حسن طهرانی مقدم

از پرتال جامع مسئولین جمهوری اسلامي ايران
پرش به: ناوبری، جستجو
شهید حسن طهرانی مقدم، از فرماندهان سپاه که از ابتدای شکل‌گیری سپاه به عضویت آن درآمد و در بنیان‌گذاری مجموعه‌های توپخانه و ادوات موشکی سپاه نقش کلیدی و اساسی داشت. او 25 سال در عرصه‏ی موشکی کشور خدمت کرد و تلاش های او در این عرصه لقب پدر موشکی ایران را به وی داد.


محتویات

زندگینامه[ویرایش]

شهید حسن طهرانی مقدم، در 6 آبان ماه سال 1338 در محله "سرچشمه" تهران متولد شد. پس از طی تحصیلات مقدماتی و متوسطه در رشته صنایع در مقطع کاردانی پذیرفته شد و پس از اخذ مدرک در سال 1358، در مقطع کارشناسی و در رشته مهندسی صنایع پذیرفته شده و موفق به اخذ مدرک مهندسی شد. وی که در اولین روزهای تشکیل سپاه پاسداران به عضویت سپاه درآمده بود، در دوران دفاع مقدس در بخش موشکی سپاه بسیار مؤثر بوده و در بخش تأسیس فرماندهی توپخانه سپاه و بعد از آن هم در تشکیل و بنیان‌گذاری فرماندهی موشکی سپاه تأثیرگذار بود و تقریباً 25 سال در ایجاد و توسعه این بخش از توان دفاعی کشور خدمت کرد. روحیه ی خستگی ناپذیر او در واحد موشکی سپاه باعث پیشرفت‏های بسیاری در زمینه موشکی کشور شد و ساخت موشک شهاب 3 و لانچر و تلاش‏های او در این عرصه لقب پدر موشکی ایران را به وی داد. شهید طهرانی مقدم در 21 آبان‏ماه سال 1390، بر اثر انفجار زاغه مهمات در پادگان امیرالمؤمنین(ع) در شهرستان "ملارد"، به همراه جمعی دیگر از همکارانش به شهادت رسید.

خانواده[ویرایش]

پدر شهید طهرانی مقدم، "محمود طهرانی مقدم" به پیشه خیاطی مشغول بود و به علت شغلش از محله "سرچشمه" به محله "شکوفه" و سپس به محله "بهارستان" نقل‌مکان کردند.

برادر و خواهر شهید طهرانی مقدم دارای 3 برادر و 2 خواهر به نام‏های "علی"، "احمد"، "محمد"، "صدیقه" و "فاطمه" طهرانی مقدم بودند. "علی طهرانی‌ مقدم"، ظهر عاشورای سال 1359 در اوایل جنگ و در محاصره سوسنگرد به شهادت رسید.

همسر و فرزندان الهام حیدری، همسر شهید طهرانی مقدم، استاد برجسته حوزه علمیه "نورالزهرا(س)" و حوزه علمیه "بانو امین" (ویژه خواهران) است. وی در سال 1361 و در 19 سالگی با شهید طهرانی مقدم که 21 ساله بود ازدواج کرد. حاصل این ازدواج 4 فرزند به نام‏های زینب (متولد سال 1365)، حسین، فاطمه و زهرا است.

آشنایی با همسر و ازدواج الهام حیدری، همسر شهید طهرانی مقدم، در خصوص نحوه آشنایی و ازدواج خود با شهید این گونه توضیح می‏دهد: «شهید طهرانی مقدم دوستی به نام عبدالرضا لشکریان داشتند که در همان ابتدای دوران دفاع مقدس شهید شدند. برادر همین شهید عزیز با خواهر من ازدواج کردند. بعد از آشنایی با خانواده من خانواده‌ی شهید لشکریان من را برای ازدواج به خانواده شهید طهرانی مقدم معرفی کردند. در روز خواستگاری فقط در جلسه اولی که آمد، یک صحبت کوتاهی انجام شد. در حرف‌هایش صداقت کامل داشت، هیچ وقت کسی در همان جلسه اول نمی‌آید بگوید من شهید می‌شوم و مدت 3 ماه یا 6 ماه نیستم و چون من همین برنامه را ادامه خواهم داد شما باید این شرایط را بپذیرید... عقد ما در هفتم بهمن‌ماه 1362 بود و ناگفته نماند که عقد ما توسط امام خمینی(ره) انجام شد. 2 روز بعد از ازدواجمان به منطقه رفتند و 3 ماه بعد آمدند...»(با استاد به ویژه نامه‌ی دومین سالگرد شهادت شهید طهرانی مقدم و شهدای غدیر)

تحصیلات[ویرایش]

شهید طهرانی‌ مقدم، مقاطع ابتدایی و دبیرستان را به علت نقل مکان‏های پی در پی، در سه منطقه ی سرچشمه، شکوفه و بهارستان گذراند. در سال 1356، پس از پایان دوره تحصیلات متوسطه در رشته صنایع (برش قطعات صنعتی) در مقطع فوق‌دیپلم در مدرسه عالی "تکنیکیوم نفیسی" پذیرفته شد. سپس در سال 1358، در مقطع لیسانس در رشته مهندسی صنایع پذیرفته و موفق به اخذ مدرک مهندسی در این رشته شد. بعد از جنگ، شهید طهرانی مقدم در رشته "متالوژی" و در مقطع لیسانس بار دیگر در دانشگاه پذیرفته شد و با وجود مسئولیت‌هایی که به لحاظ کاری بر عهده داشت و فرصت کمی برای مطالعه پیش می‏آمد همیشه جزء دانشجویان با نمره بالا به شمار می‏آمد.

