سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

از پرتال جامع مسئولین جمهوری اسلامي ايران
پرش به: ناوبری، جستجو
پرونده:سید عبدالکریم موسوی اردبیلی.jpg
آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی‏، از مراجع معظم تقلید که پیش‏ از انقلاب اسلامی به اداره و سرپرستی روحانیت اردبیل، عضویت هیئت مدیرهٔ مجلهٔ «مکتب اسلام»، تدریس و تألیف مشغول بود. از مشاغل و مسئولیت‌های او پس از انقلاب اسلامی می‌توان به عضویت در شورای انقلاب، عضویت در مجلس خبرگان، دادستان کل کشور و رئیس دیوان عالی کشور اشاره کرد.

-زندگینامه آيت الله العظمى‏ سید عبدالکریم موسوى اردبيلى، در تاریخ 8 بهمن ماه سال 1304 ش، مصادف با 13 رجب سال 1344 ق، در شهر اردبيل، در خانواده‏اى روحانى متولد شد. پدر ايشان روحانى بزرگوار مرحوم سيد عبدالرحيم و مادرشان، مرحومه سيده خديجه بود. ايشان آخرين و تنها فرزند ذکور خانواده بود که در دو سالگى مادر خود را در اثر بيمارى حصبه از دست داده و تحت مراقبت خواهرانشان قرار گرفت.

-وضعيت اقتصادى، مذهبى و سياسى خانواده روزگار کودکی او مقارن بود با ايام سلطنت رضا خان در ايران که به پيروى از اربابان انگليسى‏اش، هر روز سياست جديدى را با زور و تهديد اعمال مى‏کرد. لباس و کلاه متحدالشکل، غائله‏ى كشف حجاب، ممنوعیت مراسم عزادارى و روضه‏خوانى و مجالس وعظ و خطابه، ممنوع كردن استفاده از لباس روحانيت و... در مقابل اين اعمال، بعضى از روحانيون خانه نشين شده سياست صبر و انتظار را در پيش گرفتند و جمعى با تغيير وضع و لباس، از سلك روحانيت خارج شده شغل ديگرى اختيار كردند. مرحوم ميرعبدالرحيم، پدر بزرگوار آیت الله موسوی اردبیلی، از جمله روحانیونی بود که تسليم نشده مقاومت كرد و با تحمل فشار و سختى‏هاى فراوان، گاه مخفى و گاه علنى به مبارزه برخاست. وى همه مظاهر سلطنت پهلوى را نادرست، خلاف شرع و حرام مى‏دانست. اين طرز فكر، همراه با وضعيت سياسى و اجتماعى آن روز ايران، باعث شده بود كه او تحت فشار مضاعف قرار بگيرد، به طورى كه گاهى مجبور مى‏شد به مدت چندين ماه در منزل بماند و تنها براى رفع حوائج ضرورى به ناچار با استفاده از تاريكى شب با دلهره و اضطراب از خانه خارج شده و به سرعت به منزل بازگردد. اوضاع آن ايام چنان خفقان آور بود كه به غير از معدودى از آشنايان و دوستان، كسى جرأت نمى‏كرد به خانه ايشان رفت و آمد نمايد. نتيجه قهرى اين پيش‏آمدها، فقر و تهی دستى روزافزون خانواده بود، به طورى كه بسيارى از روزها و شب ها را همه افراد خانواده گرسنه و بى‏غذا مى‏گذراندند. در شهريور 1320، با هجوم متفقين به ايران و ورود روس‏ها به آذربايجان و فرار رضاخان از ايران، هر چند كه اوضاع اجتماعى ايران آشفته شد، اما مردم از فشار حكومت رهايى يافتند و محدوديت‏هايى كه در مورد روحانيون اعمال مى‏شد، كاهش يافت و در نتيجه تسهيلاتى براى رفت و آمد آزادانه براى اين خانواده فراهم گرديد.

