصوص رییس محترم جمهور خودداری کنند.

دفاع آقاتهرانی مرتضی آقاتهرانی نیز ضمن طرح خبر مهلت‌خواهی احمدی‌نژاد و استعفا به‌شدت از دولت حمایت کرد. وی از شایعه‌پراگنی ضد دولت انتقاد کرد و گفت خدمت‌گزار کشور را می‌کنند بدترین انسان و حمایت‌های رهبری را کنار می‌گذارند. او در این سخن‌رانی احمدی‌نژاد را تلویحاً بهترین و خدمت‌گزارترین آدم خواند و گفت کسانی که تا دیروز ولایت را برنمی‌تافتند امروز داغ ولایت می‌زنند. این ماجرا خودش فتنه است و باید ازش درست عبور کرد و نگذارید دروغ بارتان کنند. او ضمن به سخره گرفتن این که احمدی‌نژاد برای مقام معظم رهبری شرط گذاشته‌است، گفت آخر چگونه شما از جلسهٔ خصوصی‌ای میان احمدی‌نژاد و وی که حتی نزدیکان نبوده‌اند خبردار شده‌اید؟ غیب می‌دانید یا بو کشیده‌اید؟!

آقاتهرانی و دولت احمدی نژاد[ویرایش]

آقاتهرانی معتقد است «دولت نهم دولتی خوب بود و 4 سال اول خوب پیش می‌رفت، اما مسائلی مطرح شد که حال مردم گرفته شد. تردیدهای بوجود آمد و اتهاماتی وارد شد که بدون پاسخ ماند، حاشیه‌های بوجود آمد که در سیاست‌ مفید نیست و به مردم و دولت و نظام آسیب می‌زد.»

استیضاح احمدی نژاد آقاتهرانی درباره مسئله طرح سوال از رئیس جمهور گفت: «متهم کردن افراد لازم نبوده و نباید طرف مقابل را به وابسته بودن به سرویس های جاسوسی نسبت داد. کسی نگفته رئیس جمهور اشتباهی ندارد؛ اما باید توجه داشت زمانی که او را فرا می خوانید تا در محضر عموم جواب دهد ممکن است حرفی زده شود که اسرار و چالش های درون کشور را دشمن بفهمد. ترسیم خط مشی کلی از سوی رهبری انجام شده و همه هم این توصیه ها را قبول کرده اند. من با این کارها در این شرایط موافق نیستم، امّا باید در یک فرصت موسع به این مسئله بپردازم.» آقاتهرانی درباره اینکه نمایندگان مجلس به دلیل گرانی اقلام مختلف کالا و نوسانات ارزی به این اقدام روی آورده اند، گفت:« دغدغه درباره گرانی درست است ولی با این روش چیزی پیش نمی رود. باید تعامل باشد؛ این کار نتیجه اش لج و لجبازی است و قشنگ در نمی آید. »

فتنه 88 از نگاه آقاتهرانی[ویرایش]

ریشه های شکل گیری این فتنه دیدگاه آقاتهرانی بر خلاف نظر بسیاری از افراد که فتنه 88 را به طور مجزا مورد بررسی قرار می دهند و روی آن بحث می کنند، این است که این فتنه به هیچ وجه بی ارتباط با مسائل قبل از خود نبوده و باید گفت که این فتنه نیز مانند بسیاری از حوادث تاریخی یک جریان است و باید در بستر اتفاقات قبل و بعد از خود بررسی شود. هدف از این فتنه ها، تشخیص راستی ادعاهای افراد است. می خواهیم ببینیم شما راست می گویید یا دروغ. یعنی وقتی می گوییم ما مؤمن هستیم باید ثابت کنیم. البته شکل این امتحان و ابتلا در زمان ها و مکان ها و برای اشخاص مختلف متفاوت است.در عین حال باید بدانیم که تمام این موارد یک جریان بیش نیست که در اشکال مختلف بروز کرده است.