آغاز فعالیت‏های مذهبی و همراهی در مبارزات انقلاب[ویرایش]

شهید طهرانی مقدم، از سال 1348، در مسجد "زینب کبرای" محله‏ی "سرچشمه"، زیر نظر "آیت‌الله سید علی لواسانی" امام جماعت و مدیر مسجد،‌ تعلیمات دینی و مقدمات آشنایی با اسلام و احکام را فراگرفت و به همراه برادرانش در گروه سرود مسجد شروع به فعالیت کرد. این گروه سرود، هسته‌ اصلی گروه سرودی بود که در روز 12 بهمن 57 در فرودگاه مهرآباد و در مراسم استقبال از امام (ره) به اجرای برنامه پرداخت. روایت آیت‌الله لواسانی از آن دوران چنین است: «محل ما خیابان امیرکبیر،‌ کوچه"آمیز محمود وزیر است. آنجا یک مسجد و یک حوزه علمیه داریم و خانه ما هم کنار مسجد است. وقتی می‌ رفتیم برای نماز، کارهای دیگری هم می‌ کردیم. مثلا با نوجوانان کارمی‌ کردیم و برایشان برنامه داشتیم. یک گروه سرود هم درست کرده بودیم که در روزهای انقلاب برای خودش، برو بیایی داشت.» شهید طهرانی مقدم، از سال 1357، همزمان با اوج‌گیری فعالیت انقلاب، تحت تأثیر برادرش (محمد) به صف انقلابیون پیوست. او در روزهای منجر به پیروزی انقلاب به اتفاق دوستانش در فعالیت‌های زیرزمینی، نارنجک‌های دستی می‌‌ساخت که با استفاده از سه راهی لوله آب تولید می‌شد. شب 22 بهمن در میدان امام حسین (فوزیه سابق)، با پرتاب نارنجک دستی یک خودروی نظامی ارتش را مصادره و سرهنگ سوار بر خودرو را به اسارت درآورد.

اعلام رسمی قصد ترور شهید طهرانی‌ مقدم در رادیوی منافقین محمد طهرانی‌مقدم (برادر شهید) درباره تهدید شهید حاج حسن طهرانی‌ مقدم از سوی منافقین می‌گوید: «بردارم چند بار از جانب گروهک تروریستی منافقین تهدید شد به دلیل آنکه موشکی به مقر منافقین در داخل خاک عراق زد. همان شب رادیو منافقین اعلام کرد این مقدم را ما می‌ زنیم. زمانی که ترور شهید صیاد شیرازی را طراحی کردند، همزمان طرح ترور حاج حسن آقای مقدم را نیز در دستور کار داشتند و می‌ خواستند هر دوی آنها را ترور کنند که یک گروه از آنها دستگیر شدند.»

عضویت در سپاه پاسدران[ویرایش]

شهید طهرانی مقدم در سال 1359 و از ابتدای شکل‌گیری رسمی سپاه پاسداران، درحالی‌که 21 سال بیشتر نداشت، به عنوان مسئول اطلاعات منطقه‌ی 3 سپاه شمال، مشغول به فعالیت شد و تا 59/7/31 در این سمت باقی ماند. در زمان بروز ناآرامی‌ها در نقاط مرزی که مهم‌ترین آن‌ها حوادث تجزیه‌طلبانه در کردستان بود، سپاه را در 15 ماه اول عمر خود متوجه ضرورت تقویت صبغه نظامی کرد. با این رویکرد تا شهریور 1359 که کشور در آستانه هجوم رژیم بعث عراق قرار گرفت، حداکثر توان رزمی سپاه، تعداد معدودی گردان‌های رزمی بود که با روش‌های چریکی و غیر کلاسیک، درگیر مبارزه با اشرار و ضد انقلابیون مسلح در کردستان شدند. سنگین‌ترین سلاحی که در آن دوران در اختیار سپاه بود، تعدادی خمپاره‌انداز و آرپی‌جی و تیربار بود، درحالی‌که در همین وضعیت، ضد انقلابیون در کردستان، حتی به توپخانه نیز مجهز بودند. شاید آمار کل سلاح‌های سپاه در آن مقطع از چند هزار "تفنگ G3"، "کلت"، "آ رپی‌ جی" و ده‌‏ها قبضه خمپاره‌انداز تجاوز نمی‌کرد.

جرقه‌ های شکل‌ گیری توپخانه سپاه[ویرایش]

در سال 1359، بعد از عملیات ثامن‌الائمه که منجر به رفع محاصره آبادان شد، از جمله غنائم به دست آمده از عراق، یک آتشبار توپخانه 155 میلی‌متری کششی بود که از جانب دشمن در شمال آبادان، بین دارخوین و پل مارد مستقر بود. این آتشبار توپخانه بلافاصله تعمیر و عملیاتی شد و در همان منطقه، علیه دشمن به کار گرفته شد. سه ماه بعد در عملیات فتح بستان، مجدداً یک گردان توپخانه 130 میلی‌متری و یک آتشبار 105 میلی‌متری پرتغالی ارتش عراق از سوی رزمندگان تیپ 14 امام حسین (ع) اصفهان به غنیمت گرفته شد که این گردان به دستور حسین خرازی (فرمانده تیپ) سازمان‌دهی شده بود.در عملیات "فتح المبین" هم مقدار زیادی ادوات و توپخانه از دشمن به غنیمت گرفته شد. این امکان باعث شد که فرمانده وقت سپاه، محسن رضایی ضرورت تشکیل آن را تشخیص دهد. در اوائل جنگ و در حالی که بهترین و بیشترین سلاحی که در دست رزمندگان بود سلاح های سبک و انفرادی مانند "کلاشینکف" و "آر پی جی7" و "ژ-3" بود شهید طهرانی مقدم به دنبال سلاح "منحنی زن" بود و به یک گام جلوتر فکر می‏کرد. در شرایطی که جنگ جدی تر شد، عرصه های جدید همانند فکر تشکیل واحد توپخانه در اندیشه او شکل گرفت. به همین دلیل کسی که برای تشکیل توپخانه سپاه کاندید شد، شهید طهرانی مقدم بود و وی مسئولیت تشکیل توپخانه را عهده دار شد.