-شروع تحصيل و آغاز طلبگى آيت‏الله موسوى اردبيلى تحصيلات خود را از سن 6 سالگى با ورود به مکتب خانه آغاز کرد. قرآن کريم را فرا گرفت و آنگاه کتاب هايى چون رساله عمليه، گلستان، تنبيه الغافلين، نصاب الصبيان، گلزار بهار، ابواب الجنان، مجالس المتقين، تاريخ معجم، درّه نادرى، تاريخ وصاف، حساب فارسى و برخى کتب ديگر را نزد معلمان خود آموخت. در سال 1318 فراگيرى دروس عربى را آغاز کرده و در سال 1319 ش، به قصد ادامه تحصيل در دروس حوزوى، وارد مدرسه علميه ملا ابراهيم در شهرستان اردبيل شد و دروس جامع المقدمات، سيوطى، جامى، مطول، حاشيه ملاعبدالله، شمسيه، معالم و شرايع را تا سال 1322 ش، در همان مدرسه به اتمام رساند. پس از ورود متفقين به ايران، مردم از آزار و اذيت دولت رهايى يافتند و در پى آن رغبت جوانان به دروس حوزوى افزايش يافت. لذا تعدادى طلبه جوان جهت تحصيل در دروس حوزوى وارد مدرسه ملا ابراهيم شدند. ورود اين طلاب جوان و نشاط و جديت آنان باعث شد ایشان تدريس دروس مقدماتى علوم حوزوى يعنى صرف، نحو و منطق را آغاز نماید. همچنین اقدام به برپايى مجالس وعظ و خطابه و سخنرانى در شهرستان اردبيل و مناطق اطراف آن نمود.

-هجرت به قم آيت الله موسوى اردبيلى در اواخر ماه رمضان‏ سال 1322ش، جهت ادامه تحصیلات عالیه به شهر مقدس قم مهاجرت نمود و در يکى از حجرات فيضيه ساکن شد. در مدت سه سال و اندى اقامت در شهر مقدس قم، لمعتين، رسائل، مکاسب، کفايتين، مباحثى از درس خارج اصول و بحث‏هايى از تفسير قرآن و فلسفه را فراگرفته هم‏ زمان به تدريس معالم، لمعتين و قوانين مشغول شد. ایشان در اين مدت از محضر اساتيد بزرگوارى بهره مند شد؛ از جمله مقدارى از مکاسب و جلد اول کفايه را نزد آيت الله العظمى‏ سيد محمّد رضا گلپايگانى، بيع مکاسب و جلد دوم کفايه و شرح هدايه ميبدى را نزد آيت الله العظمى‏ حاج سيد احمد خونسارى، رسائل را نزد آيت الله حاج شيخ مرتضى حائرى و آيت الله سلطانى، منظومه را نزد آيت الله حاج ميرزا مهدى مازندرانى و اسفار را نزد آيت الله سيد محمد حسين طباطبائى‏ قدس سره، آموخت.

-مهاجرت به نجف اشرف آيت الله موسوى اردبيلى در تاریخ 16 آبان 1324 ش، به اتفاق مرحوم شيخ ابوالفضل حلال‏زاده اردبيلى به نجف مهاجرت کرد. چون در آن زمان امکان مسافرت قانونى به عراق وجود نداشت و يا بسيار مشکل بود، به ناچار به شکل مخفيانه توسط يک بَلَم از طريق خرمشهر و اروندرود وارد شهر بصره در عراق شده با تحمل مشقات و سختی‏هاى فراوان که شرح آن بسيار طولانى و در عين حال شنيدنى است، از شهرهاى بصره، عباسيه و ديوانيه عبور کرده با عنايت و لطف الهى که مشکلات را بر آنها هموار مى‏ کرد، موفق شدند عصر روز 23 آبان همان سال وارد مدرسه سيد در نجف‏ اشرف شوند.

-فعاليت علمى در نجف آيت الله موسوى اردبيلى در مدت اقامت در نجف اشرف، در اصول فقه مباحث قطع و ظن، برائت و اشتغال و پاره‏اى از مباحث الفاظ و در فقه، اعداد صلاة و اوقات، قبله و لباس مصلى و مکان مصلى و خلل صلوة و شروط تا آخر مکاسب را نزد مرحوم آيت الله العظمى‏ خوئى، تحصیل نمود. بحث طهارت را تا آخر وضو نزد مرحوم آيت الله العظمى‏ حکيم، مبحث اجتهاد و تقليد را نزد مرحوم آيت الله العظمى‏ سيد عبدالهادى شيرازى، اول کتاب بيع را نزد مرحوم آيت الله العظمى‏ ميلانى آموخت. بيع صبى را نزد مرحوم آيت الله العظمى‏ شيخ محمد کاظم شيرازى، مقدارى از عروة را نزد مرحوم آيت الله العظمى‏ شيخ محمد کاظم آل ‏ياسين و در فلسفه از اول طبيعيات تا آخر منظومه را نزد مرحوم صدراى بادکوبى تحصيل نموده همزمان دروس آيات عظام خوئى، ميلانى و حکيم را نيز تقرير نمود. مدت کوتاه اقامت در نجف اشرف به دليل اينکه اساتيد آن روزگار حوزه نجف از اعاظم فقه و اصول قرون اخير شيعه بوده‏اند، از نظر علمى براى ايشان بسيار پرثمر و ارزشمند بوده و دقتها و موشکافی‏هاى آن بزرگان در حوزه‏هاى فقه، اصول و فلسفه، تأثيرات شگرفى در شخصيت علمى وی گذاشت.

