محمدرضا مدرسی طباطبایی یزدی

از پرتال جامع مسئولین جمهوری اسلامي ايران
پرش به: ناوبری، جستجو


آیت الله سید محمدرضا مدرسی طباطبایی یزدی، دارای تحصیلات حوزوی و از فقهای شورای نگهبان بوده است.


زندگینامه[ویرایش]

آیت الله سید محمدرضا مدرسی طباطبایی یزدی،‌ در سال 1334 در یزد متولد شد. پس از طی تحصیلات مقدماتی و دبیرستان به حوزه راه یافت و به تکمیل دانسته‌هایی پرداخت که از پدرش، آیت الله سید جواد مدرسی یزدی فرا گرفته بود. وی تحصیلات حوزوی را نزد اساتید برجسته فرا گرفت و در زمان مبارزات قبل از پیروزی انقلاب علیه رژیم پهلوی نیز حضور داشت. وی پس از پایان تحصیلات حوزوی‌اش به تدریس در حوزه پرداخت و از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بوده است. عضویت در فقهای شورای نگهبان در کارنامه کاری وی دیده می‌شود.

خانواده[ویرایش]

پدر آیت الله مدرسی یزدی،‌ "آیت الله سید جواد مدرسی یزدی"، از علما و دانشمندان مشهور یزد و از استادان مشهور درس اخلاق به شمار می‌آمد و در یزد به خدمت به جامعه اسلامی می‌پرداخت. وی که با امام خمینی(ره) از طریق "آیت الله سید عباس خاتم یزدی (ره)" ارتباط داشت در طول دوران مبارزات قبل از پیروزی انقلاب، همواره یاور امام(ره)‌ بود. او وکیل امام(ره) در یزد بود و در کمک به مبارزان نقش ویژه‌ای ایفا می‌کرد. از جمله برنامه‌های سیاسی "آیت الله سید جواد مدرسی"، حمایت مؤثر از شخصیت‌های روحانی و غیر روحانی بود که به وسیله رژیم پهلوی به یزد تبعید می‌شدند. وی در 22 آبان‌ماه 1387 درگذشت و در جوار امامزاده جعفر(ره) واقع در یزد به خاک سپرده شد.

جد پدری و خاندان مادری پدر "آیت الله سید جواد مدرسی"، "آیت الله سید احمد مدرسی یزدی" از استادان مبرز حوزه علمیه بوده است. خاندان مادری آیت الله محمد رضا مدرسی یزدی نیز از خانواده‌ای متدین و روحانی به شمار می‌آمدند؛ که اینها خود در شکل‌گیری شخصیت استاد مدرسی سهم بسزایی داشته است.

مدارج تحصیلی[ویرایش]

آیت الله مدرسی یزدی در حدود 5 سالگی تحصیلات خود را در مکتب آغاز کرد و سپس پیش از 7 سالگی به دبستان رفت. پس از طی مقطع دبستان، به دبیرستان راه یافت، به گونه‌ای که در کنار دروس دبیرستان، برخی از دروس مقدمات حوزه را نیز فرا گرفته بود.