روایت شهید از نحوه تشکیل واحد توپخانه شهید طهرانی مقدم از چگونگی ایجاد واحد توپخانه سپاه چنین گفته بودند: «عملیات "فتح المبین" تمام شد. من در سپاه شوش وقتی گزارش را به آقا "رشید" میدادم، دیدم با خنده می‏گوید: «"مقدم" برو توپخانه سپاه را سازماندهی کن. برو سراغ توپخانه.» گفتم آقا "رشید" ما داریم خمپاره را سازماندهی می‏کنیم. در عملیات "فتح المبین" 184 قبضه عنوان توپ های روسی به غنیمت سپاه درآمده بود. آن موقع سپاه تیپ داشت. قرار شد برویم آن توپ‏ها را بیاوریم و سازماندهی کنیم. شهید بزرگوار "حسن شفیع زاده" اولین نفری بود که رفتم دنبالش، بعد از عملیات از تیپ "المهدی" شوش آوردمش پیش خودم و آقای "محمد آقایی" که از مسئولین توپخانه سپاه بودند، به انضمام "شهید ناهیدی". این بچه‏های نخبه باهوش سپاه را جمع کردیم و توپخانه سپاه را تشکیل دادیم.» (با استناد به ویژه نامه‏ی "دومین سالگرد شهادت سرلشگر طهرانی مقدم و شهدای غدیر")

مسئولیت تطبیق آتش خمپاره‌ ای سپاه در قرارگاه کربلا در عملیات طریق‌ القدس[ویرایش]

حاج حسن بعد از عملیات ثامن‌الائمه، متوجه ضعف آتش پشتیبانی خودی مستقر در خطوط مقدم جنگ شد، مدت‌ها روی این موضوع فکر کرد و سرانجام در آذرماه سال 1360، طرح ساماندهی آتش پشتیبانی (خمپاره‌اندازها) را به صورت سنجیده و مدون تقدیم حسن باقری کرد. نامه را محسن رضایی (فرمانده وقت کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) امضا کرد و تحویل حسن باقری داد و حسن باقری آن را به حسن مقدم داد. حاج حسن نامه تایپ‌شده را خواند و دید طرح خودش درباره ساماندهی خمپاره‌اندازها به منظور پشتیبانی از نیروهای پیاده است. در نامه خطاب به فرماندهان قرارگاه قدس، نصر، فجر و فتح سپاه در جبهه‌های جنوب آمده بود: «برادر حسن مقدم به عنوان فرمانده پشتیبانی‌ کننده آتش‌های خمپاره‌ ای سپاه معرفی می‌شوند؛ لازم است با او همکاری کنید.»

راه‌ اندازی مرکز تحقیقات فنی توپخانه در اهواز[ویرایش]

شهید طهرانی مقدم از راه‌ اندازی این مرکز اینگونه یاد می‌کند: «در آن زمان توپ‌های غنیمتی ما 156 قبضه بود که همه آنها در دشت عباس و چناله به غنیمت گرفته شده بودند. ما برادران ارتشی را برای آموزش این توپ‌ها دعوت کردیم که یک تیم از توپخانه‌ ارتش برای ما اعزام شد و وقتی توپ‌ها را دیدند گفتند این توپ‌ها روسی هستند و آموزشی که ما دیده‌ایم توپ‌های آمریکایی بوده و کاربرد این توپ‌ها را نمی‌دانیم. ما می‌خواستیم از این توپ‌ها در عملیات بیت‌المقدس استفاده کنیم ولی هیچ آموزشی ندیده بودیم. توپ‌های زیادی با مهمات خوبی داشتیم ولی برای ما کارآمد نبودند. برادر بهمن چیره‌دست به دلیل تخصصی که داشتند، توپ‌ها را راه‌اندازی کردند و مرکز تعمیر و نگهداری توپخانه راه‌اندازی شد و توپ‌ها راهی عملیات شدند. دومین نفری که به یاری ما شتافت،‌ شهید ناهیدی بود که آموزش‌های لازم را خیلی باحوصله برای استفاده از وسایل غنیمت گرفته‌شده مثل ترتیل‌های فلزی،‌ دوربین‌های پاکدو و تجهیزات نشانه‌ روی به ما دادند.»

راه‌ اندازی فرماندهی موشک سپاه[ویرایش]

روایت سردار زهدی: «آبان سال 1362 به برادر حسن طهرانی‌ مقدم که صاحب ایده‌های بزرگی در این زمینه بود،‌ ماموریت راه‌ اندازی و سازماندهی "فرماندهی موشکی زمین به زمین سپاه" محول شد.»

شلیک اولین موشک به سمت عراق[ویرایش]

بهمن‌ماه سال 1362، حضرت امام (ره) با مقابله به مثل حملات موشکی عراق موافقت کردند. جمهوری اسلامی ایران در آن زمان فاقد سامانه موشکی بود و مقابله به مثل، تنها در سطح توپخانه‌ای صورت می‌گرفت. در جلسه‌ای که سردار مقدم به عنوان فرمانده توپخانه سپاه حضور داشت،‌ قرار شد شهر بصره با توپ‌های 130 میلی‌متری که حداکثر برد آنها 28 تا 30 کیلومتر بود، مورد حمله توپخانه‌ای قرار گیرد. 21 اسفندماه 1363، اولین موشک ایران به کرکوک شلیک شد. دومین موشک هم در بامداد 1364/12/23 به بانک 18 طبقه رافدین بغداد اصابت کرد و موشک بعدی در باشگاه افسران ارتش عراق در بغداد فرود آمد و حدود 200 نفر کشته شدند.