-بازگشت به ايران اوضاع نابسامان عراق و نگرانى ناشى از بيمارى پدر باعث شد آيت الله موسوى اردبيلى در سال 1327 ش، از عراق به وطن بازگشته و در مدرسه فيضيه قم اقامت گزيند. هرچند که ايشان هنگام مراجعت از عراق مصمم بود در اسرع وقت به نجف بازگرد ولى تقدير بر خلاف اين بود و ديگر امکان مسافرت مجدد جهت تحصيل در عراق براى ايشان فراهم نشد. هنگامى که به قم رسيد، با دريافت خبر سلامتى پدر، براى اطلاع از وضع حوزه و کيفيت و کميت دروس، چند ماهى در قم ماند و در همين مدت در جلسات درس خارج فقه مرحوم آيت الله العظمى‏ بروجردى، فقه و اصول مرحوم آيت الله داماد و فلسفه مرحوم علامه طباطبايى (منظومه) حاضر شد.

-فعاليتهای مدت اقامت در قم آیت الله موسوی اردبیلی علاوه بر حضور مستمر در دروس اساتيد بزرگوار آن روزگار حوزه يعنى آيات عظام مرحومين بروجردى، سيد محمد داماد و علامه طباطبایى، در دروس ديگرى مانند درس اخلاق حضرت امام خمينی (ره) و دروس فقه خصوصى مرحوم آيت الله العظمى‏ گلپايگانى و مرحوم آيت الله حاج شيخ مرتضى حائرى و مرحوم آيت الله العظمى‏ حاج سيد احمد خوانسارى شرکت مى‏ کرد. از اشتغالات اساسى ايشان در مدت اقامت در قم، تدريس رسائل، مکاسب، کفايه و منظومه بود که اغلب اين جلسات به صورت عمومى برگزار مى‏شد. علاوه بر آن تعدادى درس خصوصى خارج فقه و اصول نيز براى برخى مشتاقان و علاقمندان توسط ايشان ارائه مى‏ گشت. يکى ديگر از فعاليت‏هاى ایشان در مدت اقامت در قم، فعاليتهاى قرآنى و بحث تفسير قرآن بود که دو روز در هفته با حضور برخى از فضلاء حوزه برگزار مى‏شد. اين جلسه در تمام مدت اقامت ايشان در قم به طور منظم و مستمر ادامه داشت و پس از مهاجرت وی از قم نيز، جلسه مزبور توسط ساير اعضا ادامه يافت. در مدت حضور در قم، توسط ايشان و عده‏اى از فضلاء و روحانيون حوزه علميه، براى نخستين بار مجله‏اى به نام مکتب اسلام در قم منتشر شد که با استقبال کم‏ نظيرى روبرو گرديد. عليرغم فشارها و تضييقاتى که حکومت وقت براى روحانيون به خصوص روحانيانى که دغدغه سياست نيز داشتند اعمال مى‏کرد، ایشان پرداختن به امور تبليغى را از اشتغالات اساسى خويش به شمار مى‏آورد و از اين رو در ايام تعطيلى دروس حوزوى، ايشان جهت تبليغ به نقاط مختلف کشور سفر مى‏کرد. آيت الله موسوى اردبيلى که در جريان کنگره جهانى پيمان صلح در زمان نخست‏ وزيرى دکترمحمد مصدق، يکى از دست‏ اندرکاران و گردانندگان مبارزه طلاب بود، از جانب آيت الله العظمى‏ بروجردى رحمه الله با ملک‏ اسماعيلى ديدار کرد و آنگاه در صحن مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) براى مردم سخنرانى کرده و پيام حضرت آيت الله العظمى‏ بروجردى رحمه الله را به مردم ابلاغ نمود.

-مراجعت به اردبيل غلبه ضعف و بیماری بر ایشان موجب شد تا در سال 1339 ش به توصیه پزشکان به اردبیل مسافرت نماید. پس از ورود به اردبيل، در تابستان همان سال در مسجد مرحوم حاج مير صالح، مجالس وعظ و تبليغ تشکيل داده و نسبت به تجديد بنا و تعمير مدرسه ملا ابراهيم که در جوار اين مسجد قرار داشت، اقدام کرد. با تمام شدن فصل تابستان، اصرار علماء و مردم اردبيل باعث شد که ايشان تا پايان همان سال به طور موقت در اردبيل بماند، ولى نيمه‏کاره ماندن بسيارى از کارهايى که توسط ايشان آغاز شده بود، باعث شد که اين اقامت موقت به درازا انجاميده تا سال 1347 ش، ادامه يابد.