انتظار فتنه در آینده یک فتنه همواره بوده، هست و خواهد بود. نباید گمان کنیم که در آینده از این فتنه ها نخواهیم داشت. قطعاً داریم؛ زیرا از وعده های خداوند و جزو سنن الهی است که وقتی عده‏ای گفتند ما این انقلاب را قبول داریم؛ باید نشان دهند. خیلی از ما این ادعا را می کنیم، در کلام می گوییم ولایت فقیه، باید در عمل هم نشان دهیم. می گوییم ولایت اهل بیت، باید نشان دهیم که کدام راست می گوییم و چقدر راست می گوییم و چقدر حاضریم برای آن مایه بگذاریم و هزینه بدهیم.

اثبات ادعا در عمل یک جا زمینه پیش می آید که در این راه جان بدهیم. ولی یک جا فقط باید شعار بدهیم. گاهی هم باید بیاییم وسط درگیری ها و زد و خوردها. گاهی هم به شکل اقتصادی، اجتماعی و نظامی بروز می کند. اما باید بدانیم که این ابتلائات وجود دارد و هر کسی امتحان می شود. هر فتنه نسبت به فتنه بعد آسان تر است. چون نتیجه فتنه امتحان است. البته برخی خود فتنه را امتحان می دانند. برآیند فتنه ها، امتحان های مختلفی است. چون فتنه به طلایی که در بوته امتحان قرار گرفته، اطلاق می شود. یعنی وقتی طلا و اضافات آن را آن قدر حرارت می‌دهند تا طلا به حالت مذاب درآید و طلا از غیر طلا جدا شود. به این طلای مذاب فتنه می گویند. ما البته در روایات تعابیری داریم که می گوید: «ما همه را در غربال می اندازیم و همه را به بلا و امتحان درگیر می کنیم»

ویژگی امتحان و آزمون الهی این امتحان هم مانند سایر امتحانات قواعدی دارد. اول اینکه امتحان اول از همه امتحانات ساده تر است و امتحان های بعدی سخت تر می شود. دومین ویژگی این است که معمولاً کسانی که امتحان می دهند صورت مسائل و سئوالات را نمی دانند. قابل پیش بینی هم نیست. یعنی اگر سئوالات را بدانیم که امتحان نیست. علاوه بر این امتحان افراد به اشکال مختلفی است. ابعاد امتحان هم همیشه یکسان نیست و موضوعات و مولفه های امتحانات متعدد با هم فرق می کند. در این بین از آنجا که ابعاد وجودی انسان ابعاد متنوع و متعددی است، در این امتحانات هم هر دفعه ممکن است یک یا چند بُعدِ انسان، به چالش کشیده شود. یعنی امتحان گاهی درباره مال است، گاهی شهرت، گاهی مقام.

مصادیقی از این ویژگی های امتحانات الهی در این فتنه ها اگر دقت کنیم در سال 78 هم شبیه همین فتنه البته با تفاوت هایی پیش آمد. اما در سال 78 با یک اشاره جلوی آن گرفته شد. ما در فتنه 88 حدود 9 ماه درگیر بودیم. پس هر چه در این امتحان جلوتر می رویم، امتحان سخت تر می شود. ریزش ها دقیق تر می شود. این جریان ها چیزی شبیه غربال است. یعنی ابتدای امر، تنها نخاله های خیلی بزرگ در غربالی که سوراخ های درشت دارد می ماند. ولی هر چه جلوتر می رویم غربال ریزتر و دقیق تر می شود و خلوص بیشتری را می طلبد. پس امتحان برای تک تک افراد وجود دارد، امّا قطعاً سؤالات یکی نیست، چون درجات و رتبه ها فرق دارد و توقعات الهی از ما یکی نیست. یعنی کسی که هیچ ادعایی ندارد با کسی که عمری از این نظام منتفع شده است، هرگز یکی نیستند و توقع از آن ها هم یکی نیست.

پیروی کمتر مردم از نخبگان مصلح سیاسی در فتنه 88 در فتنه 88، نخبگان مصطلح سیاسی اشتباه کردند، در راس فتنه همین کسانی بودند که مردم سال ها به آن ها اعتماد کرده بودند و دوره های مختلف این ها را با رأی خود به مجلس و دولت آورده بودند. گاهی برخی از این ها چند دوره در مجلس بودند و حتی ریاست مجلس را بر عهده داشتند. این افراد بارها خود را به امام (ره) و مقام ولایت منتسب کرده بودند، ولی الان مردم دیدند که این افراد حتی در الفبای ولایت پذیری لنگ می زنند. این جا اگر قرار باشد مردم یک طرف را ترجیح بدهند مطمئناً خود را از این ها جدا می کنند و به طرف ولی فقیه می آیند.