انتصاب به عنوان فرمانده موشکی نیروی هوایی سپاه[ویرایش]

پس از صدور فرمان تاریخی امام (ره) مبنی بر تشکیل نیروهای سه‌گانه سپاه پاسداران،‌ شهید مقدم در سال 1364 به سِمت فرماندهی موشکی نیروی هوایی سپاه منصوب شد و با تلاش های او تعدادی موشک وارد سپاه شدولی تعداد آن کمتر از انگشتان دست بود. شهید طهرانی مقدم تعدادی از آنها را بکار نگرفت و به کمک دوستانش با روش مهندسی معکوس انها را بازتولید کرده و این مبنای تحقیقات گستره موشکی در کشور شد. روایت محسن رضایی از این ماجرا بدین ترتیب است: «جنگ شهرها که آغاز شد، صدام به شدت شهرهای ما را با موشک و بمباران هوایی مورد حمله قرار می‌داد و فشار خیلی زیادی روی ما می‌آمد. من یک روز برادر محسن رفیق‌دوست را که مسئول لجستیک سپاه بود خواستم و گفتم ما چاره‌ای نداریم جز اینکه جواب موشک‌ها را با موشک بدهیم، لذا ایشان را فرستادیم سوریه و لیبی و در آخر جنگ هم کره شمالی. بعد دیدم باید ساماندهی موشک‌ها را خودمان انجام دهیم. بعد از مشورت با برادران رشید، صفوی و شمخانی به این نتیجه رسیدم که فرد مناسب برای این کار حسن طهرانی است. ایشان را فراخواندیم و گفتیم توپخانه را بسپار به شفیع‌زاده و خودت با تیمی از دوستانت یگان موشکی را تشکیل دهید. ایشان کمی به من نگاه کرد و چیزی نگفت. بعدها برادر جعفری مسئول زرهی سپاه به من گفت در سوریه که بودیم حسن به من گفت: برادر محسن از من خواسته تیپ موشکی تشکیل بدهم. توپخانه را می‌شد کاری کرد، ولی موشک‌ها خیلی پیچیده‌اند. به هر حال باید با توکل این کار را انجام دهیم.»

تلاش برای استقلال در صنعت موشکی[ویرایش]

از 20 مرداد 1365 تا 10 دی 1365، بعد از عملیات والفجر 8 و قبل از کربلای 4، لیبیایی‌ها در همکاری موشکی کارشکنی کردند و ما توان جواب دادن نداشتیم. ما در 20 مرداد 1365، پالایشگاه نفتی الدوره عراق را زدیم. در این مقطع پنج موشک زدیم ولی به دلیل کارشکنی لیبیایی‌ها 35 روز توان پاسخ نداشتیم. لیبیایی‌ها 38 ایراد روی سکوی قطعات گذاشته بودند. بعضی از قطعات همزمان با مذاکراتی از کره شمالی وارد شد. به روایت محسن رضایی: «قذافی فکر کرده بود با دادن تعدادی موشک می‌تواند دل ما را به دست بیاورد و امام بعد از گذشت چند سال از انقلاب به او اجازه ملاقات می‌دهد که به ایران بیاید، بنابراین چندین موشک به همراه لانچر پرتاب و تعدادی کارشناس را به ایران فرستاد. همین که ما مشغول کار با آنها شدیم، شنیدیم که پادگانی که برایشان در نظر گرفته‌ ایم را ترک کرده‌اند و به همراه قطعاتی از موشک‌ها به سفارت لیبی رفته‌اند، به طوری که نمی‌توان از موشک‌ها استفاده کرد. حسن و تیمش ظرف دو ماه این موشک‌ها را عملیاتی کردند و به محض اینکه عراق موشک زد، ما هتل الرشید را که محل تجمع دیپلمات‌ها بود زدیم.»

راه‌اندازی یگان موشکی حزب‌الله در لبنان[ویرایش]

شهید طهرانی مقدم در عرصه موشکی منحصر به داخل کشور نبود. وی در ایجاد و پیشبرد توان موشکی مقاومت در لبنان و فلسطین نیز فعالیت‌های بسیار ارزشمند و مؤثری صورت داد و این امر او را در عرصه‌ی موشکی به یک شخصیت فرامرزی تبدیل نمود و چه بسا او قبل از شهادتش در زمینه فعالیت‌های موشکی، در لبنان و خارج از مرزهای ایران شناخته شده تر از داخل کشور بود، چرا که نقشی که توان موشکی حزب الله در دفاع از مقاومت و نبردهایی که با اسرائیل صورت گرفت داشت، مرهون زحمات، تلاش و پشتکار او بود. این توان، یادگار با ارزشی برای مقاومت که نقش بسیار زیادی در پیروزی‌های حزب الله و فلسطینیان داشت بود و یک نیروی مؤثر در دفاع از مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی محسوب می‏شد. "محمد طهرانی مقدم"، برادر شهید، از این رویداد چنین سخن می‌گوید: «حاج حسن‌ حتی به لبنان هم آمد و یگان موشکی حزب‌الله را در آنجا ایجاد کرد. تقریباً در سال 66-65 بود. بچه‌های حزب‌الله لبنان بسیار دوستدار حاج حسن‌ آقا بودند. با کارهایی که ایشان انجام داد، حزب‌الله موفق به تجهیز سلاح‌هایی شد که هرگاه صهیونیست‌ها شرارتی می‌کردند، با پاسخ دندان‌شکن مواجه می‌شدند. الآن هم قاطعانه بگویم، رژیم صهیونیستی اگر هرگونه عملیات یا تهدیدی را علیه جمهوری اسلامی داشته باشد، از ناحیه موشک‌های حزب‌الله لبنان مشت محکمی را دریافت خواهد کرد که قلب تل‌آویو را زیر و رو می‌کند. باید بگویم بهترین هدیه حاج حسن آقا به مردم و حزب‌الله لبنان، آموزش و انتقال تجربیات موشکی به این کشور بود، به طوری که در جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه غزه، پیروزی حزب‌الله و بچه‌های حماس علیه صهیونیست‌ها مدیون همین آینده‌نگری ایشان بود که رزمندگان حزب‌الله را آموزش دادند. از همین طریق بود که حزب‌الله توانست سیستم موشکی‌اش را ایجاد کند و نه تنها مانع پیشرفت رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان شد بلکه تمام نقشه‌های صهیونیست‌ها را نقش بر آب کرد.»