-فعاليت در اردبيل با اقامت آيت الله موسوى اردبيلى در اردبيل، جمعى از فضلا و طلاب اردبيل که در قم مشغول تحصيل بودند، به اردبيل بازگشتند و نزد ایشان به فراگيرى سطوح عالى رسائل، مکاسب و کفايه پرداختند و پس از مدتى، ايشان تدريس خارج اصول و خارج فقه مکاسب و عروة را آغاز نمود. علاوه بر تدريس، اداره حوزه علميه، تجديد بنا يا تعمير ساختمانهاى مدارس، تأمين کمک خرجى طلبه‏ها به شکل شهريه و مساعده و اعزام برخى از آنان جهت تبليغ به روستاها و شهرها و رسيدگى به گرفتاريهاى آنان تا حد امکان، بر عهده ايشان بود. کارهاى تبليغى ايشان در اين مدت هيچگاه تعطيل نشد و به شکل سخنرانى در منابر و تفسير قرآن پس از نماز مغرب و عشاء و تشکيل جلسات هفتگى در منازل اشخاص، ادامه داشت. نگرش و ديدگاه سياسى ایشان، عمدتاً در صحبت‏ها، سخنرانی‏ها و تبليغات، خود را نشان مى‏داد که از جمله آنها مى‏توان به هفت سال سخنرانی‏هاى پرشور تبليغى در شهرستان اروميه اشاره کرد. از تاريخ 1339 ش، که در اردبيل ساکن شدند، مبارزات سياسى جزء لاينفک فعاليت‏هاى ایشان شد و به همين سبب دائماً از جانب دستگاه، تحت تعقيب قرار مى‏ گرفت.

-مهاجرت از اردبيل به تهران گسترش فعاليت‏هاى سياسى در اردبيل، باعث شده بود که کنترل و نظارت دستگاه‏هاى امنيتى رژيم بسيارشديد شود تا جايى که بر اثر هجوم مکرر مأموران ساواک به منزل ايشان، هرگونه آسايش و امنيت حتّى در منزل نيز از وی سلب گرديد. در نتيجه ناچار شد نظر مشورتى حضرت امام (ره) را در مورد مهاجرت از اردبيل جويا شود. امام نيز در پاسخ فرمودند: «ما صلاح نمى‏دانيم که آقايان شهرها را ترک کنند و به تهران يا قم بروند، ولى گويا وضع شما به گونه‏اى است که ناچاريد مسافرت کنيد. در عين حال خودتان بهتر مى‏دانيد و مى‏توانيد تصميم مناسبترى بگيريد.» پس از دريافت نظر امام (ره) که اتخاذ تصميم مناسب را به شخص ايشان واگذار نموده بودند، تصميم گرفت که از اردبيل هجرت کند، اما ضرورى بود که جهت گمراه کردن مأموران ساواک و رفع مزاحمتهاى احتمالى، زمينه مناسبى براى اين کار فراهم شود. زلزله سال 1347 در اطراف مشهد، زمينه مناسبى را فراهم ساخت که ایشان به عنوان مسئول کمک‏ رسانى و همچنين به بهانه چاپ کتاب جمال ابهى، به سمت تهران حرکت کند. البته کسى را از قصد خود مبنى بر عدم مراجعت به اردبيل مطلع نساخت.

-اقامت و فعاليت در تهران آيت الله موسوى‏ اردبيلى در تابستان 1347 وارد تهران شد و پس ازچند روز، مقدمات لازم جهت اقامه نماز جماعت توسط وی در مسجد اميرالمؤمنين‏ عليه السلام واقع درخيابان نصرت فراهم شد و پس از تهيه مسكن، خانواده ايشان نيز از اردبيل به تهران مهاجرت كردند. تدريس خارج فقه و اصول، تدريس جلد اول منظومه براى طلاب و روحانيان، تدريس كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم، سلسله بحث‏هاى تكامل، فلسفه تاريخ و ديگر مباحث مهم فلسفى ضرورى براى دانشجويان، برگزارى جلسات تفسير براى نمازگزارانى كه به مسجد مى‏آمدند، بحث وگفتگو پيرامون مبانى فلسفى وتحقيق در مسائل علوم قرآنى با گروههاى مختلف از متفكران، از جمله اشتغالات علمى و فرهنگى ايشان در مدت اقامت در تهران بود. ایشان در سال 1348 به همراه تعدادی از دوستان، مؤسسه خيريه مكتب اميرالمؤمنين‏ عليه السلام را تأسيس كرد که از بدو تأسيس منشاء خدمات زيادى از جمله تأسیس چند مركز فرهنگى، مدرسه راهنمایى، دبيرستان، دانشگاه و مسجد بوده است.