حماسه 9 دی[ویرایش]

برخی می خواهند از روز 9 دی یاد نشود؛ چراکه خودشان در آن روزها ساکت بودند. داستان فتنه در واقع برخورد با ولایت بود. باید روز 9 دی را پاس داشت.البته برخی می خواهند از روز 9 دی یاد نشود چراکه خودشان در آن روزها ساکت بودند. ما باید پای ولایت بایستیم و باید راست گفت و باید توجه کرد مقام ولایت چه می‌خواهد. برخی می‌گویند فهمیدن نظر مقام ولایت دشوار و سخت است، این موضوع سخت نیست و اگر از تعلّقات دنیوی آزاد شویم راحت‌تر می‌توانیم قضاوت کنیم.

وظیفه جوانان امروز جوانان و نیروهای فرهنگی باید مانند زمان انقلاب، جنگ و بَعد از آن باشند. زمان امام خمینی (ره)، اگر اطاعت بی چون و چرای مردم از ولی فقیه نبود قطعا دشمن بر ما مسلط می شد. داستان جنگ هم که پیش آمد، علت اصلی پیروزی ما وجود ولی و اطاعت جوانان از شخص ایشان بود. در برهه های بَعد هم عین همین است. این مسئله را می توان وجه مشترک همه اتفاقات دانست، البته با همان تفاوت های ظاهری که بیان شد.

نقش محوری مقام معظم رهبری در پایان یافتن فتنه ولی فقیه نشان داد که به معنای واقع کلمه ستون محکم نظام است. پس اگر کسی خواست کوچکترین ضربه ای به این موضع وارد کند، نباید شک کرد که می خواهد ضربه ای به اصل نظام بزند. بنابراین آن کسانی که در آن موقع در مقابل این جایگاه ایستادند، توبه کنند. آنهایی که سکوت کردند بین خود و خدایشان توبه کنند، شفاف باشند، مقام ولایت هم همین را می خواهند. مخصوصاً کسانی که مردم روی آن ها حساب می کنند و توقع خاصی از آن ها دارند.

فتنه 92[ویرایش]

آقاتهرانی حضور فتنه را در انتخابات ریاست جمهوری 92 به مراتب پیچیده تر و تندتر از سال 88 دانست و معتقد است؛ به هر‌اندازه که از امتحان الهی سرافراز می‌شویم، مراحل سخت‌تری را شاهد خواهیم بود، اما تجربه 34 ساله انقلاب ثابت کرده که ایران اسلامی شکست ناپذیر است.

انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری[ویرایش]

حجت الاسلام آقا‌تهرانی معتقد است انتخابات کشور ایران همانند انتخابات کشورهای غربی نیست، انتخابات ایران نشان دهنده اقتدار و مردمی بودن نظام است. مشکل ملت ایران مشکل شکم نیست، با همه مشکلات اقتصادی وضع مطلوبی در کشور حاکم است. حجت الاسلام آقا تهرانی بر ضرورت حضور گسترده در پای صندوق‌های رای تاکید کرد و گفت: فرقی نمی‌کند کجای کشور قرار داریم باید همه در انتخابات شرکت کنیم. باید در انتخابات اول وقت شرکت کنیم، صبح جمعه باید همه در پای صندوق‌های رای حاضر باشیم و روی کاغذ تیر به قلب دشمن زد. پس از انتخابات سال 88 اوباما رئیس جمهوری آمریکا نامه‌ای به مقام معظم رهبری نوشت و رهبری را در موضع قدرت می‌دید، فتنه شوم در نهایت دریوزگی آمریکا علیه ایران آغاز شد. وی اصل رای دادن را جزو واجبات و عبادت عنوان کرد و گفت: باید برای عزت نظام اسلامی، انقلاب، امام خمینی (ره) و شهدا باید همه در پای صندوق‌های رای حاضر شویم و باید در بین دو سه نفری که صالح‌تر هستند، اصلح‌ را انتخاب کرد. تحریک و تشویق مردم برای حضور در انتخابات مهم است و باید همه افراد جامعه در پای صندوق‌های رای حاضر شوند تا رضایت مقام معظم رهبری کسب شود.

