محمود دعایی

از پرتال جامع مسئولین جمهوری اسلامي ايران
پرش به: ناوبری، جستجو
سید محمود دعایی، روحانی و سیاست‌ مداری که در جریان مبارزات سیاسی خارج از کشور، به مدت 7 سال سخنگوی نهضت روحانیت مبارز بود و در سال 58 به عنوان سفير ايران در عراق منصوب گردید. دعایی نماینده شش دوره ابتدایی مجلس شورای اسلامی است و در سال 1359 سرپرستی مؤسسه اطلاعات را عهده‏دار شد.

زندگینامه[ویرایش]

سیدمحمود دعایی فرزند سیدمحمد در سال 1320از پدری یزدی و مادری کرمانی در شهرستان یزد (شهر زارچ) متولد شد و در 4 سالگی به اتفاق مادرش که کرمانی بود در این شهر اقامت گزید. دعایی دوران طلبگی را در حوزه علميه کرمان به پايان رساند و در همان ايام به جرم توزيع نامه امام خمينی (ره) به هويدا و نشريه رسمی طلاب حوزه علميه قم ( نشريه بعثت)، كه با مديريت روحانيونی چون آیت الله هاشمی رفسنجانی، آیت الله مصباح يزدی و شهید محمد جواد باهنر منتشر می شد تحت تعقيب قرار گرفت.

مهاجرت به قم[ویرایش]

سختی روزگار او را به مهاجرت واداشت و او نيز چون بسياری در آن روزگار راهی نجف شد. در طول مدتی که در نجف به سر می برد سه بار از عراق به ايران آمد و حتی در يكی از سفرهای مخفيانه به مدت سه ماه مبارزه با رژیم طاغوت را پیگیری کرد.

ارتباط با مجاهدین خلق (منافقین)[ویرایش]

وی در طول مدتی که در عراق به سر می برد تلاش کرد مجاهدین خلق [منافقین] را با امام مرتبط سازد. وی در این زمینه می گوید: «این یک واقعیت است که من در مقطعی نسبت به سازمان مجاهدین اولیه ـ که بنیانگذاران آن مرحوم حنیف‌نژاد و دیگران بودند ـ سمپات، ارتباط و همکاری داشته باشم و حتی در مقطعی عضو شدم. من نخستین کسی بودم که آن‌ها را با امام (ره) مرتبط کردم و از ایشان وقت گرفتم تا آن افراد خدمت امام (ره) برسند و مسایل و خط ‌مشی‌های خود را در میان بگذارند و امام (ره) هم با بزرگواری چند روز به آن‌ها وقت دادند و در ‌‌نهایت ایشان نظر خاص خود را بیان کردند. در آن زمان من با این سازمان مرتبط بودم و به دلیل ناآشنایی فلسفی و علمی نسبت به مواضع عمیق و بنیادهای ریشه‌ای آن‌ها، طبیعتا احساسی عمل کردم و با تصور اینکه این‌ها مشمول حمایت و تایید بلندپایه‌هایی مثل مرحوم طالقانی، مرحوم مطهری، مرحوم منتظری، آقای هاشمی و بزرگانی از این قبیل هستند، فکر می‌کردم آن‌ها اصیل هستند و می‌توان به آن‌ها اعتنا کرد، ولی زمانی که متوجه شدم، متنبه شدم و‌‌ رها کردم و حتی خاطرم هست که پس از انقلاب انجمن اسلامی صداوسیما از من به عنوان فردی که زمانی با سازمان مرتبط بود، دعوت کرد و صحبت‌های من از رادیو پخش و در روزنامه‌های منتشر شد به گونه‌ای که وقتی امام آن صحبت‌ها را از رادیو شنیدند، به نوعی تفقد و ابراز رضایت‌مندی کردند.

سخنگوی نهضت روحانیت[ویرایش]

دعایی در جریان مبارزات سیاسی خارج از کشور مدت 7 سال سخنگوی نهضت روحانیت مبارز بود و نمایندگی امام را به عنوان رابط بین مسئولین عالی‌رتبه عراقی با او به عهده داشت و همچنین رابط بین سازمان‌ها و انجمن‌های اسلامی و مبارز دانشجوئی و برخی شخصیتهای مبارز خارج از کشور با وی بود. وی در این مدت و در كسوت سخنگوی روحانيت مبارز هر روز از راديو نجف اعلاميه هايی عتاب آلود و تهديد آميز عليه رژيم شاه قرائت می کرد. اعلاميه هايی كه متن آن ها اغلب توسط هاشمی رفسنجانی تهيه و تنظيم می گرديد.