-فعاليتهاى علمى و فرهنگى در دهه اول انقلاب از جمله اشتغالات ايشان در طى 11 سال اول انقلاب، تدوين قوانين کيفرى، جزایى و حقوقى دادگسترى و انطباق آنها با موازين شرع و فقه اسلامى، راهنمایى و استخراج احکام شرعى مسائل مستحدثه قضایى بود. با توجه به اينکه پاره‏اى‏ از قوانين موضوعه قبل‏ از انقلاب به ويژه قانون مجازات عمومى برگرفته از قوانين‏ اروپایى بود، چنين کار گسترده و وسيعى نيازمند صرف وقت فراوانى بود. براى اين منظور کميسيونى‏ از فقها و حقوق‏ دانان تشکيل شد و با همکارى دوستان متفکر و انديشمند، اين مهم به انجام رسيد و در نهايت قوانين جديد به صورت مدون و منقح و مطابق با شرع، تنظيم و ارائه گرديد. فعاليت علمى ديگر ايشان، بحث و بررسى‏علمى‏ و فقهى پيرامون مسائل مهم اقتصادى از قبيل امور بانکى‏ و پولى، معاملات جارى کشور، نظام اقتصادى حاکم بر آن و... بود که به شدت مورد نياز جمهورى نوپاى اسلامى بود و قبل از آن هيچ کارگسترده اجرایى در زمينه آن انجام نگرفته بود.

-هجرت مجدد به قم پس‏از رحلت حضرت امام خمينی (ره) در 14 خرداد 1368، در شهريور همان سال، آيت الله موسوى اردبيلى که در دوران حيات حضرت امام (ره) تقاضاى کناره‏گيرى از مسئوليتها و پرداختن به اشتغالات علمى را از ايشان نموده و پاسخ منفى شنيده بودند، به قم هجرت کرد.

-فعاليتهای بعد از سال 68 ايشان‏ از ابتداى اقامت مجدد در شهر مقدس قم، آغاز به تدريس خارج فقه و اصول نمود که تا سال 1379 يک دوره خارج اصول و نيز يک دوره فقه جزایى اسلام شامل قضا، حدود، قصاص، ديات و شهادات را تدريس نموده و آنها را به رشته تحرير درآورد. آیت الله موسوی اردبیلی در این مدت،‏ اقدام به تأسيس مؤسسه‏اى نمود به نام دانشگاه‏ علوم‏ انسانى (دارالعلم) مفيد با هدف تدریس علوم مورد نظر اسلام، يعنى‏ علوم انسانى‏ و بحث و بررسی نظرات اسلام در رديف نظرات ساير مکاتب. رشته‏هاى حقوق، اقتصاد، فلسفه، علوم سياسى و علوم قرآن در اين مؤسسه در سطح کارشناسى و کارشناسى‏ارشد تدريس مى‏گردد.

-آثار و تأليفات فقه القضاء (در 2 جلد) فقه الحدود و التعزيرات (4 جلد) فقه الديات‏ فقه القصاص‏ فقه الشركة و التأمين‏ فقه المضاربة فقه الشهادات حاشيه بر خيارات مكاسب يك دوره كامل اصول فقه تقريرات دروس آيات عظام «حكيم و خوئى» در فقه و اصول الرسائل الفقهية (مشتمل بر بحثهاى: ربا، تلقيح مصنوعى، ذبيحه اهل كتاب،...) مقالاتى در تفسير قرآن‏ اخلاق (تدريس در دانشگاه مفيد) چهار جلد اقتصاد يك دوره اقتصاد اسلامى بر اساس كتاب و سنت جمال ابهى (در رد بهائيت) رساله عمليه‏ مناسك حج‏ نهج الرشاد (رساله عمليه به زبان عربى) مناسك الحجّ - عربي استفتائات