تحصیل در حوزه آیت الله مدرسی، با اشتیاق فراوان درس حوزه را در مدرسه معروف به "مصلی"‌ آغاز کرد و در مدت کمی دروس دوره مقدمات را فرا گرفت. او که اغلبِ دروس دوره مقدمات و بخشی از دروس سطح را در محضر پدر خود فرا گرفته بود؛ پس از سال 1351 به قم رفت و بخشی از "شرح لمعه" را نزد "آیت الله صلواتی"‌ و "آیت الله سید ابوالفضل موسوی تبریزی"‌ آموخت و قسمتی از "رسائل"‌ را نزد "آیت الله میر محمدی"‌ و "مکاسب" را عمدتاً نزد "آیت الله ستوده" فرا گرفت.‌وی برای آموختن درس "کفایه" نزد "آیت الله سبحانی"‌ رفت و از اساتید متعدد دیگری نیز در مقطع "مقدمات" بهره برد. آیت الله مدرسی یزدی،‌ دروس "هیئت"‌ و "عرفان" را نزد آیت الله حسن زاده آملی آموخت و در کلاس درس ‌"فلسفه"‌ آیت الله شهید مطهری" و نیز "آیت الله جوادی آملی شرکت کرد. سپس برای فراگیری دروس "خارج فقه" و "اصول" ابتدا مدتی در درس"‌ آیت‌الله شیخ کاظم تبریزی" حضور یافت و سپس سال‌های متمادی به کلاس درس "آیات عظام وحید خراسانی"‌ و "تبریزی"‌ رفت؛ به طوری که این دو شخصیت را می‌توان استادان اساسی او دانست. او در سال‌های تحصیل در حوزه از اساتید دیگری همچون "آیت‌الله حائری"‌، "آیت‌الله میرزا هاشم آملی"‌ و "آیت‌الله بهجت" از جنبه‌های گوناگون استفاده برد و علاوه بر دروس مرسوم حوزه و در کنار آن به دروس "نجوم"، "هیئت"، "فلسفه غرب" و "اقتصاد" و نیز فراگیری زبان‌های خارجی پرداخت و در رشته‌های "فلسفه و کلام" و "تفسیر و حدیث"‌ نیز کتب بسیاری را مطالعه کرد و در این دروس نیز حضور جدی داشت.

فعالیت‌های سیاسی پیش از پیروزی انقلاب[ویرایش]

آیت الله مدرسی یزدی از آنجاییکه در خانواده‌ای رشد یافت که پدری مبارز در آن حضور داشت؛ فرزند این پدر نیز در راه مبارزه قدم‌های استواری برداشت. از جمله اینکه در قم آیت الله العظمی گلپایگانی را از نقشه ساواک در سوء استفاده از مجلسی که برخی از علما و فضلا قرار بود در آن حضور یابند، آگاه ساخت.

فعالیت‏های سیاسی پس از پیروزی انقلاب[ویرایش]

از فعالیت‌ها سیاسی آیت الله مدرسی یزدی، پس از انقلاب، می‌توان به عضویت در کمیته امام(ره) برای رتق و فتق امور استان لرستان و نیز نظارت بر انتخابات خبرگان در یزد اشاره کرد. همچنین آیت الله مدرسی در سال‌های دفاع مقدس، بارها در جبهه‌های جنگ نیز حضور یافت.

مسئولیت‌ها و سوابق اجرایی[ویرایش]

عضویت در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم سابقه 30 سال تدریس در حوزه علمیه قم (هفده سال درس خارج فقه و اصول) مدرس دانشگاه و عضو هیأت امناء بنیاد ملی نخبگان از فقهای شورای نگهبان از سال 1378

عضویت در شورای نگهبان[ویرایش]

در دورهٔ پنجم شورای نگهبان، پس از درگذشت "آیت الله محمد حسن قدیری" در مهرماه سال 1378، آیت الله محمد رضا مدرسی یزدی جایگزین ایشان در شورای نگهبان شد. همچنین در دور ششم شورای نگهبان در سال 1389 نیز با حکم رهبری ابقا شد.

حکم ابقاء آیت الله مدرسی یزدی، توسط مقام معظم رهبری «بسم الله الرحمن الرحیم آیت الله جناب آقای حاج شیخ احمد جنتی دامت افاضاته با سلام و تحیت با توجه به پایان یافتن دورهٔ عضویت سه نفر از فقهای محترم شورای نگهبان، به استناد اصل نود و یکم قانون اساسی، جنابعالی و آیت الله آقای حاج شیخ غلامرضا رضوانی و جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سید محمدرضا مدرسی یزدی را برای دورهٔ جدید به عضویت آن شورای محترم منصوب می‌کنم. توفیقات آقایان را از خداوند متعال خواستارم. سید علی خامنه‌ای 10/6/1389»

فعالیت‏های آموزشی[ویرایش]

آیت‌الله مدرسی یزدی، از سال 1372 ابتدا تدریس "خارج اصول" و چندی بعد "خارج فقه" را آغاز کرد و در بخش دروس مربوط به "فقه" نیز تدریس داشته است.