دستیابی به " نازعات " اولین موشک ایرانی[ویرایش]

به روایت سردار نامی: «همزمان با انجام عملیات‌های مقابله به مثل موشکی و با پیگیری‌هایی که خود سردار مقدم داشتند، در اواخر جنگ به یک سامانه موشکی و راکت ساخت داخل دست پیدا کردیم به نام راکت نازعات، که بردش بین 80 تا 120 کیلومتر است و با تلاش‌هایی که انجام داده بودند به 150 کیلومتر رسیده بود. از دلایل طراحی و ساخت این سامانه، کمک در کنار موشک اسکاد بود که بتواند با یک نواخت تیر بالا قدرت مقابله با جنگ شهرها را داشته باشد. موشک اسکاد، موشک گران‌قیمتی است و به لحاظ آماده‌ سازی و کم و کیف پرتاب برای اهداف خاص استفاده می‌شود. ما بعضاً اهدافی داشتیم با ابعاد گسترده که حتماً نیاز به دقت یا قدرت انفجار زیاد داشت، منتها تنها سامانه‌ای که داشتیم همین اسکاد بود و لذا از همان مقطع، همزمان با فعالیت تحقیقاتی جهت ساخت موشک‌های اسکاد، ساخت سامانه‌های ارزان‌قیمت و دارای قدرت مانور بالاتر نیز آغاز شد، تا بتوانیم بعضی از اهدافی را که ارزش و اهمیت چندانی ندارد با آن سامانه مورد اصابت قرار بدهیم. همان جا تلاش و پیگیری برای ساخت و تولید موشک نازعات در اولین قدم طرح‌ریزی شد و در دستور کار قرار گرفت که ما در پایان جنگ، یعنی اواخر سال 1366 موفق شدیم به این سامانه دست پیدا بکنیم.»

شرکت در عملیات مرصاد[ویرایش]

به روایت سردار نامی: «در بحبوحه عملیات مرصاد دیدیم سردار مقدم به عنوان یک خدمه پای یک خمپاره 120 در حال شلیک به سمت دشمن و منافقین است. سردار مقدم یعنی کسی که به عنوان فرمانده موشکی در حال انجام وظیفه بود وقتی ضرورت را احساس می‌کند، می‌آید به عنوان یک خدمه 120 به مقابله با دشمن.»

موفقیت در ساخت موشک شهاب 3[ویرایش]

روایت سردار «عباس خانی آرانی» جانشین فرمانده توپخانه و موشکی نیروی زمینی سپاه، از این اتفاق بدین ترتیب بود: «درست است که وزارت دفاع به عنوان واحد پشتیبانی‌کننده نیروهای مسلح در بحث ساخت موشک «شهاب 3» وارد می‌شود، اما عمده کارهای تحقیقاتی‌اش را شهید مقدم انجام داده بود. این شهید عزیز عقیده داشت نباید چیزی را دیگران بسازند و بعد آن را به ما بدهند. به عبارت دیگر می‌گفت اگر نیروهای مسلح ما درک کردند بنا بر نوع تهدید به چه ابزاری برای مقابله نیاز دارند، باید برای تولید آن گام بردارند. زیرا متخصصان داخلی کشورمان از توانمندی و قدرت عمل بسیار بالایی برخوردار هستند.»

جانشین نیروی هوا فضای سپاه[ویرایش]

شهید طهرانی مقدم در تاریخ 1384/7/1 به عنوان جانشین سردار علی زاهدی در نیروی هوا فضای سپاه پاسداران منصوب شد. سپس در تاریخ 25 آذر ماه سال 1385، به عنوان مشاور فرمانده کل سپاه در امور موشکی و رئیس سازمان خود کفایی سپاه انتخاب شد.

ورزش، جزء جدا نشدنی از زندگی شهید طهرانی مقدم[ویرایش]

شهید طهرانی مقدم خیلی به حضور در عرصه ورزش و مسابقات فوتبال علاقه داشت و معمولاً تمام برنامه‌های فوتبال کشوری را پیگیری می‌کرد، فوتبال خارجی را هم خیلی دوست داشت؛ و بازیکنی خوب در فوتبال بود. بازیکنانی مثل "فرشاد پیوس"، "مرتضی کرمانی مقدم"، "محمد سلطانی"، "کورش برمک"، "مهرداد میناوند" و ... با او در ارتباط بودند و در بازی‌های دوستانه فوتبال شرکت می‏کردند. این علاقه بنا به گفته‌های همسرش، خانم حیدری به حدی بود که می‌گوید: «ساعت 10 که به خانه می‏آمدند، یکی دو ساعتی وقت می‌گذاشت و برنامه‌های ورزشی را نگاه می‏کرد. همچنینی ماهی نبود که برنامه کوهنوردی نداشته باشد. هم خودش کوهنوردی می‌کرد و هم مسبب تشویق دیگران بود.» شهید طهرانی مقدم مؤسس آکادمی کوهنوردی ایران بود و چندین بار در قالب گروهی (گاهی اوقات گروه‏های 5000 نفری) به قله دماوند صعود کرد. سال 1381، صعود 14000 نفری به سبلان را هم با سردار "رحیم صفوی" و سردار "حجازی" تجربه کرده بود. روایت سردار "یدالله مکاری"، مسئول هیئت کوهنوردی سپاه، از صعود به قله دماوند بدین شکل است: «کاری که سردار حسن مقدم انجام داد، کاری بس دشوار و بزرگ بود ولی از آنجا که قربة الی‌الله بود و همراه با توکل و نشأت گرفته از نام ائمه و یاری گرفتن از آنها بود،‌ باموفقیت به انجام رسید. صعود به قله دماوند بدون شک برای اولین و آخرین بار بود که اجرا شد. در سالروز میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) از چهارده یال کوه دماوند با نام چهارده معصوم با شرکت 5 هزار کوهنورد از سراسر رده‌های سپاه انجام شد که از این تعداد، 4137 نفر آنان موفق به صعود بر بام ایران یعنی قله دماوند شدند و حدیث کسا را آنجا قرائت کردند.»