سفیر ایران در عراق[ویرایش]

تجربه همين سالهای پرتلاش بود كه سبب ساز این شد که او در سال 58 به عنوان سفير ايران در عراق منصوب گردد. دعایی در باره دوران فعالیت خود در مقام سفیر ایران در عراق می گوید: «ابتدا که ما رفتیم برای این که ارتباطات [با معارضین عراقی] طبیعی برقرار شود، بنده پیشنهاد دادم فردی را انتخاب کنند که به صورت کارمند محلی در محل سفارت برای کار تایپی استخدام شود. آن ها نیز خانمی که بسیار انسان متدین و شریفی بود را معرفی کردند و ما او را به عنوان تایپیست در سفارت استخدام کردیم. ایشان رابط بود و نامه هایی را می آورد. از جمله این نامه ها، نامه ای بود که آقای سید حسین شهرستانی که آن زمان مسئولیت تشکیلات انرژی هسته ای عراق را به عهده داشت و هم اکنون نیز وزیر نفت عراق است، توسط همین خانوم فرستادند که جاسازی بسیار زیبایی داشت. نامه را در تیوپ خمیر دندان جاسازی کرده بود و اطلاعات بسیار ذی قیمیتی در آن نامه بود. ایشان گاهی به سفارت می آمد و اطلاعاتی را می داد. در این نامه ضمن اطلاعاتی که به بنده داده شده بود مطالبی درباره عموی ایشان بود که منشأ خدمات بزرگی در عربستان سعودی شده بود. یکی دیگر از اطلاعاتی که به من داده شد این بود که عراق از چاه های نفتی که در مزر وجود دارد و می تواند با ایران مشترک باشد در حال بهره برداری است و شما آن قسمت ها را فعال کنید که نسبت به بهره برداری سهم خودتان خسارت نبینید. ولی این مقام دیرزمانی طول نکشید و دعایی با تنزل روابط میان ایران و عراق قبل از آغاز جنگ تحمیلی به سطح کاردار به ایران بازگشت.

بازگشت به ایران[ویرایش]

دعایی با تنزل روابط میان ایران و عراق قبل از آغاز جنگ تحمیلی به سطح کاردار به ایران بازگشت. بازگشت به ایران با خروج از عرصه دولت و ورود به عرصه فرهنگ همراه بود: نمايندگی امام در موسسه اطلاعات (روزگاری او هر روز شماره همان روز روزنامه اطلاعات را به نزد امام می‏برد) همچنان كه ديگر همشهری او، سيدمحمد خاتمی، نيز در همين ايام حكم نمايندگی امام در موسسه كيهان را دريافت كرد. جالب آنكه چون خاتمی در آلمان به سر می برد، يك ماهی سيدمحمود دعايی همراه با جلال رفيع و محمود شمس الواعظين موسسه كيهان را نيز اداره كرد. دعایی در طول سالهای طولانی حضور در مجلس شورای اسلامی و همچنین مدیریت روزنامه اطلاعات شخصیت کم تنش و محافظه کاری را از خود نشان داد. به صورتی که وی در طول 6 دوره مجلس شورای اسلامی جز موارد معدودی مانند نطق در مجلس سوم و در دفاع از هاشمی كه منجر به تشنج شديدی در مجلس و مخالفت های زيادی حتی از سوی دوستاني چون هادی غفاری و آیت الله خلخالی گرديد و در نهايت كروبی رئيس مجلس وقت ناچار شد راديوی مجلس را خاموش كند. كمتر زمانی را می توان ذكر كرد كه او تب و تابی را از خود نشان داده باشد.

مدیریت روزنامه اطلاعات[ویرایش]