حمایت از سعید جلیلی در انتخابات[ویرایش]

آقاتهرانی در 18 خردادماه سال 92 گفت: آیت‌الله مصباح‌یزدی بعد از تحقیق از میان هشت کاندیدای ریاست جمهوری، ‌سعید جلیلی را ‌اصلح تشخیص داد‌ند. حجت الاسلام آقای تهرانی شائبه ایجاد شده در خصوص توان اجرایی و مدیریتی دکتر سعید جلیلی را نیز رد کرد و مدعی شد: دکتر جلیلی، دبیر شورای امنیت ملی است و کسانی که زیر دست دکتر جلیلی هستند شخصیت های همانند رئیس جمهور، رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه، فرماندهان سپاه، ارتش و نیروی انتظامی هستند و دکتر جلیلی چهار سال این‏ها را اداره می‏کرده است و آیا این مدیریت کم است؟

دلایل آقاتهرانی در حمایت از جلیلی آقاتهرانی معتقد است که سعید جلیلی برای بیان اهداف و برنامه‌های خودشان از خودشان عبور نمی‌کنند. برخی هستند وقتی می‌خواهند برنامه‌ای را بگویند اول از خودشان می‌گویند در حالی‌که می‌بینیم شیوه انبیا و اولیای الهی این نبوده است و اصلاً‌خودی مطرح نبوده است، بلکه بیشتر چیزی مطرح بوده است که بتوانند انسان‌ها را هدایت کنند و آن هدف اصلی که به آن برسند یعنی خداوند متعال بوده است که هدف غایی خلقت و حرکت انسانهاست.

تأکید آقا تهرانی بر ولایتمداری سعید جلیلی وی با تأکید بر ولایتمداری سعید جلیلی، عنوان کرد: بنده می دانم که مقام معظم رهبری برای جلیلی مهم است و در جلسه ای که با او داشتیم به این نتیجه رسیدیم که حضرت آقا برای ایشان مهم هستند. دبیر جبهه پایداری افزود: ولایتمدار بودن یک اصل مهم است و اساس جبهه پایداری نیز برای همین است و باید برای شناخت نامزد اصلح کوشش کرد.

جلیلی دلش برای رأی آوردن لک نمی زد حجت الاسلام آقا تهرانی با اشاره به صداقت سعید جلیلی، عنوان کرد: تاکنون سعید جلیلی هیچ یک از شما را تشویق نکرده است که به او رأی بدهید و دلش هم برای رأی آوردن لک نمی زند و هرکسی هم که به ما می رسد می گوید، به جلیلی بگویید کمی صفت تر و محکم تر حرف بزند. وی عنوان کرد: آیت الله خوشوقت تأکید داشتند که آدم های سالم را باید با زور به میدان آورد و معتقدم کسی که با تقواست حتما خدا کمکش می کند.

بهتر از جلیلی در موقعیت امروز نیست آقاتهرانی تأکید کرد: باور کنید بهتر از سعید جلیلی در این موقعیت امروز در بین نامزدها نیست زیرا ایشان ولایتمدار واقعی است. حتما در انتخابات شرکت کنید و به اصلح رأی بدهید زیرا اگر اصلح رأی بیاورد خیلی از مشکلات حل می شود.


روایت آقا تهرانی از حضور جبهه پایداری در انتخابات[ویرایش]

به گفته مرتضی آقا تهرانی، جبهه پایداری برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری 92 ماهها قبل برنامه ریزی داشته است اما در آخرین لحظات به دلیل مسائل غیر قابل پیش بینی از جمله کناره گیری باقری لنکرانی و حضور سعید جلیلی معادلاتشان به هم ریخته است. ایشان تلاش جبهه پایداری را بر مبنای گفتمان انقلاب اسلامی و بصیرت‌دهی و انتخابات را بحثی فرعی دانسته و با رد این ادعا که اعمال و رفتار جبهه پایداری در حضور در انتخابات ناظر بر نتیجه نبوده است از دغدغه خود برای افزایش مشارکت و آرا نسبت به آرای سال 88 (احمدی نژاد) خبر داد و انتخاب اصلح را مهمتر از نتیجه دانست.