قصه‏ی عجیب لانچرها و خط شکنی طهرانی مقدم[ویرایش]

در اوایل دهه 1380 اسرائیلی‌ها که می‌دانستند ایران به موشک شهاب 3 دست یافته است ادعا کردند: «ایران که می‌گوید ما موشک شهاب 3 داریم، 2 پرتاب کننده بیشتر ندارد.» پرتاب کننده یک خودروی خاص است که موشک را بر روی آن سوار می‌کنند. اسرائیلی‌ها گفته بودند: «اگر ما این 2 پرتاب کننده ایران را پیدا کنیم و بزنیم، یعنی ایران هر چه شهاب 3 دارد از کار می‏افتد.» این خبر به شهید طهرانی مقدم رسید و بلافاصله به صنایع نظامی کشور رفت و گفت: «باید پرتاب کننده بسازیم.» و مسئولین در صنایع نظامی گفته بودند: «ظرفیت تولید ما پایین است؛ و ظرفیت ما در یک سال تنها 2 پرتاب کننده بیشتر نیست.» شهید طهرانی مقدم، در جواب مسئولین صنایع نظامی چیزی نگفت؛ و خود روشی را که در جهاد خودکفایی انجام می‌داد به کار بست و در پادگانی در اطراف تهران جایی که دو سوله داشت و یک نگهبان ظرف مدت 6 ماه 4 پرتاب کننده ساخت. روش سرلشکر طهرانی مقدم در جهاد خودکفایی چنین بود: اصل اول اینکه معنی ندارد که صنایع نظامی از پیچ و مهره تا قسمت‌های بسیار محدود اما حساس در موشک را خودش بسازد در بخش خصوصی، این همه صنایع در سراسر کشور وجود دارد که بخش زیادی را می‌توانند بسازند. شهید طهرانی مقدم در این مدت 120 کارخانه را در کشور شناسایی کرد و در اصفهان، شیراز و تبریز قطعه‌ها را به نسبت توان و ظرفیت کارخانه‌ها در کشور پخش کرد. تمام قطعه‌ها ساخته شد و همزمان امکانات ساخت قطعات محدود حساس را هم فراهم کرد؛ و خودش در آن پادگان کار مونتاژ انجام می‌داد. پس از نمایش با اقتدار پرتاب کننده‌ها در رژه نظامی در 31 شهریور 1380، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها گفتند: «اطلاعات از ایران غلط است. معلوم شد ایرانی‌ها لانچر داشتند اما رو نکردند.» در واقع اطلاعات اسرائیلی‌ها درست بود اما خط شکنی سرلشکر طهرانی مقدم محاسبات آنها را بهم ریخت.

عشق به ولایت و رهبری[ویرایش]

بنا بر سخنان سردار محمد باقر ذوالقدر، از فرماندهان دوران دفاع مقدس و معاون راهبردی وقت قوه قضائیه در مصاحبه‏ای که در تاریخ 8 آبان‏ماه 1392 با ویژه نامه "شهدای غدیر" انجام داده بود، در خصوص عشق به ولایت و رهبری در شهید طهرانی مقدم می‏گوید: «هیجان انگیز ترین بخش بازدیدهای مقام معظم رهبری، بازدید از واحد موشکی سپاه بود که توأم با گزارش‌هایی بود که شهید طهرانی مقدم به ایشان ارائه می‏داد. زمانی که مقام معظم رهبری خواسته‌ها و توقعاتشان را از یگان موشکی مطرح می‏کردند شهید طهرانی مقدم بسیار مصمم بیان می‏کرد: «شما مطمئن باشید در بازدید بعدی کلیه خواسته‌های شما محقق شده است.» و چنین می‏شد. این عشق نسبت به رهبری به گونه‌ای بود که اگر گاهی موردی پیش می‏آمد و شهید طهرانی مقدم فعالیت‌هایی را برای برخی اهداف خاص انجام می‏داد و رهبری به اقتضای شرایط ممانعت می‏کردند و خواستار توقف و یا تغییر این فعالیت‌ها می‏شدند. من شاهد بودم بعد از تدبیر رهبری، با همه‌ی وجود بر اساس خواست ایشان عمل می‌کرد و سریعاً مسیر را بر اساس آن تدبیر و دستورات اصلاح می‌کرد و این آزمونی موفقیت آمیز بود چرا که ممکن بود پذیرش این امر با وجود تلاش‌هایی که صورت گرفته بود باعث رنجیده شدن وی می‌شد اما در مورد شهید طهرانی مقدم این طور نبود و خود را با خواست رهبری تطبیق می‏داد...»