-مواضع آیت الله موسوی اردبیلی در جریانات سال 88 آیت الله العظمی موسوی اردبیلی، در دیدار برخی از اعضای شورای نگهبان در تیرماه سال 88، ضمن اشاره به این‌که مسئولان انتخابات در برابر مردم مسئول هستند، گفت: «اتفاقاتی که در این انتخابات رخ داد متأسفانه موجب تضعیف نظام شد درحالی‌که به راحتی امکان این وجود داشت که قضایا حل شده و در یک مسیر منطقی قرار گیرد. باید اشکالاتی را که معترضین به انتخابات وارد می‌کنند از آنها بشنوید و بخواهید که آنها را کتباً و همراه با استدلال‌های منطقی ارائه دهند. باید اجازه دهید که مردم حرف خود را بیان نمایند. هر اشکالی که وارد بود باید آن را قبول کرد و هر اشکالی که وارد نبود باید پاسخ آن به نحو مستدل و منطقی بیان شود. مطالب خود را با مردم در میان بگذارید و اجازه دهید مردم در مورد آن قضاوت نمایند. از معترضین بخواهید که مطالب خود را مکتوب کنند و آن را با مردم در میان بگذارند و شما نیز پاسخ آنها را در برابر افکار عمومی بیان نمایید. از این‌که مردم از این مطالب مطلع شوند نهراسید. چنانچه مطلب حقی گفته شد آن را بپذیرید و اگر مطلب باطلی عنوان شد پاسخ آن را به نحو منطقی بیان نمایید. راه جلوگیری از کشانده شدن اعتراضات به خیابان‌ها این است که مجرایی جهت بیان اعتراضات معترضین قرار داده شود. باید اجازه داد که مطالب از طریق صدا و سیما یا اجتماعات قانونی مطرح شود و پاسخ آنها نیز از طریق وسائط ارتباط جمعی به سمع و نظر مردم رسانده شود. مطمئن باشید که کلام منطقی از جانب مردم مقبول واقع خواهد شد و کسی که بدون منطق صحبت کند مقبولیت نخواهد یافت.»

صدور بیانیه در جریان حوادث پس از انتخابات مرداد ماه سال 1388، آیت الله موسوی اردبیلی با صدور بیانیه‌ای اظهار داشت: «وقایع تأسف‌بار اخیر و اتفاقاتی که در شأن نظام اسلامی نبوده و زیبنده آن نیست، موجبات نگرانی تمام علاقه‌مندان به کشور و نظام جمهوری اسلامی را فراهم آورده و باعث حرمت‌شکنی‌ها و ایراد اتهاماتی که در دادگاه‌های صالحه ثابت نشده‌اند، به بزرگان و شخصیت‌های ملی و دینی، نه تنها جامعه را آرام نمی‌سازد بلکه آتش فتنه را شعله‌ورتر می‌کند. سلب آسایش و آرامش از جامعه شده است. «و لا تقف ما لیس لک به علم ان السمع والبصر والفواد کل أولئک کان عنه مسؤولا». این‌جانب از تمامی مسئولان و دست‌اندرکاران امر می‌خواهم که هرچه سریع‌تر نسبت به ترمیم شکاف‌های ایجادشده و جبران آسیب‌های وارد آمده اقدام نمایند و در جهت بازسازی اعتماد مردم به نظام تلاش کنند. امید است که با درایت افراد کاردانی که در نظام جمهوری اسلامی مشغول خدمت می‌باشند، کشور از وضعیت بغرنج فعلی رهایی یافته و تجربیات حاصله از این اتفاقات چراغ راهی برای اداره هرچه بهتر و صحیح‌تر امورات جامعه در آینده گردد.

دیدار آیت الله موسوی اردبیلی با مقام معظم رهبری در سال 88 بازگویی این دیدار از زبان مرحوم قدیریان: «آقای موسوی اردبیلی یک روز جمعه‌ای (در جریان فتنه 88) آمد کنار آقا، صبحانه‌ای خورد و شروع کرد مطالبی را گفتن. بعد آقا فرمودند: «اجازه می‌دهید برای شما توضیح بدهم؟» آقا شروع کردند جریان فتنه را از ابتدا توضیح دادن. ایشان (آیت الله موسوی اردبیلی) گفتند: «خدا می‌داند من نمی‌دانستم. من خبر نداشتم. اینها با من صحبت کردند که من بیایم با شما صحبت کنم و آشتی‌کنانی انجام شود». (آیت الله موسوی اردبیلی) گفتند: «نمی‌دانستم، من به آنها گفتم مشابه آقا برای رهبری نیست. نمره ایشان 20 است. ما 18 نداریم، 16 نداریم، آمد پایین. تا 2 هم نداریم» و بعد منقلب شد...»