تألیفات[ویرایش]

آیت الله مدرسی در سالیان عمر خود فعالیت‌های بسیاری را در عرصه علم و فرهنگ به انجام رساند. از جمله آنها تألیف کتب و مقالات فراوان در عرصه‌های گوناگون علمی است. برخی از کتبی که از وی به چاپ رسیده، بدین شرح است: مقدمه‌ای بر شناخت امامان در پرتو روایات فلسفه ارزش‌ها مقدمه‌ای بر نظام مالیاتی و بودجه در اسلام زکات و خمس در اسلام مباحث تولید، توزیع و مصرف فلسفه اخلاق تشیّع در تسنّن (ترجمه شده به زبان‌های عربی، انگلیسی و اردو) مقالات فقهی

دیدگاه آیت الله مدرسی در خصوص حوادث سال 1388[ویرایش]

آیت الله محمدرضا مدرسی یزدی در همایش "ناظران انتخاباتی استان کرمان" در تاریخ 6 دی‌ماه 1392، در خصوص حوادث فتنه سال 1388، گفت: «اگر بالاترین درجه اخلاص را داشته باشیم باز هم در معرض خطر هستیم. باید اخلاص را تا آخر حفظ کرد. در این جمهوری اسلامی خیلی‌ها خدمت کردند اما به نقطه پایان نرسیدند و قبل از رسیدن به قله سقوط کردند. ای کاش فقط سقوط می‌کردند، بلایی شدن بر سر مردم مسلمان. آنان با این سقوط، چه ضایعات و مشکلاتی را برای نظام اسلامی فراهم کردند. البته به لطف خدا، جمهوری اسلامی با وجود دادن هزینه، از این مشکلات سربلند بیرون آمد. کسانی که انسان توقع داشت، اینها خدمتگزار جمهوری اسلامی و بازوان ولایت فقیه و در خدمت قانون اساسی باشند؛ یک دفعه در مقابل قانون اساسی، رهبری، شورای نگهبان به ناحق و حتی بدون یک شبهه قابل اعتنا ایستادند. آنها هیچ بهانه‌ای برای قانون شکنی و مخالفت با شورای نگهبان و رأی مردم نداشتند.

تقلب در انتخابات، با سابقه انتخاباتی کشور، امری خلاف عقل بود سیستم نظارتی و اجرایی ما به حول و قوه الهی با صداقت و اخلاصی که مسئولین ما داشتند و با درایت و فهم و تیزبینی که نویسندگان قانون اساسی و تصویب کنندگان قانون انتخابات داشتند چنان تنظیم شده و مسئولیت‌ها روشن شده که تقلب در نظام اسلامی و سیستم انتخاباتی امکان ندارد. البته موارد خاصی، به نحو جزئی ممکن است در جایی پیش بیاید و کسی تخلفی کند. اما این تخلف جزئی، چیز دیگری است. اینکه این موارد جزئی، بتواند سرنوشت یک انتخابات آن هم مثل انتخابات ریاست جمهوری را متحول و منقلب کند، چنین چیزی شدنی نیست. عدم امکان تقلب در انتخابات ریاست جمهوری را هر انسان عاقلی که به فرآیند انتخابات، اندکی تأمل کند می‌فهمد. اینها را تمام افراد دست‌اندرکار و درگیر انتخابات، می‌دانند. عده‌ای که خودشان مدتی مجری انتخابات ریاست جمهوری بوده و حتی برخی از آنها نقش نظارتی در انتخابات داشته‌اند، مثل آفتاب می‌دانستند که دارند دروغ می‌گویند. با این وجود بازهم در مقابل نظام اسلامی ایستادند.

توبه نکردن عوامل فتنه نشانهٔ تداوم فتنه است از حرکات و رفتار فتنه‌گران معلوم است که قصد آنها برای فتنه انگیزی ادامه دارد. آنان هنوز هم توبه نکرده‌اند. هر وقت، در لفظ و در عمل اعلام کردند که توبه کرده‌اند، معلوم می‌شود که دیگر فتنه انگیزی آنان، ادامه ندارد. ادعای تقلب از پیراهن عثمان و ادعای خون خواهی عثمان هم زشت تر است؛ زیرا پیراهن عثمان، پس از آنکه عثمان کشته شد، بهانه خون خواهی قرار گرفت و آن را علم کردند؛ اما تقلب در انتخابات اصلاً وجود خارجی نداشت...»