بخشی از خاطرات همسر شهید طهرانی مقدم[ویرایش]

روحیه ای شاداب و سرحال در رفتار با خانواده الهام حیدری، در بیان خاطرات زندگی‌اش با شهید طهرانی مقدم از تأثیر ناپذیری فعالیت در کارهای خشن و توپخانه‌ی جنگ بر رفتار شهید در محیط خانواده چنین می‏گوید: «از همان روز اول که با هم آشنا شدیم همیشه رفتارشان این طور بود که کار و برنامه کاری خودشان را به قول معروف پشت در می‌گذاشتند و فراموش می‌کردند و خیلی شاد و صمیمی و گرم وارد خانه می‌شدند. کمتر مردی هست که این قدر کار سنگین داشته باشد و وقتی وارد خانه می‌شود احساس خستگی را به خانواده انتقال ندهد، بلکه شادابی و سرحالی به ما منتقل می‌شد...» (با استناد به ویژه نامه‌ی دومین سالگرد شهادت شهید طهرانی مقدم و شهدای غدیر)

قدردانی از همسر از شاخصه های اخلاقی شهید طهرانی مقدم همسر شهید طهرانی مقدم در مورد زندگی با شهید را این‌گونه توصیف می‌کند: «زندگی با ایشان در ابتدا برایم سخت و دشوار بود زیرا در آن زمان من جوانی حدوداً 19 ساله بودم و وقتی اطرافیانم را می‌دیدم که در کنار همسرشان هستند نبودشان خیلی برایم سخت‌تر می‌نمود، این امر تا چهار، پنج سال ادامه داشت تا با گذشت زمان توانستم با این موضوع کنار بیایم، سردار همیشه قدردان زحمات همسر خود بود و این یکی از شاخصه‌های اخلاقی وی بود. همیشه سعی داشتم در تمامی فرازونشیب‌های زندگی همراه ایشان باشم نه مانع و این امر باعث شده که الآن آرامش داشته باشم که هیچ‌وقت تنهایش نگذاشتم، ایشان هم قدردان بودند و همیشه از من تشکر می‌کردند و می‌گفتند: شما حق بزرگی بر گردن ما دارید و من همین جا شهادت می‌دهم که تمام پاداش و اجر کارهای من برای شما.»

رضایت و خرسندی رهبری، بهترین نتیجه‏ی تمام عمر هرگز یادم نمی‌رود، روز قدس سال 1390 با حاج حسن و بچه‌ها به نماز جمعه رفتیم. هنگام برگشت ایشان را بسیار سرحال و خوشحال دیدم برایم بسیار تعجب آور بود چه امری باعث شده بود تا این حد او را به وجد آورد با یک جمله سؤالی از او پرسیدم. با یک حالت عجیب و سرشار از نشاط گفت: «من نتیجه‌ی تمام عمرم را گرفتم. اگر همین الان جان من را بگیرند من حاضرم.» با تعجب پرسیدم چه شده؟ گفتند: «آقا در جلسه‌ای خصوصی پی گیری کارهایم را کرده و از روند فعالیت‏ها بسیار خرسند و راضی است.» بعد از شهادت "حاج حسن"، آقا فرمودند: «من یکی از بهترین عزیزانم را از دست دادم.»»

شهادت، آرزوی سردار همسر شهید طهرانی مقدم، در خصوص موضوع شهادت و علاقه شهید به آن می‏گوید: «مسئله‏ی شهادت به شکلی فوق العاده برایش مهم بود. علاقه نسبت به اهل بیت(ع)، به خصوص به سرورشان امام حسین(ع) که بعد از شهادت ما قطعه پارچه مشکی را در وسایل شخصی ایشان پیدا کردیم که با خط خودشان نوشته بودند: "بسمه تعالی عنایت فرمایید این پارچه مشکی را در کفن من بگذارید..."» (به استناد به ویژه‌نامه‌ی دومین سالگرد شهادت شهید طهرانی مقدم و شهدای غدیر)

شهادت[ویرایش]

سردار حسن طهرانی‌ مقدم درحالی‌که به عنوان رئیس سازمان خودکفایی سپاه، در ایجاد یک توان علمی و دانشی پایه و زیربنایی مشغول کارهای علمی و تحقیقاتی بود، در روز21 آبان 1390، در پادگان امیرالمؤمنین(ع) شهرستان ملارد در حال آماده شدن برای آزمایش موشکی، بر اثر انفجار زاغه مهمات، به یاران شهیدش (احمد کاظمی، حسن شفیع‌زاده، حسن غازی،‌ غلامرضا یزدانی، علیرضا ناهیدی، مصطفی تقی‌خواه و ...) پیوست. شهید حسن طهرانی‌ مقدم از بنیانگذاران اصلی صنایع موشکی جمهوری اسلامی ایران و بنیانگذار توپخانه و موشکی سپاه در دوران پر افتخار هشت سال دفاع مقدس و مسئول سازمان خودکفایی و تحقیقات صنعتی سپاه پاسداران، بود. این شهید گرانقدر تقریبا 25 سال از عمر خود را در ایجاد و توسعه این بخش از توان دفاعی قرار داده بود و به عنوان پدر موشکی ایران لقب گرفت.

پیام رهبر معظم انقلاب در پی شهادت حسن طهرانی مقدم «بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون حادثه‌ی خونین در یكی از مراكز پشتیبانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی كه به شهادت جمعی از عناصر ممتاز آن سازمان و در پیشاپیش آنان سردار عالی‌قدر، دانشمند برجسته و پارسای بی‌ادعا، سردار حسن مقدم انجامید، واقعیتی تلخ و اندوه بار بود. آن جان‌بركفان نستوه با سینه‌ی گشاده و عزم راسخ همواره به پیشباز خطر شتافته و در دوران دفاع مقدس و پس از آن، هرگز احساس خستگی به خود راه ندادند. شهادت، بی‌شك برترین آرزوی آنان بود. لیكن فقدان مردان بزرگ در هر كشور و جامعه‌ای برای آن مردم و آن كشور خسارت و تأسف‌بار است. ما همه در غم این عزیزان با خانواده‌های گرامی آنان شریك و همدردیم. خدا را شكر كه محصول تلاش‌های آنان هم‌اكنون در اختیار مردان جهاد است و تربیت شدگان آن مجموعه، از كفایت لازم برای ادامه‌ی آن خط نورانی برخوردارند. عزیزان من؛ امیدوار به تفضل بی‌انقطاع حضرت حق و با استمداد از ارواح شهیدانتان، تلاش و همت را دو چندان كنید تا همه بیش از پیش بدانند كه شهادت برای ما توفیق الهی و مایه‌ی بركت و عروج برتر است. تسلیت صمیمانه‌ی خود را به بازماندگان و دوستان و همكاران این شهدا تقدیم می‌دارم. سید علی خامنه‌ای 25/آبان/1390»