طلبه جوانی که مسوول تایپ، تکثیر و توزیع ماهنامه «بعثت» بود که به مثابه ارگان روحانیون روشنفکر و مبارز حوزه علمیه قم ایفای نقش می‌کرد 15 ماه پس از پیروزی انقلاب، مدیرمسوول دیرپا‌ترین روزنامه ایران شد که آن زمان 54 سال بود که منتشر می‌شد؛ سیدمحمود دعایی که قبل از انقلاب صدایش از عراق در رادیو نهضت روحانیت شنیده می‌شد و پس از انقلاب سیمایش در عراق به عنوان سفیر ایران دیده می‌شد، وقتی پا به ساختمان روزنامه اطلاعات در خیابان خیام گذاشت حکم انتصابش را از امام گرفته بود و به اتاقی رفت که قبلا عباس مسعودی، موسس و مدیر روزنامه اطلاعات در آن می‌نشست. دعایی 20 اردیبهشت 1359 از سوی امام خمینی (ره) به سرپرستی روزنامه اطلاعات منصوب شد. از زمان تاسیس روزنامه اطلاعات بیش از 33 سال آن تحت مدیریت سید محمود دعایی بوده است. عملکرد: عملکرد این روزنامه به‌ویژه در سال‌های اخیر روند کاملاً خنثی و در مواردی به نفع جریان‌های مقابل نظام را داشته است و از حیث سه شاخص اصلی «اثرگذاری»، «میزان مخاطب» و «محبوبیت» نیز علی‌رغم این سابقه زیاد سقوط آزاد قابل توجهی دارد. این روزنامه بنا به گفته دکتر کاظم معتمد نژاد استاد روزنامه‌نگاری پنجمین روزنامه پایدار دنیا از لحاظ سابقه است، از لحاظ شاخص‌های حرفه‌ای در وضعیت مناسبی نیست، به‌طوری که با این سابقه 85 ساله حتی در حفظ مخاطبان سنتی خود نیز با بحران مواجه شده و پس از شکستن انحصار اطلاع‌رسانی در طی سال‌های اخیر تیراژ آن کاهش قابل توجهی داشته است. این در حالی است که بخش عمده‌ای از نسخه‌های این روزنامه نیز به‌طور سنتی برای ادارات و نهادها توزیع می‌شود و خرید دکه‌ای آن پایین است.علاوه بر بحران مخاطب، این روزنامه از جهت دو شاخص حرفه‌ای دیگر "تأثیرگذاری" و "محبوبیت" با مشکل مواجه است و مزیت نسبی قابل توجهی ندارد، به‌طوری که اگر در گذشته برخی برای خواندن ستون‌های نویسندگانش این روزنامه را خریداری می‌کردند، اکنون این ستون‌ها نیز تقریباً غیرفعال شده است. روزنامه اطلاعات از لحاظ خبری از اغلب رسانه‌ها عقب‌تر است و از حیث تکنیک‌های خبری و گزارش نیز عقب‌تر از تکنیک‌های روزآمد است. اما نکته‌ی مهم‌تر از موارد شکلی و حرفه‌ای، مسائل محتوایی این روزنامه است، به‌طوری که مؤسسه‌ای که با امکانات فراوان، ساختمان مجلل در بهترین نقطه تهران و بودجه میلیاردی، آقای دعایی به‌عنوان نماینده ولی‌فقیه در رأس آن حضور دارد، در مواردی خط مقابل بیانات صریح رهبر معظم انقلاب را به‌ویژه در ماجرای فتنه دنبال کرده است. دعایی که خود را منشأ رحمانیت نظام می‌داند، علاوه بر اینکه در طول سال‌های حاکمیت جریان دوم خردادی این روزنامه را به پاتوق حزبی این جریان تبدیل کرد بود، در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم، عملاً مؤسسه اطلاعات را به یکی از ستادهای انتخاباتی موسوی تبدیل کرد، به‌طوری که اولین کنفرانس خبری موسوی و برخی از دیدارهای عمومی انتخاباتی او در این مؤسسه برگزار شد. با این حال، پس از فتنه 88 که عمیقاً متصل به خارج از مرزهای ایران و بنا بر بیانات رهبری، با 20 سال سابقه طراحی و تدارک بود، این روزنامه نه تنها قدمی در زمینه تبیین این ظلم بزرگ به نظام و بازی با آبروی کشور از سوی افراد قانون‌شکن برنداشت، بلکه به بهانه‌های مختلف اقدام به تطهیر سران این جریان از جمله محمد خاتمی با درج پیام‌ها و سخنرانی‌های او کرد. در نظر برخی از ناظران سياسی، آقای دعايی فردی است كه به چارچوب‌ها معتقد است و از رفتارهای ساختارشكنانه خودداری می‏كند. در عين حال، برخی ديگر نيز معتقدند كه مديريت و رويكرد خنثی در مؤسسه اطلاعات، عملاً‌ اين مجموعه را كه بايد با توجه به ظرفيت‌های فراوان آن، محملی برای تبيين و تقويت گفتمان انقلاب اسلامی باشد، از حيز انتفاع خارج كرده و بود و نبود بخش عمده‌ای از خروجی‏های مؤسسه اطلاعات به‌ويژه روزنامه آن تأثير خاصی ندارد.