-وظایف شورای نگهبان از نگاه آیت الله مدرسی یزدی آیت الله مدرسی یزدی در اوایل دی‌ماه سال 1392 در همایش "ناظران انتخاباتی استان کرمان" وظایف و ویژگی‌های شورای نگهبان را چنین بیان می‌کند: «شورای نگهبان اساسی‌ترین و منحصر به فردترین نقش را در زمینه اجرای احکام اسلامی در نظام و نیز حفظ جمهوریت نظام دارد. قوانین را مجلس شورای اسلامی، تصویب می‌کند؛ اعم از قوانینی که به صورت لایحه از سوی دولت ارائه شود و یا قوانینی که به صورت طرح از سوی نمایندگان ارائه شود. در نهایت باید قانون، مصوب مجلس شورای اسلامی باشد.

تضمین اسلامی بودن قوانین اما تضمین اسلامی بودن قوانین و اینکه یک مصوبه مجلس، صد در صد در خط اسلام است و از نظر احکام اسلامی دارای اشکال و ابهامی نباشد، با شورای نگهبان است. این نهاد که متصدی تشخیص انطباق قوانین با اسلام و قانون اساسی است، نهادی منحصر به فرد و زیر سایه رهبری نظام است. به ویژه فقهای شورای نگهبان که مستقیماً منصوب رهبری نظام هستند.

حفظ و صیانت از قانون اساسی حفظ و صیانت از قانون اساسی که یک میثاق ملی است بر عهده شورای نگهبان اعم از اعضای حقوقدان و فقیه است. بنابراین آنچه باعث طمأنینه خاطر و آرامش دل مسلمانان می‌شود از حیث اسلامی بودن قوانین و حفظ آرای ملت و حفظ قانون اساسی که میثاق ملی است «شورای نگهبان» است. اتکای نظام به مردم و حفظ جمهوریت نظام و حفظ آرای مردم با شورای نگهبان است و مرجع نهایی در این خصوص شورای نگهبان است.

تشخیص نهایی صلاحیت‌ها و نظارت بر فرآیند انتخابات تشخیص نهایی صلاحیت‌های افراد چه برای ریاست جمهوری و چه برای مجلس شورای اسلامی و حتی فعلاً از همه ابعاد نه تنها از بعضی ابعاد مجلس خبرگان قانون اساسی از مسئولیت‌های شورای نگهبان است. علاوه بر آنها نظارت بر فرآیند انتخابات به نحوی که صحیح و درست برگزار شود و نهایتاً بررسی شکایات انتخاباتی و اعلام نظر و کلام آخر درباره صحت برگزاری انتخابات، با شورای نگهبان است؛ بنابراین مسئولیت و نقش شورای نگهبان، خیلی امر عظیمی است. به همین دلیل است که می‌گوییم هم اسلامیت نظام در گرو شورای نگهبان و مسئولیت شورای نگهبان است و هم جمهوریت نظام. البته مقام معظم رهبری و ولایت فقیه بر همه امور اشراف دارند و فرامین ایشان بر اساس حکم شرع و به نص قانون اساسی بر همه این‌ها مقدم است. پس معلوم می‌شود به همان اندازه که شورای نگهبان دارای ارزش و اهمیت است، ناظران انتخاباتی و کسانی که در این راستا به شورای نگهبان کمک می‌کنند و بازوان شورای نگهبان و چشمان این نهاد هستند، کار آنها هم به همان اندازه با عظمت و دارای ارزش است.

واکنش آیت الله مدرسی یزدی به تحلیل هاشمی رفسنجانی در خصوص مسئله امامت و خلافت[ویرایش]

آیت الله هاشمی رفسنجانی، در دیدار جمعی از نمایندگان مجلس نهم شورای اسلامی، در تاریخ 7 مردادماه 1392 طی سخنانی با ارائه تحلیلی از زندگانی امام مظلوم شیعیان در 25 سال خانه‌نشینی و حدود 5 سال حکومت، مدعی شد: «با وجود صراحت پیامبر در واقعه غدیر و بنا به سفارش آن بزرگوار، حضرت امیر(ع) به رأی مردم توجه می‌کرد و نمی‌خواست خود را بر مردم "تحمیل" کند.»