گزیده‌ای از سخنان پدر موشکی ایران[ویرایش]

گزیده‌ای از سخنرانی سردار شهید طهرانی‌ مقدم در سال 1387 در جمع پیشکسوتان توپخانه و موشکی سپاه: «... برتری ارتش در دو بخش بود یکی در بخش‌های هوایی و هوانیروز و یکی توپخانه، ارتش حاضر نبود تحت هیچ شرایطی این برتری را از دست بدهد و وارد شدن ما به عرصه برتری ارتش خط ممنوعه‌ای بود که در آن زمان، شهید صیاد شیرازی باهمت و مردانگی و افق بلندی که داشتند این سد را شکستند و ما از کانال شهید صیاد شیرازی وارد عرصه توپخانه شدیم و به دستور شهید صیاد شیرازی وارد ارتش شدیم و اولین دوره عالی توپخانه را آموزش دیدیم و با مفاهیم توپخانه آشنا شدیم. خاطره‌ای هم از شهید صیاد شیرازی خدمت عزیزان بگویم. ایشان شاگرد اول دوره آموزشی افسران اعزامی کشورهای خارجی به آمریکا در رسته توپخانه بودند. چندین کشور بودند که افسران خود را برای آموزش به آمریکا می‌فرستادند؛ از ایران هم شهید صیاد شیرازی اعزام‌شده بودند که در بین افسران کلیه کشورها ایشان شاگرد اول شدند. ایشان وقتی که به جلسه امتحان رفتند و امتحان برگزار شد و نتیجه‌ها آمد و به نمره خودشان اعتراض داشتند چون نمره (A) نگرفته بودند شاگرد اول نمی‌شدند و یکی از شاگردهای کشورهای دیگر شاگرد اول می‌شد. مسئول آموزش گفتند دوباره امتحان می‌گیریم و شما با امتحان موفق، حرف خودت را می‌ توانی ثابت کنی. وقتی که وارد اتاق مسئول آموزش شدند سؤال‌ها را برای من نوشتند و از اتاق بیرون رفتند و من شروع کردم به پاسخ دادن سؤالات و در همان هنگام دیدم کتابی که از روی آن سؤال طرح شده بود روی همان میز است، در همین حین که وسوسه شدم برای باز کردن کتاب و نوشتن جواب‌ها پیش خودم فکر کردم که حتماً به من اطمینان کرده است که کتاب را اینجا گذاشته؛ با خودم جنگیدم و گفتم هیچ‌چیزی بهتر از پاکی و صداقت نیست و سؤالاتم را نوشتم تا تمام شد و در همین هنگام بود که دیدم از پشت پرده بیرون آمد و من را نگاه کرد و گفت شاگرد اول واقعی تو هستی و می‌خواستم امتحانت کنم؛ من یاد گرفتم که صداقت از آنِ مسلمان‌هاست و به شما افتخار می‌کنم.»

ویژگی‏های برجسته‏ی شهید در انجام وظایف[ویرایش]

توجه به زمان، یک اصل مهم در انجام وظایف با استناد به "ویژه نامه‌ی دومین سالگرد شهادت شهید طهرانی مقدم و شهدای غدیر" در مصاحبه با یکی از همکاران شهید طهرانی مقدم، وی در خصوص ویژگی‌های شخصیتی شهید در زمینه کاری چنین می‏گوید: «حداکثر زمان پروژه‌هایش 2 ماه بود. اصل بر این بود کار شبانه روزی است؛ و زمان برایش خیلی مهم بود. در پروژه‌ها همیشه همزمان خودش با گروه بر روی پروژه کار می‌کرد؛ و بدن حرف و تشر زدن چون می‌دانستیم که اگر کار ما پیش نرود از خود حاجی (شهید طهرانی مقدم) جا می‌مانیم؛ و این از شاخصه‌های او در کار عملیاتی بود؛ و همیشه می‏گفت: «پروژه‌ای که شما زمانی را در آن به نشستن و سلام و علیک و بحث درباره‌ی اینکه چه جوری شروع کنیم به دردم نمی‌خورد. ما اصلاً پروژه‏ی 6 ماهه نداریم.»

ما "شیعه" هستیم و بهتر از آمریکایی‌ها و روس‌ها یک جمله شهید طهرانی مقدم داشت که شاید بتوان آن را شاخص دیگری در روش علمی و عملیاتی او دانست. جمله این بود: «طرحی را که آمریکایی‌ها یا روس‌ها کارکرده‌اند 2 پیام برای ما دارد، یکی اینکه این کار شدنی است چون یک ایده و طرحی روی همین کره زمین هست و یکسری آدم روی کره زمین هست که آن ایده را انجام داده‌اند ترجمه این کار در جهان ما این است که پس این کار شدنی است. پیام دومی هم دارد، اینکه ما، قطعاً از اینها بهتر می‌توانیم این کار را انجام دهیم چون که ما "شیعه" هستیم و کمک اهل بیت(ع) پشت سر ماست. این آمریکایی‌ها برای یک کار کوچک هزارتا تست زده‌اند تا به نتیجه رسیده‌اند، ولی تو با 10 تا تست می‌توانی به نتیجه برسی، چون آن ایرادی که تو باید رفع کنی تا تست جواب دهد را خدا چون تو به اهل بیت(ع) توسل شده‌ای، صاف می‌گذارد جلوی چشمت تا آن را سریع‌تر از آنها ببینی...»»