علت عدم ملاقات آیت الله موسوی اردبیلی با مقام معظم رهبری در سال 89 در سفر مقام معظم رهبری به شهر قم، در آذر ماه سال 89، مراجع تقلید و علمای بزرگ حوزه به دیدار رهبر انقلاب رفتند. در این میان اجتناب آیت الله موسوی اردبیلی از دیدار با ایشان موضوعی بحث برانگیز شد و البته بعد از آن علت این امر مشخص گردید. سایت مشرق به نقل از یک منبع آگاه که نخواسته بود نامش فاش شود، علت این امر را اینگونه بیان کرد: "موضوع مشرف نشدن آيت الله موسوی اردبيلی به محضر رهبر معظم انقلاب، مطلبی نيست که فتنه گران به آن دل خوش کنند زيرا آيت الله موسوی اردبيلی دو ماه قبل از سفر امام خامنه ای به شهر مقدس قم با معظم له ديدار داشته بودند و تا کنون بارها اين ديدارها تکرار شده است و ايشان از برخی علما و مراجع ديگر بيشتر به ديدار رهبری رفته اند لذا دليل نيامدن ايشان را نبايد حمل بر مخالفتشان با نظام و ولايت تفسير کرد اگرچه درباره آينده افراد هيچ وقت نمی شود پيش بينی کرد که آيا کسی در مسير حق می ماند يا خير؟" وی در ادامه افزود: "امّا اينکه چرا ايشان در اين سفر به ديدار ولی امر مسلمين نرفتند خود حکايتی دارد. ماجر از اين قرار بود که آيت الله موسوی اردبيلی چند وقتی است بخاطر شدت بيماری با ويلچر جابجا می شود و چند روز قبل از سفر امام خامنه ای به شهر مقدس قم در حين جابجايی با ويلچر به زمين خوردند و صورتشان کبود شده بود لذا در آن ايام ايشان به رهبرمعظم انقلاب پيام دادند که بنده خدمت شما ارادت دارم امّا متاسفانه چنين اتفاقی افتاده و احساس می کنم آمدنم با اين وضعيت به ديدار حضرتعالی آنهم جلوی رسانه ها به مصلحت شما و نظام نيست و انشاء الله همچون گذشته در آينده نزديک به ديدار شما خواهم آمد."

-دیدگاهها، مواضع و بیانیه های آیت الله موسوی اردبیلی پیرامون مسائل مختلف اعتراض به قطع سخنرانی سید حسن خمینی در سالگرد ارتحال امام (ره) در پی قطع سخنان حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در مراسم 14 خرداد (سال 89) در حرم مطهر امام خمینی (ره)، آیت‌الله موسوی اردبیلی با تأکید بر ابراز وفاداری ملت بزرگوار ایران نسبت به امام خمینی (ره) و اهل بیت ایشان و بزرگداشت یوم الله 15 خرداد این اقدام را محکوم کرد. وی همچنین طی تماس تلفنی با سید حسن خمینی و تفقد از وی مراتب تأثر خویش از این اقدام را به وی و اهل بیت امام ابلاغ فرمودند.

-واکاوی رفتار روحانیت و تاثیر بر اعتقادات مردم آیت‌الله موسوی اردبیلی در خرداد ماه سال 91 و در پایان درس خارج فقه و پایان سال تحصیلی طلاب، در سخنان خود به مطالب مهمی اشاره کرد. ایشان اعتبار و مقبولیت روحانیت را از دین و پیامبر اسلام و اهل بیت آن حضرت (علیهم السلام) و رفتار روحانیت را بر اعتقادات مردم تأثیر گذار دانست. همچنین حفظ انقلاب را حفظ آبروی روحانیت شیعه برشمرد. ایشان سنگ اندازی دشمنان و بدخواهان انقلاب را مهم اما عملکرد خود روحانیت را از این مسأله مهمتر دانست و گفت: «آن چه نگران‌کننده است کارهایی است که عنایت حق تعالی را از ما بر می‌گرداند. اگر عنایت خدا از ما برگشت، مردم هم از ما می‌برند. نه این که شخص من و جنابعالی مطرح باشیم، ممکن است مردم با رفتار من و شما از دین روی گردان شوند.» ایشان همچنین خطاب به ملت ایران گفتند: «ما خیرخواهانه پا در این راه گذاشتیم، اما شاید کوتاهی کرده ایم، شاید غفلت کرده‏ایم. اگر مشکلات و نارسایی‌هایی که هست به من مستند است، از همه عذر می‌خواهم. ما دلمان می‌خواست و می‌خواهد که ملت ما سربلند باشند، اخلاق و ایمان در میان جامعه ما رونق داشته باشد، ملت ما خوب زندگی کنند. اگر بنده کاری کرده‌ام که نباید می‌کردم یا ترک فعلی کرده‌ام که باید انجام می‌دادم، از همه عذر می‌خواهم.»