واکنش آیت الله مدرسی به سخنان هاشمی در گزیده‌ای از بیانات شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان سال 1392 آیت الله مدرسی یزدی در پاسخ به سخنان آیت الله هاشمی چنین آمده است: «پرسش من این است که اساساً در امامت معصوم(ع) تحمیل معنا دارد؟! تحمیل در فضای فرهنگ دینی و حقوقی یعنی کسی را بر خلاف اختیار تکوینی و تشریعی خود، به چیزی الزام کردن، پس باید فردْ هم از لحاظ تکوینی و هم از نظر تشریع و قانون دست‌کم در برابر دو گزینه باشد تا تحمیل صدق کند، امّا اگر کسی نسبت به چیزی دارای اختیار نبود و گزینه‌های متعدّد نداشت نمی‌توان گفت آن چیز بر او تحمیل شده است؛ مثلاً انسان برای زنده ماندن نیاز به نفس کشیدن دارد، در این حال نمی‌توانیم بگوییم نفس کشیدن بر او تحمیل شده است. همچنین یک شخص برای این‌که با معیارهای عقلانی و اخلاقی عمل کند باید راستگو باشد در این صورت نمی‌توانیم بگوییم راستگویی بر او تحمیل شده است. در مسئلهٔ خطیر امامت و خلافت از آن جا که طبق آیات قرآن کریم روایات قطعی معصومین(ع) هیچ حقّ انتخابی به مردم داده نشده است و صرفاً وصیّ پیامبر اکرم(ص) از جانب خداوند متعال تعیین می‌شود. بالطبع، امامت و خلافت و ولایتْ حکم خداوند متعال و سپس پیامبر اکرم(ص) خواهد بود و صریح قرآن‌کریم می‌فرماید: «و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد که چون خدا و فرستاده‌اش به کاری فرمان دهند، برای آنان در کارشان اختیاری باشد و هرکس خدا و فرستاده‌اش را نافرمانی کند قطعاً دچار گمراهیِ آشکاری گردیده است. (سورهٔ احزاب، آیه 36)» بنابراین در مسئلهٔ خلافت و ولایت، در برابر افرادْ گزینه‌های متعدّد نیست بلکه فقط یک گزینهٔ الهی وجود دارد و همه باید از آن گزینه پیروی کنند. امیرالمؤمنین(ع) در هر شرایطی اگر دعوت به خود کرد و بر حقّ خود پافشاری نمود به هیچ‌وجه، تحمیلْ صدق نمی‌کند؛ زیرا امامت و خلافت حضرت، تنها گزینهٔ الهی است و اگر فرضاً همهٔ مردم هم روی‌گردان از این گزینه شوند باز امیرالمؤمنین صاحب مقام امامت و ولایت و خلافت است و اگر توانست زمام امور را به دست گیرد باز او بر حقّ است و همهٔ کسانی که روی‌گردان شده‌اند بر غیر حقّ می‌باشند؛ زیرا گزینهٔ دیگری از جانب خداوند متعال پذیرفته نشده است و وقتی در مقام تشریع خداوند متعال حقّ انتخاب را از مردم گرفته است و فقط یک راه را ارائه داده است در این‌جا دیگر تحمیل معنا ندارد؛ زیرا تحمیل آن جا معنا پیدا می‌کند که تکویناً و تشریعاً بیش از یک گزینه وجود داشته باشد؛ بلی حضرت به اندازهٔ ضرورت و حفظ مصالح اسلام و جلوگیری از ضعف مسلمین، در بسیاری از موارد سکوت کرده یا همراهی نموده است. ولی این غیر از آن تعبیر تهی است که بگوییم حضرت، خود را تحمیل نکرد بلکه در روایات دقیقاً عکس «نظریهٔ تحمیل» به حضرت دستور داده شد که اگر یارانی پیدا کردی با جهاد و نبرد، خلافت و ولایت را به مسیر حقّ بازگردان... شایسته نیست در این زمان که بدخواهان و دشمنان اسلام و ولایت با تمام توان سعی دارند هرچه بیشتر اختلافات را شعله‌ور سازند، دوستان هم با شبهه‌ای تهی و بی‌ریشه اختلافی دیگر پدید آورند...»