-تفاوت آزادی بیان و هتک حرمت آیت الله موسوی اردبیلی در سخنانی با انتقاد از برخی رفتارهای کورکورانه به تقلید از فرهنگ غربی اظهار داشت: «متأسفانه برخی از افراد، کورکورانه با تقلید از برخی اعمالی که در کشورهای غربی مد شده، برای این که خود را متمدن و پیشرو نشان دهند، مرتکب رفتارهایی می‌شوند که هیچگونه توجیه عقلی و منطقی ندارد. اگر کسی اعتقادات ما را قبول ندارد، خوب نداشته باشد، ولی این مجوز اهانت و هتک حرمت نیست. آزادی بیان در هیچ منطق و فرهنگی به معنای آزادی اهانت نیست. در کشورهایی هم که خود را داعیه‌دار آزادی می‌دانند، گاهی اوقات برای اهانت به افراد مجازات‌هایی را در نظر می‌گیرند که شاید اگر فرد اهانت‌کننده به جای اهانت صدمه‌ای جسمی و جانی وارد کرده بود به آن مقدار مجازات نمی‌شد. مگر می‌توان گفت که اهانت به یک انسان مجاز نیست ولی اهانت به اعتقادات مبلیون‌ها انسان مجاز و بی‌اشکال است. کدام عقل و منطقی این را قبول می‌کند؟! البته این به معنای مجاز نبودن نقد عقاید ما نیست. ما از این که کسی بیاید و با بیان منطقی بخواهد با ما در خصوص عقایدمان بحث و گفتگو نماید استقبال می‌کنیم و سیره ائمه اطهار (علیهم السلام) و علمای امامیه همواره بر همین منوال بوده است، اما فاصله بین نقد علمی و اهانت زیاد است و مردم خود به راحتی می‌توانند فرق بین این دو را تشخیص دهند.»

-دیدارها دیدار با دکتر روحانی پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دکتر حسن روحانی در تیرماه سال 92، در سفر به شهر قم با چند تن از مراجع تقلید دیدارهایی داشت. دکتر روحانی با حضور در حسینیه آیت الله العظمی موسوی اردبیلی با ایشان دیدار و گفتگو کرد. آیت الله موسوی اردبیلی در این دیدار با تبریک به دکتر روحانی و آرزوی موفقیت برای وی و دولت یازدهم گفت: انتخابات موفق اخیر ریاست جمهوری همگان اعم از دوست و دشمن را متحیر و شرایط بسیار خوبی را برای کشور در عرصه های داخلی و خارجی فراهم کرده است. وی با بیان اینکه مردم امروز خوشحال و امیدوار هستند، افزود: مناسب است دکتر روحانی قبل از شروع به کار دولت یازدهم گزارشی از وضعیت کنونی کشور در بخش های مختلف به مردم ارائه کند و بعد هم در فواصل زمانی مناسب عملکرد دولت یازدهم را به اطلاع مردم برساند. آیت الله موسوی اردبیلی به شرایط سیاسی کشور اشاره و ابراز امیدواری کرد که فضای سیاسی - اجتماعی کشور با روی کار آمدن دولت یازدهم تلطیف شود و تلخی ها و خسارت هایی که احیاناً پیش آمده، جبران شود. دکتر روحانی نیز در این دیدار گفت: امیدواریم دولت یازدهم بتواند با ارتباط خوب با مراجع تقلید و حوزه های علمیه و علما برای حل و فصل مشکلات داخلی و خارجی کشور تلاش و اقدام کند.

دیدار با علوی؛ وزیر اطلاعات دولت یازدهم آیت الله موسوی اردبیلی در دیداری با سید محمود علوی در شهریور 92 بیان کرد: « وزارتخانه تحت امر شما وزارتخانه‌ای مهم است که اکثر نیروهای آن نیروهای خوب و متعهدی هستند که این امر از مزیت‌های این دستگاه است. سعی شما بر این باشد کاری کنید مردم شما را خادم و دلسوز خود بدانند. افرادی که به عنوان مسئول و همکار انتخاب می‌کنید افراد صالح و فهیمی باشند که در خدمت مردم بوده و به فکر سوء استفاده از قدرت و جایگاه خود نباشند.